| وب سایت تخصصی نماز | آغاز شد این دفتر برای کسانی که میخواهند محبوب خدا شوند ....قربه الی الله .... برای محبوب شدن نزد خدا چند قدم بیشتر فاصله نداریم .... یاعلی « ارزنـــده تـرین گــوهر مصـود نـــماز است / زیبنــده تـرین هــدیه معبـود نـــماز است / ای دوست بگـو تـا همـه ی خـلق بداننـد / مقصود حق از خلقت موجود نـماز است. »
 
نیاز اساسی بشر امروز
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391 

یكی از نیازهای ثابت همگانی تغییرناپذیر و نسخ ناپذیر كه زمان، توان تاثیرگذاری در آن را ندارد؛ موضوع عبادت و پرستش است. یكی از نیازهای اساسی بشر پرستش است. پرستش حالتی است كه در آن انسان از ناحیه باطنی خود به حقیقتی كه او را آفریده و خود را در قبضه قدرت او می بیند و خود را نیازمند و محتاج او می داند؛ توجه می كند. این حالت در واقع سیری است از خلق به سوی خالق.

عدم پرستش و عبادت، در روح بشر عدم تعادل را ایجاد می كند. با یك مثال مفهوم عدم تعادل را روشن می نماییم. حیوانی باربر را در نظر بگیرید كه خورجینی روی او قرار داده شده كه یك طرف پر و طرف دیگر خالی باشد كه در این صورت تعادل ایجاد نشده و حركت حیوان بسیار دشوار می شود؛ انسان نیز به همین صورت است. در وجود او خانه ها و فضاهای خالی زیادی وجود دارد، در دل انسان جای خیلی از چیزها است. حال هر نیازی كه برآورده نشود، روح انسان را مضطرب و نامتعادل می سازد. اگر انسان بخواهد در تمام عمر به عبادت بپردازد و به دیگر نیازهایش بی توجه باشد؛ همان نیازها او را ناآرام و ناراحت می نمایند. و یا بالعكس اگر انسان همیشه به دنبال مادیات باشد و جایی برای معنویات نگذارد، باز هم روح و روان او ناراحت و نا آرام است.

" نهرو" مردی است كه از سنین جوانی لامذهب شده بود. در اواخر عمرش یك دگرگونی و انقلابی در وجودش ایجاد شد. او می گوید: من هم در روح خود و هم در جهان یك خلأ، یك جای خالی احساس می كنم كه هیچ چیزتوان پركردن آن فضا را ندارد الا معنویت.اضطرابی كه در جهان پیدا شده، علتش اینست كه نیروهای معنوی جهانتضعیف شده است. او می گوید: الان در اتحاد جماهیر شوروی- قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی- این ناراحتی به سختی وجود دارد. تا وقتی كه مردم آنجا گرسنه بودند و گرسنگی اجازه نمی داد كه درباره چیز دیگری فكر بكنند، یكسره در فكر تحصیل معاش بودند. حال كه زندگی عادی پیدا كرده اند یك ناراحتی روحی در میان آنان پیدا شده است. زمانی كه از كار، بیكار می شوند تازه اول مصیبت آنهاست كه این ساعات فراغت را با چه چیز پرنمایند؟ بعد می گوید: من گمان نمی كنم اینها بتوانند آن ساعات را جز با یك امور معنوی با چیز دیگری پر كنند. و این همان خلایی است كه من دارم.

پس عبادت یك نیاز واقعی انسان است. امروز كه در دنیا بیماری های روحی و روانی زیاد شده است، به علت روی برگرداندن انسان از عبادت و پرستش است. نماز قطع نظر از هر چیزی، طبیب خانه است؛ یعنی اگر ورزش برای سلامتی مفید است، اگر آب سالم و تصفیه شده برای هر خانه ای لازم است، اگر هوای پاك برای هر كس ضروری است، نماز هم برای سلامتی انسان لازم است. اگر انسان در شبانه روز ساعتی را به راز و نیاز با پروردگار اختصاص دهد، روحش را پاك می كند. عنصرهای موذی به وسیله نماز از روح انسان بیرون می روند.

از نظر اسلام سرلوحه تعلیمات، عبادت است. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: به خدا بعد از ایمان، چیزی در حد نماز نیست. پیامبراكرم صلوات الله علیه می فرماید: نماز مثل چشمه آب گرمی است كه در خانه انسان باشد و انسان روزی پنج بار در آن آب گرم شست و شو كند.

خداوند در قرآن كریم می فرماید:" ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون".( ذاریات/ 56)؛ ما جن و انس را خلق نكرده ایم مگر برای این كه عبادت كنند. هدف از خلقت انسان عبادت است و انسان از راه عبادت و پرستش است كه به كمال می رسد. استغفار و عبادت در مقابل ایزد منان انسان را به انسانیت می رساند. امام صادق علیه السلام می فرماید: پیامبر(ص) در هیچ مجلسی نمی نشست مگر این كه 25 بار استغفار می كرد، و می گفت: استغفرالله ربی و اتوب الیه.

و یا حضرت علی علیه السلام با آن عظمت انسانی كه داشت وقتی در محراب عبادت قرار می گرفت غرق در خدا می شد و آن گونه عبادات باعث روشن ضمیری و قدرت حضرت می شد.

" عدی بن حاتم" از یاران نزدیك حضرت بود. روزی به نزد معاویه آمد در حالی كه سالها از شهادت امیرالمومنین گذشته بود. معاویه می دانست كه عدی از یاران قدیمی امام است، پس خواست كاری كند كه عدی سخنی بر علیه امام بگوید. از او پرسید: عدی! این الطرفات؟ پسرانت كجا هستند؟- عدی سه پسر داشت كه در سنین جوانی در ركاب امام درجنگ صفین به شهادت رسیده بودند- معاویه با این سوال قصد ناراحت كردن عدی را داشت. عدی گفت: پسرانم در ركاب مولایشان علی با تو كه در زیر پرچم كفر بودی جنگیدند و كشته شدند. معاویه گفت: علی درباره تو انصاف نداد. گفت: چطور؟ معاویه پاسخ داد: پسران خویش را نگه داشت و پسران تو را به كشتن داد.

عدی گفت: معاویه من درباره علی انصاف ندادم كه اكنون او در زیر خروارها خاك باشد و من زنده باشم. ای كاش مرده بودم و علی زنده می ماند.

معاویه دید تیرش به هدف نخورد پس با نرمی گفت: الان دیگر از این حرفها گذشته كمی از كارهای علی را برایم توصیف كن. عدی عذر خواست و معاویه اصرار نمود. در نهایت عدی اینگونه حضرت را توصیف نمود: " یتفجرالعلم من جوانبه والحكمة من نواحیه" ؛ علی مردی بود كه علم و حكمت از اطرافش می جوشید. علی آدمی بود كه در مقابل ضعیف، ضعیف بود و در مقابل ستمكاران، نیرومند.

معاویه حال منظره ای را كه به چشم خود دیدم را برایت می گویم: در یكی از شبها علی را در محراب عبادت دیدم كه غرق در خدا بود و محاسنش را به دست مبارك گرفته و می گفت: آه از این دنیا و آتش های آن، یا دنیا! غری غیری؛ ای دنیا كس دیگر غیر از من را بفریب.

عدی، حضرت را آن چنان  وصف نمود كه دل سنگ معاویه تحت تاثیر قرار گرفت به طوری كه با آستین لباسش اشكهای صورتش را پاك كرد. و بعد گفت: دنیا عقیم است كه مانند علی بزاید.

