| وب سایت تخصصی نماز | آغاز شد این دفتر برای کسانی که میخواهند محبوب خدا شوند ....قربه الی الله .... برای محبوب شدن نزد خدا چند قدم بیشتر فاصله نداریم .... یاعلی « ارزنـــده تـرین گــوهر مصـود نـــماز است / زیبنــده تـرین هــدیه معبـود نـــماز است / ای دوست بگـو تـا همـه ی خـلق بداننـد / مقصود حق از خلقت موجود نـماز است. »
 
اولین نماز جمعه در اسلام
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 
نماز جمعه

بزرگترین اجتماع عبادى سیاسى هفته

آیات 9 تا 11 سوره جمعه، پیرامون یكى از مهمترین وظایف اسلامى كه در تقویت پایه‌هاى ایمان تاثیر فوق‌العاده دارد، و از یك نظر هدف اصلى سوره را تشكیل مى‌دهد؛ یعنى نماز جمعه و بعضى از احكام آن سخن می‌گوید.

نخست همه مسلمانان را مخاطب قرار داده مى‌فرماید: اى كسانى كه ایمان آورده‌اید! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته مى‌شود به سوى ذكر خدا(خطبه و نماز) بشتابید و خرید و فروش را رها كنید، این براى شما بهتر است اگر مى‌دانستید.

«نودى» صیغه مجهول نادی از با مفاعله می باشد از ماده «نداء» به معنى بانگ برآوردن است، و در اینجا به معنى اذان است، زیرا در اسلام ندایى براى نماز جز اذان نداریم به استثناء برخی نمازها مانند نماز عیدین و نماز میت . به این ترتیب هنگامى كه صداى اذان نماز جمعه بلند مى‌شود، مردم موظفند كسب و كار را رها كرده، به سوى نماز كه مهمترین یاد خدا است بشتابند.

اما این كه چرا روز "جمعه" را به این نام نامیده‌اند؟ به خاطر اجتماع مردم در این روز براى نماز است .

منظور از "ذكر الله" در آیات سوره سوره، در درجه اول نماز است، ولى مى‌دانیم كه خطبه‌هاى نماز جمعه هم كه آمیخته با ذكر خدا است، در حقیقت بخشى از نماز جمعه است، بنابراین باید براى شركت در آن نیز تسریع كرد.

تعبیر به "قائما" در آیات سوره جمعه، نشان مى‌دهد كه پیامبر(صلى الله علیه و آله) ایستاده، خطبه نماز جمعه را مى‌خواند، چنانكه در حدیثى از "جابر بن سمره" نقل شده كه مى‌گوید: "هرگز رسول خدا(صلى الله علیه و آله) را در حال خطبه، نشسته ندیدم و هر كس بگوید نشسته خطبه مى‌خواند، تكذیبش كنید."

در حدیثی از امام باقر(علیه‌السلام) مى‌خوانیم: نماز جمعه واجب است و اجتماع براى آن با امام(معصوم) واجب است، هر گاه مردى بدون عذر، سه جمعه را ترك گوید عمل واجبی را ترك گفته و كسى سه فریضه را بدون علت ترك نمى‌کند، مگر منافق .

در تفسیر"درالمنثور" آمده است كه اولین كسى كه نشسته، خطبه نماز جمعه را خواند، معاویه بود!

 

نخستین نماز جمعه در اسلام

در بعضى از روایات اسلامى آمده است كه مسلمانان مدینه، پیش از آن كه پیامبر(صلى الله علیه و آله) هجرت كند، با یكدیگر صحبت كردند و گفتند: یهود در یك روز هفته اجتماع مى‌كنند(روز شنبه) و نصارى نیز روزى براى اجتماع دارند(یكشنبه) خوب است ما هم روزى قرار دهیم و در آن روز جمع شویم و ذكر خدا گوییم و شكر او را بجا آوریم، آنها روز قبل از شنبه را كه در آن زمان "یوم العروبه" نامیده مى‌شد، براى این هدف برگزیدند، و به سراغ  "اسعد بن زراره"، یكى از بزرگان مدینه رفتند، او نماز را به صورت جماعت با آنها بجا آورد و به آنها اندرز داد و آن روز، روز جمعه نامیده شد، زیرا روز اجتماع مسلمین بود.

"اسعد" دستور داد گوسفندى را ذبح كردند و نهار و شام، همگى از همان یك گوسفند بود، چرا كه تعداد مسلمانان در آن روز، بسیار كم بود ... و این نخستین جمعه‌اى بود كه در اسلام تشكیل شد.

