| وب سایت تخصصی نماز | آغاز شد این دفتر برای کسانی که میخواهند محبوب خدا شوند ....قربه الی الله .... برای محبوب شدن نزد خدا چند قدم بیشتر فاصله نداریم .... یاعلی « ارزنـــده تـرین گــوهر مصـود نـــماز است / زیبنــده تـرین هــدیه معبـود نـــماز است / ای دوست بگـو تـا همـه ی خـلق بداننـد / مقصود حق از خلقت موجود نـماز است. »
 
94 - نور تسبيح فاطمه سلام الله عليها
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 1 اردیبهشت 1392 

در مكارم الاخلاق نقل شده كه :

در دست فاطمه زهرا عليها السلام تسبيحى از نخ پشمينى كه صد گره خورده بود وجود داشت كه تعداد تكبيرها در آن با گره موجود بود كه در دست مىگرداندند و تكبير گفته و تسبيح مىكردند تا اين كه حمزه سيدالشهدا عموى پيامبر شهيد شد، پس از شهادت حمزه براى ساختن دانه هاى تسبيح از تربت او استفاده شد. وقتى كه موضوع شهادت حضرت اباعبدالله الحسين سالار شهيدان عليه السلام واقع شد مردم از تربت آن بزرگوار براى ساختن دانه هاى تسبيح استفاده نمودند؛ زيرا كه در خاك و تربت سرور جانبازان عالم فضيلتى عظيم وجود دارد. امام صادق عليه السلام فرمودند: تسبيح از نخ ‌هاى آبى درست شده و سى و چهار دانه داشت و آن تسبيح مادر ما فاطمه زهرا بود وقتى حمزه شهيد شد از خاك قبر او دانه هاى تسبيح ساخته شد كه با آن بعد از هر نماز تسبيح گفته  مى شد. (67)



:: ادامه مطلب
93 - تسبيح تربت
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 1 اردیبهشت 1392 

امام صادق عليه السلام مى فرمايد : سجده بر تربت قبر حسين عليه السلام تازمين هفتم را نور باران مىكند، و كسى كه تسبيحى از خاك مرقد حسين عليه السلام با خود داشته باشد، تسبيح گوى حق محسوب مىشود، گرچه با آن تسبيح نگويد. (66)



:: ادامه مطلب
92 - تسبيح و امام سجاد عليه السلام
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 1 اردیبهشت 1392 

روايت شده است : هنگامى كه حضرت زين العابدين عليه السلام را نزد يزيد بردند، يزيد تصميم گرفت ايشان را بكشد. ازاين رو، شروع به صحبت كرد تا شايد حضرت سخنى گويد كه موجب قتلش بشود، ولى امام سجاد عليه السلام همان اندازه سخن مىگفت كه يزيد با ايشان گفتگو كرده بود. در دست حضرت تسبيح كوچكى بود كه با انگشتانش آن را مىچرخانيد و صحبت مىكرد. يزيد عليه اللعنه گفت: من با تو صحبت مىكنم و تو پاسخ مرا در حالى مىدهى كه انگشتانت تسبيح را مىچرخاند، چگونه اين كار را روا مىدانى

حضرت فرمود: پدرم از جدم به من خبر داد هنگامى كه نماز صبح را مىخواند و از جا حركت مىكرد، چيزى نمى گفت تا اين كه تسبيح را به دست گرفته اين دعا را مىخواند:

اللهم اصبحت اسبحك و احمدك و اهلك و اكبرك بعدد ما ادير به سبحتى. خداوندا! من صبح كردم در حالى كه تو را تسبيح و تحميد و تهليل و تكبير و تمجيد مىگويم، به تعداد دانه هاى تسبيحى كه مىگردانم.

و سپس تسبيح را به دست گرفته آن را مىچرخانيد و هر چه دلش مىخواست سخن مىگفت بدون اين كه ذكرى و تسبيحى بگويد و مىفرمود كه اين برايش حساب شده موجب حفظ و نگهدارى اوست تا اين كه به رختخوابش مىرفت. آن هنگام كه در بسترش جاى مىگرفت، همان ذكر را مىگفت و تسبيح را زير سرش مىگذاشت. از آن لحظه تا وقتى كه از خواب برمى خاست، براى آن حضرت ذكر و تسبيح به شمار مىآمد. من در اين كار به جدم اقتدا كرده و به خاطر پيروى از او انجام داده ام.