پس عبادت از ارزش والایی برخوردار است كه انسان به جز تعداد معدودی به عظمت و ارزش واقعی آن پی نبرده است. یكی از عالیترین گونه عبادت نماز است. نماز پناهگاهی مطمئن و دژی استوار و خلل ناپذیر است. داروی اضطرابها و نگرانیها و دوای ترسها و دلهره هاست.

فریضه نماز در فرهنگ اسلام، به گونه ای تشریح شده است كه اگر انسان، آن را با تمام مراحل و شرائط، انجام دهد در واقع مسیر همه زیبائیها را پیموده و از همه زشتیها در امان می ماند.

در نماز زیربنای سعادت و خوشبختی دنیوی پایه ریزی شده است. در نماز ریشه و اصول اعتقادی كامل می گردد، معرفت و عرفان حقیقی به دست می آید، روح تعبد و معنای عبادت، روشن و عملی می شود. عالی ترین روشهای اخلاقی و تربیتی اجرا می گردد، به بهترین وجه مسائل اجتماعی، حقوقی و انسانی تعلیم می شود، به پاكترین نوع به مسائل مالی و اقتصادی توجه می گردد و بالاخره بهداشت جسم و روح و طهارت تن و روان، مورد توجه عمیق قرار می گیرد.

از آنجا كه عبادت نقشی مهم در به كمال رساندن انسان بر عهده دارد بر آن شدیم كه در این خصوص بیشتر توجه نموده و در سلسله مباحثی به مقدمات آن و اسرار عرفانی و اخلاقی آن بپردازیم و امید داریم كه اولاً مورد قبول حضرت حق و در ثانی  مورد قبول و استفاده شما عزیزان قرار بگیرد. در این بخش نماز را از دیدگاه قرآن بررسی می نماییم.


نماز از دیدگاه قرآن

نماز در تمام ادیان الهى به عنوان برترین آیین عبادى و ركن معنویت و ارتباط با خداوند مطرح بوده است. درخواست ‏حضرت ابراهیم(ع) چنین بوده است كه:« رب اجعلنى مقیم الصلوة و من ذریتى ... (ابراهیم /‏40)؛ پروردگارا، من و ذریه‏ام را برپا دارنده نماز قرار ده.‏» به حضرت موسى (ع) در كوه طور خطاب شد:« اننى انا الله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوة لذكرى(طه /‏14)؛ همانا من الله هستم، معبودى جز من نیست مرا پرستش كن و نماز را براى یاد من برپا دار.»

حضرت عیسى(ع) مى‏گوید:«... و اوصانی بالصلوة والزكاة ما دمت ‏حیّا (مریم /‏31)؛... و مرا توصیه نموده به نماز تا زمانیكه زنده هستم.‏»

و در چند جاى قرآن سخن از میثاق بنى‏اسرائیل آمده است كه بخشى از مواد آن اقامه نماز است.(1)

در آیین مقدس اسلام نیز« نماز» جایگاه ویژه‏اى دارد و در قرآن كریم بر آن تاكید فراوان شده است.

در این كتاب الهى وظایفى براى مسلمانان، در مقابل نماز مقرر شده است. این وظایف عبارتند از:


1- برپایى نماز

در آیات زیادى برپایى نماز در كنار«ایتاء زكوة‏»؛ پرداختن زكات آمده است.

تكیه بر این دو ركن، در حقیقت ‏براى بیان این واقعیت است كه مسلمان شایسته، هم در پیوند با خداوند باید ارتباط عاشقانه و صمیمى داشته باشد و هم در رابطه با مردم بى ‏تفاوت نبوده و وظایف واجب و مستحب مالى خود را انجام داده، به فكر محرومان جامعه باشد. عالى ‏ترین شكل ارتباط عاشقانه با خداوند نماز است و بهترین شیوه ارتباط با مردم حل مشكلات مادى آنهاست كه با اداى وظایف مالى، از سوى مسلمانان این مهم برآورده مى‏شود.(2) در قرآن كریم «اقامه نماز» و«ایتاء زكوة‏» به عنوان محك ایمان، تقوى، اخلاص و ... شمرده شده (3) و این دو در حقیقت اولین گام وفادارى به دین معرفى شده‏اند. قرآن كریم درباره برخورد با مشركین مى‏فرماید:« فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزكوة فخلوا سبیلهم(توبه /‏5)؛ هرگاه توبه كنند و نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند، آنها را رها ساخته و مزاحمشان نشوید...»

در آیه دیگرى آمده است« فان تابوا واقاموا الصلوة و آتواالزكوة فاخوانكم فى الدین ...(توبه/‏11)؛ پس اگر توبه كردند و نماز را برپا داشته و زكات را بپردازند پس برادران دینى شما هستند...»


معناى اقامه نماز چیست؟

به نظر مى‏رسد با توجه به ریشه لغوى اقامه، كه از قیام - در مقابل قعود است - اقامه نماز را به معناى برپایى آن بگیریم،  در مقابل آن زمین ماندن و زمین گیر شدن و بى‏اعتنایى به آن است و این معنا داراى مصادیقى است:

1. گزاردن درست نماز با حدود و شرایط آن.

2. به جاى آوردن نماز به نحو كامل و احسن.

3. تداوم در برپایى نماز.

4. تلاش براى مطرح كردن و گسترش نماز در جامعه.

راغب در مفردات گوید:

« و لم  یأمر تعالى بالصلوة حیثما امر ولا مدح به حینما مدح الا بلفظ الاقامة تنبیهاً ان المقصود منها توفیة شرائطها لا الاتیان بهیئاتها ... (4)؛ در تمام مواردى كه خداوند به نماز امر فرموده یا آن را ستوده است واژه اقامه را به كار برده است تا به این معنا توجه دهد كه مقصود از نماز، گزاردن نماز واجد شرایط است نه تنها به جاى آوردن هیات نماز (بدون روح).»

در قرآن كریم، اقامه نماز با ویژگى‏هاى ذیل مطلوب است:

الف - برپا داشتن نماز، با نشاط و شادابى.

در دو آیه از قرآن، نماز خواندن با كسالت از ویژگى‏هاى منافقان شمرده شده است:« ... و اذا قاموا الى الصلوة قاموا كسالى ... (نساء /142)؛ و هنگامى كه به نماز مى‏ایستند از روى كسالت مى‏ایستند...»

«... ولا یاتون الصلوة الا و هم كسالى ... (توبه / 54)؛ و نماز به جا نمى‏آورند جز با حال اكراه و كسالت.»

و ویژگى چنین نمازى جز نماز بى ‏كیفیت كه به همه چیز، جز نماز شبیه است، نیست. در روایتى از حضرت امام سجاد(ع) مى‏خوانیم:

«ان المنافق ینهى ولا ینتهى و یأمر بما لایأتی و اذا قام الى الصلوة اعترض؛ منافق (از كار زشت) نهى مى‏كند، ولى خود از آن كار دست نمى‏كشد و فرمان مى‏دهد(به خوبى) ولى خود انجام نمى‏دهد و چون به نماز بایستد اعتراض مى‏كند.» راوى مى‏گوید: پرسیدم:« ما الاعتراض؛ اعتراض چیست؟‏» حضرت فرمود:«الالتفات و اذا ركع ربض؛ رو به راست و چپ گردانیدن و چون ركوع  كند خود را مانند گوسفند به زمین اندازد(یعنى بعد از ركوع نایستد و به همان حال به سجده رود.» (5)

ب - اهتمام به نماز و وقت فضیلت آن

قرآن كریم مى‏فرماید:« فویل للمصلین. الذین هم عن صلوتهم ساهون.(ماعون / 4 و 5)؛ پس واى بر نمازگزارانى كه از آن غافلند.»