اما اولین جمعه‌اى كه رسول خدا(صلى الله علیه و آله) با اصحابش تشكیل دادند، هنگامى بود كه به مدینه هجرت كرد، وارد مدینه شد، و آن روز، روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول هنگام ظهر بود، حضرت، چهار روز در "قبا" ماندند و مسجد قبا را بنیان نهادند، سپس روز جمعه به سوى مدینه حركت كرد (فاصله میان قبا و مدینه بسیار كم است و امروز قبا یكى از محله‌هاى داخل مدینه است) و به هنگام نماز جمعه به محله "بنى سالم" رسید، و مراسم نماز جمعه را در آنجا برپا داشت، و این اولین جمعه‌اى بود كه رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در اسلام بجا آورد، خطبه‌اى هم در این نماز جمعه خواند كه اولین خطبه حضرت در مدینه بود.

 

اهمیت نماز جمعه

بهترین دلیل بر اهمیت این فریضه بزرگ اسلامى قبل از هر چیز آیات همین سوره است، كه به همه مسلمانان و اهل ایمان دستور مى‌دهد به محض شنیدن اذان جمعه به سوى آن بشتابند، و هرگونه كسب و كار برنامه مزاحم را ترك گویند.

البته باید توجه داشت كه مذمت‌هاى شدیدى كه در مورد ترك نماز جمعه آمده است و تاركان جمعه در ردیف منافقان شمرده شده‌اند در صورتى است كه نماز جمعه واجب عینى باشد، یعنى در زمان حضور امام معصوم. و اما در زمان غیبت بنابر این كه واجب مخیر(اختیاری) باشد (تخییر میان نماز جمعه و نماز ظهر) و از روى استخفاف و انكار انجام نگیرد مشمول این مذمت‌ها نخواهد شد، هر چند عظمت نماز جمعه و اهمیت فوق‌العاده آن در این حال نیز محفوظ است.

در احادیث اسلامى نیز تاكیدهاى فراوانى در این زمینه وارد شده است از جمله: در خطبه‌اى كه موافق و مخالف آن را از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله) نقل كرده‌اند آمده: خداوند نماز جمعه را بر شما واجب كرده هر كس آن را در حیات من یا بعد از وفات من از روى استخفاف یا انكار ترك كند خداوند او را پریشان مى‌كند، و به كار او بركت نمى‌دهد، بدانید نماز او قبول نمى‌شود، بدانید زكات او قبول نمى‌شود، بدانید حج او قبول نمى‌شود، بدانید اعمال نیك او قبول نخواهد شد تا از این كار توبه كند!

نماز جمعه

در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه‌السلام) مى‌خوانیم: نماز جمعه واجب است و اجتماع براى آن با امام(معصوم) واجب است، هر گاه مردى بدون عذر، سه جمعه را ترك گوید عمل واجبی را ترك گفته و كسى سه فریضه را بدون علت ترك نمى‌کند، مگر منافق  .

و در حدیث دیگرى از رسول خدا مى‌خوانیم: من اتى الجمعة ایمانا و احتسابا استانف العمل؛ كسى كه از روى ایمان و براى خدا در نماز جمعه شركت كند، گناهان او بخشوده خواهد شد و برنامه عملش را از نو آغاز مى‌كند.

كسى خدمت رسول خدا(صلى الله علیه و آله) آمد، عرض كرد یا رسول الله ! من بارها آماده حج شده‌ام اما توفیق نصیبم نشده است. پیامبر فرمود: علیك بالجمعة فانها حج المساكین؛ بر تو باد به نماز جمعه كه حج مستمندان است.(اشاره به این كه بسیارى از بركات كنگره عظیم اسلامى حج در اجتماع نماز جمعه وجود دارد.)

البته باید توجه داشت كه مذمت‌هاى شدیدى كه در مورد ترك نماز جمعه آمده است و تاركان جمعه در ردیف منافقان شمرده شده‌اند در صورتى است كه نماز جمعه واجب عینى باشد، یعنى در زمان حضور امام معصوم. و اما در زمان غیبت بنابر این كه واجب مخیر باشد (تخییر میان نماز جمعه و نماز ظهر) و از روى استخفاف و انكار انجام نگیرد مشمول این مذمت‌ها نخواهد شد، هر چند عظمت نماز جمعه و اهمیت فوق‌العاده آن در این حال نیز محفوظ است.

 

فلسفه نماز عبادى سیاسى جمعه

نماز جمعه، قبل از هر چیز یك عبادت بزرگ دسته جمعى است، و اثر عمومى عبادات را كه تلطیف روح و جان، و شستن دل از آلودگی‌هاى گناه و زدودن زنگار معصیت از قلب مى‌باشد، در بردارد، بخصوص این كه مقدمتا دو خطبه دارد كه مشتمل بر انواع مواعظ و اندرزها و امر به تقوا و پرهیزگارى است .و اما از نظر اجتماعى و سیاسى، یك كنگره عظیم هفتگى است كه بعد از كنگره سالانه حج، بزرگترین كنگره اسلامى مى‌باشد.