يزيد عليه اللعنه براى چندمين بار به حضرت گفت: من با هيچ يك از شما صحبت نكردم مگر اين كه طورى پاسخ گفت كه بر من چيره شد. و سپس از قتل حضرت صرف نظر كرده و دستور داد ايشان را آزاد كنند. (65)



:: ادامه مطلب
89 - تعليم تسبيح به فرزندان
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : دوشنبه 19 فروردین 1392 

پيامبر اسلام بهترين درس را به دخترش زهرا عليها السلام آموخت كه عبارت از تسبيح باشد و از آن زمان تا زمان ما ميليون ها انسان در تعقيبات نماز خود آن تسبيح را مىخوانند. از پيشگاه خداوند به احترام تسبيح كوثر خدا عرض حاجت مىكنند و رفع مشكلات در زندگى و موفقيت را خواهانند.

در كتاب قرب الاسناد از امام صادق عليه السلام آمده است :

ما به فرزندان و كودكان خود امر مىكنيم تسبيحات فاطمه زهرا عليها السلام را بخوانند همانگونه كه آنان را امر به نماز مىكنيم تو نيز (خطاب به اباهارون) خود را بر اين امر وادار كن كه هر بنده اى آن را نخواند به بدبختى مىافتد. (62)



:: ادامه مطلب
90 - تسبيح به حالت حضور قلب طولانى
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : دوشنبه 19 فروردین 1392 

شيخ قاسم على بن هلال جزائرى تسبيح حضرت زهرا عليها السلام را زياده بر يك ساعت طول مىداد؛ زيرا هر لفظى از اذكار تسبيح را كه بر زبان جارى مىكرد، به همراه آن اشك هايش سرازير مىشد. (63)



:: ادامه مطلب

از حضرت امام على عليه السلام نقل شده است كه فرمود:

فاطمه زهرا عزيزترين عزيزان رسول خدا صلّى الله عليه و آله در خانه من بود، اين بانو آن قدر با آسياب آرد كرد تا دست هايش پينه بست و آن قدر از چاه آب كشيد كه اثر آن بر سينه اش باقى مانده بود و به اندازه اى خانه را روبيد تا اين كه لباسهايش غبارآلود شد. و آن قدر زير ديگ آتش برافروخت تا لباسش كثيف و گردآلود گرديد و به همين علت به سختى و زحمت افتاد، روزى شنيديم غلام چندى خدمت پيامبر صلّى الله عليه و آله آوردند به فاطمه گفتم: وقتى خدمت پدر خود رفتى از وى خادمى را بخواه تا در كارها مددكار باشد و از اين همه رنج و محنت آسوده شوى.

پس فاطمه زهرا خدمت رسول خدا رفت، ملاحظه كرد كه گروهى با ايشان مشغول بحث و گفتگو هستند، لذا بدون اين كه با پدر سخنى بگويد به خاطر شرم و حيا بازگشت. على عليه السلام فرمود: چون رسول خدا مىدانست كه فاطمه زهرا براى حاجت نيازى مراجعه كرده است، لذا خود به منزل ما آمد، حضرت فرمود: فاطمه جان! براى چه منظورى به سوى من آمدى و دو مرتبه سوال فرمود و فاطمه ساكت بود، على عليه السلام مىگويد: عرض كردم: اى رسول خدا من علت را براى شما ذكر مىنمايم. فاطمه آن قدر سنگ آسياب را چرخانده كه دستش پينه بسته و آن قدر آب كشيده كه بر سينه اش اثر آن باقى مانده و آن قدر خانه را جاروب كرده كه لباسش خاك آلود شده و آن قدر آتش در زير ديگ افروخته كه پيراهن او كثيف شده و بوى دود گرفته. شنيديم كه غلامان و خادمان چندى را خدمت شما آوردند، به وى گفتم: به سراغ پدر خود رفته از ايشان خدمتكارى بخواه تا تو را مساعدت نمايد.

رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: شما را از مطلبى آگاه كنم كه بهتر است براى شما از خادمى كه سوال كرديد، وقتى از خواب برخاستيد (در بعضى روايات است وقتى به رختخواب رفتيد) سى و چهار بار الله اكبر و سى و سه بار سبحان الله و سى و سه بار الحمدلله بگوييد آن بتهر است براى شما از خادم كه خدمت شما را بكند. (61)



:: ادامه مطلب
 

 


 
» تعداد مطالب : 2884
» کل نظرات : 135
» بازديد کل : 2422370
» تاريخ ايجاد وبلاگ :
شنبه 30 دی 1391 
» آخرين بروز رساني :
سه شنبه 19 دی 1396