«ساهون‏» آنانند كه از اصل نماز غافلند، توجهى به آن ندارند، گاه آن را نمى‏خوانند، گاه در آخر وقت مى‏خوانند. قرآن كریم مى‏گوید این مساله در ضعف اعتقاد دینى او ریشه دارد. گفتنى است كه «سهو» و«اشتباه‏» در نماز مورد نظر آیه نیست، زیرا اگر چنین بود، مى‏فرمود:« فى صلوتهم‏» در نمازشان نه «عن‏ صلوتهم‏» از نمازشان. یونس بن عمار از حضرت امام صادق (ع) پرسید: مقصود از سهو همان وسوسه شیطان است؟ حضرت فرمود:«لا، كل احد یصیبه هذا ولكن ان یغفلها و یدع ان یصلى فی اول وقتها(6) ؛ نه هر كس مبتلا به وسوسه مى‏شود بلكه مقصود آن است كه از اصل نماز غفلت كند و در اول وقت نخواند.» امام صادق (ع) در روایتى فرمود:« تاخیر الصلوة عن اول وقتها لغیرعذر (7) مقصود از سهو آنست كه نماز را بی هیچ عذری به تأخیر اندازد.‏»

در روایتى از حضرت امام على (ع) مى‏خوانیم:

«لیس عمل احب الى الله عزوجل من الصلوة فلا یشغلنكم عن اوقاتها شى‏ء من امورالدنیا فان الله عزوجل ذم اقواما فقال الذین هم عن صلاتهم ساهون یعنى انهم غافلون استهانوا باوقاتها(8)؛ هیچ كارى نزد خداوند محبوبتر از نماز نیست، پس نباید در وقت نماز هیچ یك از امور دنیا شما را  به خود مشغول سازد كه خداوند گروهى را كه به نماز بی توجه هستند نكوهش كرده است، یعنی آنان از نمازغفلت ورزیده اند و حریم وقت نماز را نگه نمى‏دارند.»

علاوه بر توجه به اصل نماز باید در نماز نیز انسان به این نكته توجه داشته باشد كه در مقابل حضرت حق ایستاده با او سخن مى‏گوید، باید تمام وجود خویش را به این میهمانى ببرد تا شیطان جرأت زمینه ‏سازى براى خروج از این میهمانى را فراهم نسازد.

«یا ایها الذین آمنوا لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى حتى تعلموا ما تقولون ... (نساء /‏43)؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، در حالى كه مست هستید به نماز نزدیك نشوید تا بدانید چه مى‏گویید...»

ظاهر آیه روشن است و نیاز به توضیح ندارد كه مقصود، نهى از نماز در حال مستى است لكن از تحلیل«حتى تعلموا ما تقولون‏» مى‏توان این معنا را برداشت كرد: نماز مطلوب آن است كه انسان با عنایت و توجه نماز بخواند، بداند كه چه مى‏گوید و با كه سخن مى‏گوید. مؤید این برداشت روایت امام باقر(ع) است كه فرمود: در حالتى كه كسل هستید یا خواب آلود یا سنگین، مشغول نماز نشوید، زیرا خداوند مؤمنان را از نماز خواندن در حال مستى نهى كرده است. (9)

ج - نماز با خشوع

از مصادیق اقامه نماز به جاى آوردن نماز با خشوع آن است.

« قد افلح المؤمنون. الذین هم فی صلاتهم خاشعون (مؤمنون /1- 2)؛ به تحقیق مؤمنان رستگار شدند آنها كه در نمازشان خشوع دارند.»

خشوع به معناى تواضع و ادب جسمى و روحى است كه در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمى در انسان پیدا مى‏شود و آثارش در بدن ظاهر مى‏گردد.

فیومى گوید:«خشع خشوعا اذا خضع و خشع فی صلاته و دعائه اقبل بقلبه على ذلك و هو مأخوذ من خشعت الارض اذا سكنت و اطمأنت (10)؛ خشوع به معناى تواضع است و خشوع در نماز و دعا به معناى اقبال قلبى بر آن است و این واژه برگرفته از سكون و اطمینان است، آن چنان كه براى سكون زمین واژه خشوع به كار رفته و مى‏گویند: «خشعت الارض‏.» خشوع در نماز؛ یعنى جسم و روح را در نماز به دیدار خداوند بردن و انقطاع از غیر او، آن چنان كه برگزیدگان خداوند، پیامبر و آل - علیهم السلام - چنین بودند. اولین فرودگاه این خشوع روح است كه بر جسم نیز اثر مى‏گذارد؛ یعنى آن كس كه در نماز خشوع دارد در حال نماز اعضا و جوارح او نیز آرام بوده، پیوسته بازى با ریش و صورت ندارد! در حدیثى مى‏خوانیم كه پیامبر (ص) مردى را دید كه در حال نماز با ریش خود بازى مى‏كند، فرمود:« اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه؛ (11) اگر او در قلبش خشوع بود، اعضاى بدنش نیز خاشع مى‏شد.»

د - دوام در نماز

از مصادیق اقامه نماز« دوام نماز» است.

در سوره معارج پس از آن كه خداوند برخى صفات ناشایست انسان‏ها را مورد تذكر قرار مى‏دهد، اوصاف شایسته آنها را هم ذكر مى‏كند كه از جمله آن:«الا المصلین. الذین هم على صلاتهم دائمون(معارج /‏22- 23)؛ مگر نمازگزاران حقیقی،آنان كه بر نماز خود تداوم دارند.» ظاهر آیه دوام است؛ یعنى هم به وقت نماز مى‏خوانند و هم همیشه نماز مى‏خوانند، این گونه نیست كه نماز خواندن آنها مقطعى باشد و چنین نمازى است كه اگر جزو برنامه زندگى شد و با حدود آن به جاى آورده شد انسان را از فحشا و منكر باز مى‏دارد. و اصولا برنامه‏هاى تربیتى جز با تداوم كارآیى لازم را ندارند، لذا در حدیثى از پیغمبراكرم (ص) مى‏خوانیم:« ان احب الاعمال الى الله مادام و ان قل (12)؛ محبوبترین اعمال نزد خداوند كارى است كه انسان بر آن مداومت داشته باشد هر چند كم باشد.»

ه - گسترش و مطرح كردن نماز در جامعه

بدون تردید از مصادیق «اقامه نماز» گسترش و مطرح كردن نماز در جامعه است (نه تنها مصداق). پیش از این، مصادیق اقامه نماز در بعد فردى مورد توجه قرار گرفت و اینك آن را از بعد اجتماعى مورد بررسى قرار مى‏دهیم.

قرآن كریم مى‏فرماید از ویژگى‏هاى یاران خداوند آن است كه:« الذین ان مكناهم فى الارض اقامواالصلوة و آتواالزكاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر ولله عاقبة الامور(حج /41)؛ آنها كسانى هستند كه هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا مى‏دارند و زكات را ادا مى‏كنند و امر به معروف و نهى از منكر مى‏نمایند و عاقبت كارها در دست خداست.»

از این آیه شریفه به قرینه واژه تمكین(كه به معناى فراهم ساختن وسائل و ابزار كار است؛ اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهى كافى و توان و نیروى جسمى) مى‏توان استفاده كرد كه مردان خدا از قدرت خود در جهت اقامه نماز استفاده مى‏كنند، علاوه بر آن كه خود اهل اقامه نمازهستند، بر مطرح كردن آن در جامعه تلاش مى‏كنند.