در حقیقت اسلام، به سه اجتماع بزرگ اهمیت مى‌دهد:

اجتماعات روزانه كه در نماز جماعت حاصل مى‌شود.

اجتماع هفتگى كه در مراسم نماز جمعه است .

و اجتماع حج كه در كنار خانه خدا هر سال یكبار انجام مى‌گیرد.

نماز جمعه، قبل از هر چیز یك عبادت بزرگ دسته جمعى است، و اثر عمومى عبادات را كه تلطیف روح و جان، و شستن دل از آلودگی‌هاى گناه و زدودن زنگار معصیت از قلب مى‌باشد، در بردارد، بخصوص این كه مقدمتا دو خطبه دارد كه مشتمل بر انواع مواعظ و اندرزها و امر به تقوا و پرهیزگارى است .

نقش نماز جمعه در این میان بسیار مهم است بخصوص این كه یكى از برنامه‌هاى خطیب در خطبه نماز جمعه، ذكر مسائل مهم سیاسى و اجتماعى و اقتصادى است و به این ترتیب این اجتماع عظیم و پرشكوه مى‌تواند منشاء بركات زیر شود:

الف: آگاهى بخشیدن به مردم در زمینه معارف اسلامى و رویدادهاى مهم اجتماعى و سیاسى .

ب: ایجاد همبستگى و انسجام هر چه بیشتر در میان صفوف مسلمین به گونه‌اى كه دشمنان را به وحشت افكند و پشت آنها را بلرزاند.

ج: تجدید روح دینى و نشاط معنوى براى توده مردم مسلمان .

د: جلب همكارى براى حل مشكلات عمومى .

به همین دلیل همیشه دشمنان اسلام، از یك نماز جمعه جامع الشرائط كه دستورهاى اسلامى دقیقا در آن رعایت شود، بیم داشته‌اند. و نیز به همین دلیل نماز جمعه همیشه به عنوان یك اهرم نیرومند سیاسى

در دست حكومت‌ها بوده است، منتها حكومت‌هاى عدل همچون حكومت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه و آله) از آن بهترین بهره برداری‌ها را به نفع اسلام، و حكومت‌هاى جور همانند بنى امیه از آن سوء استفاده براى تحكیم پایه‌هاى قدرت خود مى‌كردند.

تاریخ گواه است كه هر كس مى‌خواست، بر ضد حكومتى قیام كند، نخست از شركت در نماز جمعه او خوددارى مى‌كرد، چنانكه در داستان عاشورا مى‌خوانیم كه گروهى از شیعیان در خانه "سلیمان بن صرد خزاعى" جمع شدند، و نامه‌اى خدمت امام حسین(علیه‌السلام) از كوفه فرستادند، كه در نامه آمده بود "نعمان بن بشیر" والى بنى امیه بر كوفه، منزوى شده و ما در نماز جمعه او شركت نمى‌كنیم، و چنانچه بدانیم شما به سوى ما حركت كرده‌اید او را از كوفه بیرون خواهیم كرد.

مهمترین نماز جمعه سال، نماز جمعه‌اى است كه قبل از رفتن به عرفات در مكه انجام مى‌گیرد كه تمام حجاج خانه خدا از سراسر جهان در آن شركت دارند كه نماینده واقعى تمام قشرهاى مسلمین در كره زمین هستند.

گاه مى‌شود كه دشمنان اسلام یك هفته تمام شبانه روز تبلیغات مسموم مى‌كنند ولى با یك خطبه نماز جمعه و مراسم پرشكوه و حیاتبخش آن همه خنثى مى‌شود، روح تازه‌اى در كالبدها دمیده، و خون تازه‌اى در عروق به حركت درمى‌آید.

مهمترین نماز جمعه سال، نماز جمعه‌اى است كه قبل از رفتن به عرفات در مكه انجام مى‌گیرد كه تمام حجاج خانه خدا از سراسر جهان در آن شركت دارند كه نماینده واقعى تمام قشرهاى مسلمین در كره زمین هستند.

در حدیثى از امام على بن موسى الرضا(علیه‌السلام) مى‌خوانیم: خطبه، براى این در روز جمعه تشریع شده است كه نماز جمعه یك برنامه عمومى است، خداوند مى‌خواهد به امیر مسلمین امكان دهد تا مردم را موعظه كند به اطاعت ترغیب نماید، و از معصیت الهى بترساند و آنها از آنچه مصلحت دین و دنیایشان است آگاه سازد، و اخبار و حوادث مهمى كه از نقاط مختلف به او مى‌رسد و در سود و زیان و سرنوشت آنها مؤثر است به اطلاعشان برساند... و دو خطبه قرار داده شده تا در یكى حمد و ثنا و تمجید و تقدیس الهى كنند، و در دیگرى نیازها و هشدارها و دعاها را قرار دهند، و اوامر و نواهى و دستوراتى كه به اصلاح و فساد جامعه اسلامى در ارتباط است به آنها اعلام دارند.