با مصادیق پنجگانه فوق مى‏توان معناى وسیع «اقامه نماز» را در قرآن دریافت. بحث پیرامون اولین وظیفه در قبال نماز؛ یعنى«اقامه نماز» را با كلامى از شهید علامه آیة الله مطهرى به پایان مى‏برم:

« به پا داشتن نماز آن است كه حق نماز ادا شود؛ یعنى نماز به صورت یك پیكر بى‏ روح انجام نگردد، بلكه نمازى باشد كه واقعا بنده را متوجه خالق و آفریننده خویش سازد و این است معنى ذكرالله كه در آیه شریفه 14 سوره طه بدان اشاره شده:«اقم‏الصلوة لذكرى‏» یاد خدا بودن مساوى است‏ با فراموش كردن غیر خدا؛ اگر انسان ولو مدت كوتاهى با خداوند در راز و نیاز باشد و از او استمداد جوید و او را ثنا گوید، او را به الله بودن، رب بودن، رحمان بودن، رحیم بودن، احد بودن، صمد بودن، لم یلد و لم یولد و لم ‏یكن له كفوا احد بودن توصیف كند، عالى‏ترین تاثیرها در نفس او گذاشته مى‏شود و روح انسان آن چنان ساخته مى‏شود كه مذهب اسلام مى‏خواهد و بدون چنین برنامه‏اى امكان‏ پذیر نیست.‏» (13)


2 - پاسداشت‏ حریم نماز

دیگر وظیفه مؤمنان در قبال نماز، پاسداشت ‏حریم نماز است؛ نكوداشت نماز، جایگاه ویژه‏اى در زندگى براى آن قائل بودن و به جاى آوردن آن با آداب واجب و مستحب از مصادیق آن است. نگهدارى حریم نماز نقطه مقابل استخفاف است؛ یعنى سبك شمردن نماز و شان و منزلتى براى آن ندیدن! كه امام صادق (ع) فرمود:« ان شفاعتنا لن‏ تنال مستخفاً بالصلوة‏.» (14) كه ترجمه آن این دو بیت است:

گویم ز امام صادق این طرفه حدیث         تا شیعه او به لوح دل بنگارد

فرمود كه بر شفاعت ما نرسد      هر كس كه نماز را سبك بشمارد

قرآن كریم از این «حریم نگهدارى‏»، تعبیر به حفظ كرده است:

«حافظوا على الصلوات والصلوة الوسطى ... (بقره / 238)؛ در انجام همه نمازها و نماز وسطى كوشا و مراقب باشید.» در این آیه بر مراقبت همه نمازها، به ویژه نماز وسطى تاكید شده است. این كه « صلوة ‏وسطى‏» كدام است؟ اقوال گوناگونى بین مفسران هست،(15) نمازظهر، نمازعصر، نماز مغرب، نمازعشا، نماز صبح، نماز جمعه، نماز شب، نماز وتر و... اینها برخى از اقوالى است كه در مصداق «صلوة وسطى‏» گفته شده است، ولى با توجه به شان نزول آیه بعید نیست كه مقصود از آن نماز ظهر باشد. در شان نزول آیه آمده است: جمعى از منافقان به بهانه گرمى هوا در نماز جماعت ظهر شركت نمى‏كردند و این سبب شده بود كه از جمعیت نماز جماعت پیامبر(ص) كاسته شود تا جایى كه گاه پشت ‏سر پیامبر یك صف یا دو صف بیشتر نبود. آیه شریفه تذكر به مؤمنان است كه حریم نماز را نگهدارید و با ترك جماعت‏ حریم این عبادت بزرگ را نشكنید. (16)

در سه آیه از قرآن نیز« محافظت‏ بر نماز» از ویژگى‏هاى مؤمنان شمرده شده است:

« والذین هم على صلاتهم یحافظون (17)؛ مؤمنان كسانى‏اند كه بر نمازهاى خویش مراقب‏اند.»

راغب در معناى حفظ گوید:« یستعمل فى كل تفقد و تعهد و رعایة ...» (18) این واژه در مورد تفقد، پیمان دارى و مراقبت ‏به كار مى‏رود.


3 - كمك گرفتن از نماز

انسان در زندگى مادى بدون تردید در تنگنا قرار مى‏گیرد، امكانات و توان انسان محدود است و با مشكلات بسیار و بدون پشتوانه نمى‏توان زندگى كرد. آنان كه مادى مى‏اندیشند، فقط به پشتوانه‏هاى مادى فكر مى‏كنند، ولى آنان كه الهى فكر مى‏كنند پیوسته با پشتوانه‏هاى معنوى خود را از بن بست مى‏رهانند. از این دست پشتوانه‏ها نماز است. نماز، جلوه برجسته یاد خداست و« دل آرام گیرد ز یاد خداى؛ الا بذكرالله تطمئن القلوب.‏» (رعد /‏28) « واستعینوا بالصبر والصلوة و انها لكبیرة الا علىالخاشعین (بقره / 45)؛ و از خدا به صبر و نماز یارى جویید (و با استقامت و كنترل هوس‏هاى درونى و توجه به پروردگار نیرو بگیرید) و این كار جز براى خاشعان سنگین است.‏»

بر این اساس است كه در روایات فراوانى آمده است كه وقتى پیامبر(ص) یا امام على (ع) با مشكلى رو به رو مى‏شدند به نماز روى مى‏آوردند. (19) امام صادق (ع) فرمود: مستند این كار همین آیه شریفه است. (20)

از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: چه مانعى دارد وقتى كه با غمى از غم‏هاى دنیا رو به رو مى‏شوید وضو گرفته به مسجد بروید، دو ركعت نماز بخوانید و در نماز دعا كنید، زیرا خداوند امر فرموده است: «واستعینوا بالصبر والصلوة.‏» (21) و بى‏تردید استوارترین پشتوانه در زندگى همین است و بس، دیگر پشتوانه‏ها سست است و غیر قابل اعتماد:« مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء كمثل العنكبوت اتخذت بیتا و ان اوهن البیوت لبیت العنكبوت لو كانوا یعلمون (عنكبوت/41)؛ مثل كسانی كه خدا را فراموش كرده، غیر از خدا را اولیا خود برگزیدند، حكایت خانه ای است كه عنكبوت بنیاد كند و سست‏ ترین خانه‏ها خانه عنكبوت است؛ اگر مى‏دانستند!»

«هر حیوان و حشره‏اى براى خود خانه و لانه‏اى دارد اما هیچ یك از این خانه‏ها به سستى خانه عنكبوت نیست. اصولا خانه باید دیوار، سقف، و درى داشته باشد و صاحب آن را از حوادث حفظ كند و طعمه و غذا و نیازهاى او را در خود نگه دارد. بعضى خانه‏ها سقف ندارند، اما لااقل دیوارى دارند یا اگر دیوار ندارند سقف دارند، اما لانه عنكبوت كه از تعدادى تارهاى بسیار نازك ساخته شده است نه دیوارى دارد، نه سقفى، نه حیاطى و نه درى . اینها همه از یك سو. از سوى دیگر مصالح آن به قدرى سست و بى ‏دوام است كه در برابر هیچ حادثه‏اى مقاومت نمى‏كند، اگر نسیم ملایمى بوزد تار و پودش را درهم مى‏ریزد. اگر چند قطره باران بر آن ببارد آن را متلاشى مى‏كند. كمترین شعله آتش به آن برسد، نابودش مى‏سازد، حتى اگر گرد و غبار بر آن بنشیند، پاره پاره مى‏شود و از سقف خانه آویزان مى‏گردد. معبودهاى دروغین این گروه، نه سودى دارد، نه مشكلى را حل مى‏كند و نه در روز بیچارگى پناهگاه كسى هستند.» (22) آرى فقط او پناهگاه است و بس!


4 - امر به نماز

دیگر وظیفه در قبال نماز«امر» به آن است. امر به معروف از فرایض بزرگ مكتب ماست و برترین معروف‏ها نماز است. معروفى كه اگر در جامعه، آن گونه كه دین خواسته مطرح باشد، ریشه بسیارى از منكرات خشكانده مى‏شود از ویژگى‏هاى مردان خدا آن است كه«امر» به نماز دارند. قرآن كریم در مورد حضرت اسماعیل صادق الوعد(كه این غیر از اسماعیل فرزند حضرت ابراهیم است (23) ) مى‏فرماید: « و كان یامراهله بالصلوة والزكوة ... ( مریم /55) و این پیامبر پیوسته خاندان خود را امر به نماز و زكات مى‏كرد...»

و در مورد دیگر، خطاب به پیامبر(ص) مى‏خوانیم:

« وامراهلك بالصلوة واصطبرعلیها ... (طه/ 132)؛ و خانواده خود را به نماز دستور ده و بر انجام آن شكیبا باش ...»

در این دو آیه بر«امر» اهل به نماز تاكید ویژه شده است، چرا كه اصلاح بنیان خانواده زیربناى سایر اصلاحات است. اگر خانواده‏ها، الهى شدند جامعه الهى خواهد شد. بر این اساس است كه در دو آیه فوق سخن از امر كردن خانواده به نماز است و این در حقیقت راهى برجسته براى نجات خانواده از آتش است همان كه در آیه شش سوره تحریم آمده است:« یا ایها الذین آمنوا قوا انفسكم و اهلیكم نارا وقودها الناس والحجارة ... ؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید خود و خانواده خویش را از آتشى كه هیزم آن انسان‏ها و سنگ‏هاست نگه دارید.»

از این آیه مى‏توان رسالت‏ سنگین پدر و مادر را در تربیت معنوى فرزندان استفاده كرد. در روایتى از پیامبر گرامى اسلام مى‏خوانیم:«الا كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعیته، فالامیر على الناس راع و هو مسؤول عن رعیته، والرجل راع على اهل بیته و هو مسؤول عنهم، فالمرأة راعیة على اهل بیت‏ بعلها و ولده و هى مسؤولة عنهم. الا فكلكم راع و كلكم مسؤول عن رعیته(24)؛ بدانید همه شما نگهبانید و همه در برابر كسانى كه مأمور نگهبانى آنها هستید مسئولید. امیر و رئیس حكومت اسلامى نگهبان مردم است و در برابر آنها مسؤول است، مرد نگهبان خانواده خویش است و در مقابل آنها مسؤول، زن نیز نگهبان خانواده شوهر و فرزندان است و در برابر آنها مسؤول مى‏باشد. بدانید همه شما نگهبانید و همه شما در برابر كسانى كه مأمور نگهبانى آنها هستید مسئولید.»

اینها برخى از وظایفى بود كه ما در قبال نماز - این امانت ‏بزرگ الهى - داریم امید كه امانت ‏دارى شایسته باشیم و در انجام وظایف خویش كوتاهى نكنیم. در بخشهای دیگر در مورد اسرار، آداب و اثرات نماز سخن می گوییم.

 

پى‏نوشت‏ها:

1- از جمله بقره /83 و مائده /12 و ... .

2- این برداشت در مواردى از تفسیر ارزشمند المیزان آمده است . از جمله ج‏9، ص‏328؛ ج‏15، ص‏127 و ج‏15، ص‏340، (چاپ بیروت) .

3- بقره (2) آیه 3؛ انفال (8)، آیه 3؛ رعد (13) آیه‏22؛ لقمان (31) آیه‏3 و حج (22) آیه‏35 و . . . .

4- المفردات فی غریب القرآن، ص‏418، (كتاب ‏فروشى مرتضوى تهران) .

5- اصول كافى، جلد دوم، ص‏396 (باب ضعة النفاق والمنافق حدیث‏3) .

6- مجمع البیان، ج‏10، ص‏548 و كنزالدقائق، ج‏15، ص‏498 (با تصحیح حاج آقا مجتبى عراقى) .

7- تفسیر القمى، ج‏2، ص‏444 و كنز الدقائق، ج‏15، ص‏497 .

8- الخصال، ج‏2، ص‏621 . (حدیث اربعماة) و كنزالدقائق، ج‏15، ص‏497 .

9- علل الشرائع، ج‏2، ص‏47 و كنزالدقائق، ج‏2، ص‏446 .

10- المصباح المنیر، ص‏170 .

11- مجمع البیان، ج‏7، ص‏99؛ انوارالتنزیل بیضاوى، ج‏3، ص‏159 و كنزالدقائق، ، ج‏7، ص‏559 .

12- اصول كافى، ج‏2، ص‏82، (چاپ آخوندى) .

13- آشنایى با قرآن، سوره‏هاى حمد و بقره، ص‏67 و 68 .

14- بحارالانوار، ج‏82، ص‏235 .

15- در تفسیر مجمع البیان شش قول، در تفسیر فخر رازى هفت قول، در تفسیر قرطبى ده قول، در تفسیر روح المعانى سیزده قول نقل شده است! !

16- تفسیر مجمع البیان، ج‏1 - 2، ص‏342 .

17- انعام / 92؛ معارج /‏34 ؛ مؤمنون /‏9 .

18- المفردات فی غریب القرآن، ص‏124 .

19- مجمع البیان، ج‏1 - 2، ص‏217 .

20- فروع كافى، ج‏3، ص‏480 .

21- تفسیر مجمع البیان، ج‏1 - 2، ص‏217 .

22- تفسیر نمونه، ج‏16، صص‏277 و 288 .

23- تفسیر البرهان، ج‏3، ص‏15 .

24- مجموعه ورام، ج‏1، ص‏6 .

 



:: ادامه مطلب
مسجد و جنبه‌های عبادی آن
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 

"بسمه تعالی"

مسجد و جنبه‌های عبادی آن

مهدی سلطانی رنانی

مسجد از نگاهی خانه‌ی خداست و از منظری دیگر مجلس و جایگاه پیام‌آوران بزرگ الاهی و مأوای همه‌ی تقواپیشگان است: «الْمَسَاجِدُ مَجَالِسُ‏ الْأَنْبِیَاءِ» « الْمَسَاجِدُ بُیُوتُ‏ الْمُتَّقِینَ...» در فرهنگ دینی، نام مسجد یادآور بندگی و کرنش در پیشگاه خداوند متعال است. مسجد به‌معنای جایگاه سجده و سجده اوج عبادت و بندگی انسان دربرابر خداست. ازاین‌رو، توصیف این خانه‌ی بزرگ و پرشکوه را باید از زبان صاحب آن شنید و برای شناخت و پی‌بردن به گوشه‌ای از فضائل و عظمت این بنیان مقدس، برترین راه دل سپردن به قرآن کریم است. در قاموس فرهنگ وحی، مسجد متعلق به ذات پاکی است که سرچشمه‌ی همه‌ی بزرگی‌هاست: «وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلاَ تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً» ، و مساجد ویژه‌ی خداست؛ پس هیچ کس را با خدا مخوانید.

 
 
 


:: ادامه مطلب
راه های ایجاد نشاط در عبادت
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 13 اسفند 1391 

این حالت روحی و روانی ، یعنی نگرانی نسبت به درک فضیلت اوقات و ایام و انجام اعمال و عبادات از نشانه های لطف خداوند متعال به انسان است و این دغدغه یکی از نعمت های بزرگ الهی است که اگر به خوبی از آن استفاده کنید می توانید موفق به انجام کارهای خوب و رسیدن به درجات عالی شوید!
در اسلام نسبت به انجام مستحبات یک سفارش کلی شده است که ائمه علیهم السلام فرموده اند: «مستحبات را تا جایی به جا آورید که به واجبات شما ضرر نزند»[1]

هم چنین فرموده اند: «مستحبات را تا جایی که نشاط دارید و از آن ها لذت می برید بجا آورید و هر گاه احساس کردید که میلی به آنها ندارید مستحبات را رها کرده به سراغ واجبات بروید و به واجبات اکتفا کنید»[2]
با توجه به این اصل کلی اگر شما علاقه و نشاط به انجام امور مستحب و درک فضیلت های اعمال غیر واجب دارید، بهتر است از راهی که علمای اخلاق ارائه کرده اند، یعنی «مرابطه» استفاده نمائید. البته برای انجام مثل خواندن نمازهای نافله، دائم الوضو بودن، نماز شب، قرائت و تدبر در قرآن، راز و نیاز با خدا، انجام اعمال مخصوص هر ماه و... ، باید یک برنامه زمان بندی داشت و هر کدام را در زمان خاص خود انجام داد و لذت و نشاط از آن را در وجود خود ایجاد کرد.
مثلا در مرحله اول، از دائم الوضو بودن شروع کنید و در مرحله بعد انجام نافله های روزانه و...

اما منظور از «مرابطه»[3]این است که برای انجام واجبات و مستحباتی که نفس انسان از آنها فرار می کند، و هم چنین برای ترک محرمات و مکروهاتی که نفس انسان به آنها علاقه نشان می دهد، باید دستورات چهارگانه (مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاتبه) را در وجود خود پیاده کنیم.


1- مرحله اول «مشارطه» است و عبارتست از اینکه شخص در هر شبانه روز یک بار در اول روز (بعد از نماز صبح) با نفس خود عهد و پیمان می بندد که چه کارهایی را انجام بدهد و چه کارهایی را ترک کند و مزیت ها و ضررهای هر کدام را برای نفس خود بیان (تلقین) می کند و از نفس خود تعهد می گیرد و با او شرط می کند که در انجام این اعمال کوتاهی نکند و اگر کوتاهی کند عقاب خواهد شد و نوع عقوبت و مجازات را نیز معلوم کند

2- مرحله دوم «مراقبت» است که انسان باید در طول روز متوجه و مراقب نفس خود باشد و او را به حال خود رها نسازد.

چرا که اگر نفس به حال خود رها شود، همه سفارش های گذشته را فراموش خواهد کرد و عهد و پیمان را خواهد شکست.

هم چنین باید مواظب و مراقب باشد اعمالی را که انجام می دهد خالصانه، به دور از شرک و ریا و منت باشد

3- مرحله سوم «محاسبه» است که باید در پایان روز، قبل از خوابیدن زمانی را تعیین کند و به حساب کارهای روزانه و تطبیق آن با قرارداد و شرط و شروط ها و و وصیت های اول روز بپردازد و اگر اعمال مطابق آن شرط ها بوده است، نفس را دعا و خدا را شکر کند و اگر کوتاهی کرده، از او قضا و جبران آن را طلب کند و اگر احیانا معصیتی را مرتکب شده، در مقام نکوهش او برآید و نفس خود را به زجر افکند و تلافی آن را از او بخواهد

4- مرحله چهارم «معاتبه و استیفاء» است، یعنی اگر بعد از محاسبه، نفس خود را خیانت کار و مقصر یافت، نباید به سادگی از او بگذرد زیرا اگر بی تفاوت باشد باعث جرأت نفس در انجام محرمات بیشتر می شود و معصیت های زیادتری را مرتکب خواهد شد


پس باید در مقام عقاب و تنبیه نفس بر آید و او را با انجام عبادت های سخت (روزه های پی در پی) و صدقه دادن اموالی که مورد علاقه اوست، تنبیه کرد.

و اگر غذای مشتبهی خورده است، او را گرسنگی دهد و اگر غیبت مسلمانی را کرده، مدح او را بگوید، و اگر در نمازی سهل انگاری کرده باشد، نماز بسیار به جا آورد و... و خلاصه اگر هر تخلفی کرده مناسب با همان تخلف و طبق همان مجازاتی که در مرحله «مشارطه» برای او تعیین کرده است، نفس خود را مجازات نماید.
اگر شما این دستور العمل را در مورد مستحباتی که دوست دارید، انجام دهید و مرحله به مرحله اجرا کنید، انشاء الله موفق خواهید شد.
نکته دیگری که در به وجود آوردن این حالت های مورد علاقه در انسان بسیار موثر است، همنشینی با افرادی است که اهل این امور مستحبی هستند، افراد نماز شب خوان، افراد اهل عبادت و... که از دوستی و مصاحبت و همنشینی با این افراد نباید غفلت کرد. اگر خدای متعال لذت این گونه اعمال و عبادت ها را به انسان بچشاند، دیگر آنها را رها نخواهد کرد.

خداوند این حال را نصیب و روزی همه علاقمندان بگرداند انشاء الله.

پي‌نوشت‌ها:
[1]- بحار، ج 78، ص 109- نهج البلاغه، حکمت 279- میزان الحکمه، ج 10، ص 195.
[2] - فروع کافی، ج 3، ص 454- میزان الحکمه، ج 10، ص 194، چاپ دفتر تبلیغات.
[3]- نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، ص 544-550.

سایت صلات



:: ادامه مطلب
آثار و برکات عبادت و بندگی خدا ( قسمت سوم )
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : جمعه 11 اسفند 1391 

۶- ولایت بر هستی: از برکات نماز و عبادت آن است که انسان به تدریج و گام به گام بر هستی تسلط پیدا می کند.

گام اول: قرآن می فرماید: تقوا برای انسان نورانیت و بصیرت می آورد یعنی به انسان دیدی می دهد که حق را از باطل تشخیص دهد:

« اِنَّ تَتَقُوا اللهَ یَجعَل لَکُم فُرقاناً » (سوره ی انفال/ آیه ی ۲۹)

و در جای دیگر می فرماید: « یَجعَل لَکُم نُوراً » ( سوره ی حدید آیه ی ۲۸)

پس تقوا که در رأس آن بندگی خدا و نماز است گامی به سوی نورانی شدن و بصیرت پیدا کردن است.

گام دوم: کسانی که هدایت الهی را پذیرفتند و در مدار حق قرار گرفتند خداوند هدایت آن ها را زیادتر می کند:

« وَ الَّذینَ اهتَدَوا زادَهُم هُدیً » ( سوره ی محمد/ آیه ی ۱۷)

پس نور هدایت آن ها متوقف نمی شود بلکه به خاطر تسلیم و بندگی دائماً در حال قرب و رشد هستند و شعاع وجودیشان بیش تر می شود.

گام سوم: از آن جا که این افراد در راه خدا تلاش می کنند خداوند راه های زیادی را برای رسیدن به کمال به آن ها نشان می هد:

« وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنَا » ( سوره ی عنکبوت/ آیه ی ۶۹)

گام چهارم: هرگاه شیطان به سراغ آن ها برود فوراً متذکّر شده و از خداوند عذرحواهی می کنند:

« اِذا مَسَّهُم طائِفٌ مِنَ الشَّیطانِ تَذَکَّرُوا » ( سوره ی اعراف/ آیه ی ۲۰۱)

گام پنجم: برای خودسازی و دوری از فحشاء و مکر، نماز بهترین عامل است:

« اِنَّ الصَّلوةَ تَنهی عَن الفَحشاءِ وَ المُنکَر » ( سوره ی عنکبوت آیه ی ۴۵)

به دنبال این قدم ها و گام ها، انسان بر نفس خود تسلط پیدا می کند، نفس را مهار می کند و گرفتار وسوسه و لغزش نمی شود. بلکه هرگاه فشار وسوسه و نفس و طاغوت زیاد شد باز هم از اهرم نماز و صبر کمک می گیرد:

« وَ استَعینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلوة » ( سوره ی بقره/ آیه ی ۴۵)

گام ششم: افراد با تقوا که وجودشان با نور الهی روشن شده با هر نماز یک گام به جلو می روند زیرا نماز تکرار نیست بلکه معراج است.

پله های یک نردبان همه مثل هم است اما هر پله یک قدم انسان را رو به بالا می برد. چنانکه کسی که چاه حفر می کند در ظاهر کاری تکراری می کند و همواره کلنگ می زند اما در واقع با هر کلنگی که می زند به عمق بیش تری می رسد.

عبادات و نماز در ظاهر تکراری اند اما در واقع بالا رفتن از نردبان کمال و عمق دادن به معرفت و ایمان اند. نماز گزار اجازه نمی دهد که عمرش چراگاه شیطان و لگدکوب او گردد.

امام زین العابدین در دعای مکارم الاخلاق از خداوند چنین می خواهد: خداوندا، اگر عمر من چراگاه شیطان است آن را قطع کن.

نه تنها شیطان که گاهی وهم و خیال روح انسان را لگدکوب می کند و انسان را غافل از حق و حقیقت می گرداند. آری پیامبر اکرم (ص) در خواب هم بیدار بود اما ما در بیداری و حتی در حال نماز هم خوابیم و روحمان دستخوش شیطان و خیال است، به قول مولوی:

گفت پیغمبر که عینای نیام                                 لانیام القلب عن ربّ الانام

چشم تو بیدار و دل رفته به خواب                        چشم من خفته دلم در فتح باب

و در جای دیگر می گوید:

گفت پیغمبر که دل همچون پری است                در بیابانی اسیر صرصری است

باد پَر را هر طرف رانَد گزاف                           گه چپ و گه راست با صد اختلاف

این نفس اگر مهار نشود هر لحظه انسان را به فساد می کشاند:

« اِنَّ النَّفسَ لَاَمّارَةٌ بِالسُّوءِ اِلّا ما رَحِمَ رَبّی » ( سوره ی یوسف/ آیه ی ۵۳)

به همین دلیل قرآن بهشت را مخصوص کسانی می داند که نه تنها به زبان بلکه در دل نیز اراده ی برتری طلبی و فساد نداشته باشند. ( سوره ی قصص/ آیه ی ۸۳)

و برای کسانی که نفس خود را از هوس ها باز داشته اند بهشت را مأوی قرار داده است.

اولیاء خدا بر افکار و اندیشه های خود حاکمند نه محکوم آن ها.

آنان در اثر بندگی خدا چنان ولایت و سلطه ای برنفس خویش دارند که اجازه نمی دهند حتّی وسوسه ای بر قلب آن ها خطور کند.

پس از آن که انسان به نور و شناخت و آگاهی رسید و با نمازهای عارفانه و عاشقانه و آگاهانه، نفس را کنترل و روح را در جهت رضای خدا قرار داد و بر نفس خود ولایت و سلطه پیدا کرد، بر هستی نیز سلطه می یابد. دعاهای او مستجاب می شود و کارهای خدایی می کند.

معجزات انبیاء همان تصرف در هستی و تسلّط بر طبیعت است که اذن الهی انجام می دهند.

اینکه می گویند:

« اَلعُبُودِیَّةُ جُوهَرَةٌ کُنهُهَا الرُّبُوبِیَّة » یعنی بندگی خالص، گوهری است که از ربوبیت سر در می آورد.

مراد، همین سلطه بر هستی است که از بندگی خدا حاصل می شود.

در حدیث آمده که خداوند می فرماید:

انسان از طریق کارهای مستحب و نافله گام به گام به من نزدیک می شود تا آنکه محبوب من شود و آنگاه که به این مقام رسید من چشم و گوش و زبان و دست او می شوم و تمام حرکات او خدایی و جهت دار می شود. به جایی می رسد که مانند حضرت ابراهیم بگوید:

« اِنَّ صَلوتی وَ نُسُکی وَ مَحیایَ وَ مَماتی لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ » ( سوره ی انعام/ آیه ی ۱۶۲) نماز و عبادتم و مرگ و حیاتم همه و همه برای پروردگار جهانیان است.

در این حال هرگاه دعا کند مستجاب می کنم و اگر سؤالی کند قبول می نمایم. ( بحار ج ۷۰ ص ۲۲)

 



:: ادامه مطلب
آثار و برکات عبادت و بندگی خدا ( قسمت دوم )
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : جمعه 11 اسفند 1391 

۴- نماز بزرگترین عامل تربیت: گرچه نماز یک ارتباط روحی و معنوی است و هدف از آن یاد خداست، اما انسان خواسته  این روح را در قالب یک سلسله برنامه های تربیتی پیاده کند و لذا شرایط زیادی را برای آن قرار داده است، شرایط صحیح بودن نماز، شرایط قبولی و شرایط کمال.

مثلاً پاک بودن بدن و لباس، رو به قبله بودن، درست خواندن کلمات، مباح بودن مکان و لباس نمازگزار که از شرایط صحت نماز است، مربوط به جسم نماز گزار است نه روح نمازگزار که در حال عبادت است، اما اسلام عبادت را دراین لباس قرار داده تا به مسلمین درس نظافت و پاکیزگی، استقلال و مراعات حقوق دیگران را بدهد.

چنانکه توجه و حضور قلب، پذیرفتن رهبری امامان معصوم و ادای واجبات مالی چون خمس و زکات شرط قبولی آن است و انجام آن در اول وقت، در مسجد، به جماعت، با لباس تمیز و عطر زده و مسواک زده و رعایت نظم صفوف و امثال آن از شرایط کمال نماز است.

دقت در این شرایط سه گانه به خوبی می رساند که هر یک از آن ها نقش مؤثری در تربیت انسان ها دارد.

مثلاً در نماز به هر سو که بایستیم رو به خدا است زیرا قرآن می فرماید:

« فَاَینَما تَوَلُّوا فَثَمَّ وَجهُ الله » ( سوره ی بقره آیه ی ۱۱۵)

اما به خاطر آن که بفهماند جامعه ی اسلامی باید یک جهت داشته باشد و درس وحدت و همبستگی بدهد دستور می دهد همه باید به یک جهت بایستند. اما چرا آن جهت رو به کعبه باشد؟

زیرا کعبه اولین نقطه ای است که برای عبادت مردم وضع شده است:

« اِنَّ اَوَّلَ بَیتِ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً » ( سوره ی آل عمران/ آیه ی ۹۶)

و از طرفی بنیان گذار و تعمیر کنندگان آن در طول تاریخ انبیاء بوده اند. پس رو به کعبه ایستادن یک نوع اتصال به تاریخ و همبستگی مکتبی در طول زمان است.

از سوی دیگر قبله و کعبه رمز استقلال است زیرا تا وقتی مسلمین رو به بیت المقدس قبله ی یهود و نصاری نماز می خواندند آن ها منت می نهادند و می گفتند رو به قبله ی ما ایستاده اید پس از خود استقلالی ندارید.

قرآن این مطلب را با صراحت کامل بیان می دارد که:

« لِئَلّا یَکُونَ لِلنّاسِ عَلَیکُم حُجَّة » ( سوره ی بقره/ آیه ی ۱۵۰)

ما قبله ی شما را کعبه قرار دادیم تا مردم بر شما منتی و حجتی نداشته باشند.

خلاصه آن که قبله رمز استقلال، وحدت و هم بستگی است و این ها همه درس های تربیتی نماز است.

۵- احضار ارواح: امروزه بازار هیپنوتیزم و احضار ارواح در جوامع علمی دنیا رونق پیدا کرده است اما هدف ما آن بحث ها نیست. هدف ما این است که روح فراری خود را از طریق نماز نزد خالق احضار کنیم و این شاگرد فراری را سر کلاس حاضر نماییم. یکی از برکات نماز احضار نفس سرکش و فراری در محضر خداوند است.

امام زین العابدین در مناجات الشّاکین از نفس خود به درگاه خداوند ناله می کند و می گوید: خداوندا من از نفسم به تو گلایه دارم که میل به هوس ها دارد و از حق فراری است.

این نفس است که گناه را در نزد انسان شیرین و آسان جلوه می دهد و این گونه توجیه می کند که بعداً توبه می کنی و یا دیگران نیز این کارها را کرده اند.

نفس مثل کودک بازیگوشی است که اگر پدر از او مراقبت نکند دست خود را از دست پدر بیرون کشیده و به هر سو که بخواهد می رود و هر لحظه خطری او را تردید می کند.

بهترین راه کنترل این نفس سرکش آن است که انسان روزی چند مرتبه آن را در نزد خداوند احضار و غفلت زدایی کند تا از غرق شدن در منجلاب مادیات نجاتش دهد.

منبع : وبلاگ زمزمه عشق



:: ادامه مطلب
آثار و برکات عبادت و بندگی خدا ( قسمت اول )
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : جمعه 11 اسفند 1391 

۱-احساس غرور و افتخار: امام زین اعابدین (ع) در مناجات خود می گوید:

« اِلَهی کَفی بی عِزّاً اَن اَکُونَ لَکَ عَبداً » همین افتخار مرا بس که بنده ی تو باشم

چه افتخاری از این بالاتر که انسان با خالق خود سخن بگوید و او کلام انسان را بشنود و بپذیرد!

در این دنیای ناچیز اگر مخاطب انسان شخصی بزرگ و دانشمند باشد انسان به وجود او افتخار و از مصاحبت با او احساس غرور می کند و از این که زمانی شاگرد فلان استاد بوده است بر خود می بالد.

۲- احساس قدرت: همین که کودک دستش در دست پدری قوی و مهربان بود احساس قدرت می کند اما اگر تنها شد هر لحظه ترس و دلهره دارد که دیگران او را آزار دهند.

انسانی که متصل به خدا شد در برابر قدرت ها و طاغوت ها و مستکبرین احساس قدرت می کند.

۳- احساس عزّت: عزت به معنی نفوذ ناپذیری است. در مکتب انبیاء تمام عزت ها از آن خداست چنانکه همه ی قدرت ها از آن اوست لذا قرآن از کسانی که به سراغ غیر خدا می روند انتقاد می کند که آیا از غیر خدا عزت می خواهید؟ ( سوره نساء/ آیه ی ۱۳۹)

طبیعی است که اتصال به عزیز مطلق و قدرت بی نهایت به انسان عزت می دهد. چنانکه کلماتی همچون الله اکبر طاغوت ها را در نزد انسان حقیر و او را در برابر آن ها عزیز می کند.

لذا قرآن به ما دستور می دهد که در سختی ها و مشکلات از نماز و عبادت کسب قدرت و قوّت کنید:

« وَ استَعینُوا بِاالصَّبرِ وَ الصَّلوةِ » (سوره ی بقره/ آیه ی ۴۵) از صبر و نماز در برخورد با مشکلات نیرو بگیرید.

اولیاء خدا نیز در مقاطع حساس خود را با نماز تقویت می کردند. عصر روز نهم محرم در کربلا، لشگر یزید به خیمه گاه امام حسین (ع) حمله کرد. امام فرمودند یک شب جنگ را به تأخیر بیندازید که من نماز را دوست دارم و می خواهم امشب را تا صبح به عبادت بپردازم.

بندگان صالح خدا نه فقط نمازهای واجب که نمازهای مستحب را دوست می دارند. زیرا نماز نافله نشانه ی عشق به مناز است. نماز واجب را چه بسا انسان از ترس قهر خدا بخواند ولی در نماز مستحب ترس مطرح نیست و عشق مطرح است.

آری هر کس که کسی را دوست دارد میل دارد بیش تر با او حرف بزند و دل از او نمی کند. چگونه ممکن است انسان ادعا کند خدا را دوست دارد ولی حال حرف زدن با او را ندارد!

البته این بی رغبتی به نماز و نافله بی دلیل نیست بلکه طبق روایات گناه در روز توفیق نماز شب و نافله ی سحر را می گیرد.

به هر حال آن که نافله نمی خواند فضلی ندارد که انتظار تفضل از خداوند را داشته باشد. چنانکه کسی که در انتظار ظهور مصلح است باید خود صالح باشد.

البته نمازهای نافله نقص های نماز واجب را نیز جبران می کنند.

شخصی از امام معصوم پرسید من در نماز حضور قلب ندارم و از برکات نماز بی بهره ام چه کنم؟ حضرت فرمودند: به دنبال نمازهای واجب نماز نافله بخوان که کاستی های آن را جبران می کند و سبب قبولی نماز واجب می گردد.

به خاطر همین آثار و برکات است که اولیاء خدا نه تنها به نمازهای واجب بلکه به نمازهای مستحب توجه زیادی داشتند و از آن چه مانع و مزاحم این سیر معنوی و پرواز روحی می گشت دوری می کردند مانند پرخوری، پر حرفی، پر خوابی، لقمه ی حرام، لهو و لعب و سرگرم شدن به دنیا، که انسان را از حال عبادت می اندازد و نماز را بر او سنگین می کند. چنانکه قرآن می فرماید:

« وَ اِنَّهَا لَکَبیرَةً الَّا عَلَی الخاشِعین » ( سوره ی بقره/ آیه ی ۴۵) همانا نماز سنگین است مگر برای خاشعان.

منبع : وبلاگ زمزمه عشق



:: ادامه مطلب
تأثیر متقابل ایمان و عبادت
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : جمعه 11 اسفند 1391 

چنانکه ایمان انسان را به عبادت می کشاند، عبادت نیز در عمق بخشیدن به ایمان مؤثر است. همانند ریشه ای که آب و غذا به برگ های درخت می رساند و متقابلاً برگ ها حرارت و نور را به ریشه منتقل می کنند.

« آری هر چه عبادت بهتر و بیش تر شود اُنس انسان به معبود بیشتر می شود. »



:: ادامه مطلب
 

 


 
» تعداد مطالب : 2884
» کل نظرات : 135
» بازديد کل : 2325175
» تاريخ ايجاد وبلاگ :
شنبه 30 دی 1391 
» آخرين بروز رساني :
سه شنبه 19 دی 1396