خداوندا! بما توفیقى مرحمت فرما كه از این شعائر بزرگ اسلامى براى تربیت نفوس و نجات مسلمین از چنگال دشمنان حداكثر بهره بردارى را بنماییم .


با استفاده از تفسیر نمونه، ج 24 .

گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی



:: ادامه مطلب
نماز جمعه
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 13 اسفند 1391 

در زمان غیبت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماز جمعه به فتوای اکثر فقهای شیعه، واجب تخییری است. یعنی مکلف می تواند روز جمعه به جای نماز ظهر، نماز جمعه بخواند، ولی جمعه افضل است و احتیاط بیشتر در آن است که هر دو را به جا آورند و کسی که نماز جمعه را به جا آورده باشد واجب نیست نماز ظهر را هم بخواند، ولی احتیاط مستحب آن است که آن را نیز بجا آورد.[۱]

کیفیت نماز جمعه
نماز جمعه دو رکعت است و کیفیت آن مانند نماز صبح است. این نماز دارای دو قنوت است. قنوت اول قبل از رکوع رکعت اول، و قنوت دوم پس از رکوع رکعت دوم است. نماز جمعه دارای دو خطبه است که مانند اصل نماز واجب بوده و باید توسط امام جمعه ایراد شود. بدون این دو خطبه، نماز جمعه محقق نمی شود و واجب است دو خطبه را قبل از نماز جمعه بخواند.[۲]
________________________________________
[۱] . توضیح المسائل، احکام نماز جمعه، م ۱ ـ ۲٫
[۲] . توضیح المسائل، احکام نماز جمعه، م ۲۳ ـ ۲۶٫



:: ادامه مطلب
آداب امام جمعه
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : پنج شنبه 10 اسفند 1391 

امامی که جمعه می خواند آدابی دارد. از آن جمله اینکه عمامه ای به سر می بندد. مقصود اینست که یک شال کوچک که دو سه لا داشته باشد به سر ببندد، مانند عمامه پیغمبر. خدا حفظ کند آقای حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی را. شاید بسیاری از شما ایشان را بشناسید. ایشان از علماء طراز اول ما در فقه و اصول و فلسفه و ادبیات عرب و قسمتی از ریاضیات قدیم می باشند، شاگرد حکیم معروف مرحوم جهانگیرخان قشقائی بوده اند و مثل مرحوم جهانگیرخان هنوز هم کلاه پوستی به سر می گذارند. زی ایشان از هر لحاظ مانند سایر علماء است، از عبا و قبا و قیافه، فقط کلاه پوستی به سر می گذارند.
ایشان از کسانی هستند که معتقد به نماز جمعه اند و خود ایشان در اصفهان اقامه جمعه می کنند، اما چون مردم نوعا مؤمن و معتقد به نماز جمعه نیستند، یک نماز جمعه باشکوهی آنطور که منظور اسلام است تشکیل نمی شود. ایشان وقتی که برای نماز جمعه حاضر می شوند یک عمامه کوچک یعنی یک شال دو سه لائی به سر می بندند. یادم هست در فروردین 39 در اصفهان خدمت ایشان رسیدم و موضوع نماز جمعه به میان آمد. ایشان می گفتند نمی دانم شیعه چه وقت می خواهد عار ترک نماز جمعه را از گردن خود بردارد و جلوی شماتت سایر فرق اسلامی را که ما را به عنوان تارک جمعه ملامت می کنند بگیرد. ایشان آرزو می کردند و می گفتند ای کاش در این مسجد اعظم قم که چند میلیون تومان خرجش می شود یک نماز جمعه باشکوهی خوانده شود.

دیگر اینکه امام می آید و هنگام خطابه می ایستد و ایستاده خطابه می خواند. در آیه کریمه آنجا که می فرماید: «و اذا رأوا تجارة او لهوا انفضوا الیها و ترکوک قائما قل ما عندالله خیر من اللهو و من التجارة و الله خیر الرازقین؛ و هنگامی که داد و ستد یا سرگرمی ای می بینند به سوی آن پراکنده می شوند و تو را به حال ایستاده رها می کنند. بگو آنچه نزد خداست از سرگرمی و تجارت بهتر است و خدا بهترین روزی دهندگان است.» (جمعه/ 11) یعنی این مردم تربیت نیافته که هنوز خوی و عادات جاهلیت را دارند همینکه چشمشان به مال التجاره یا طبل و شیپوری می افتد تو را همانطور که ایستاده ای می گذارند و به دنبال آنها می روند، اشاره به داستانی است که در حالی که پیغمبر ایستاده بود خطابه جمعه می خواند و صحبت می کرد، به آواز طبلی که علامت ورود یک مقدار کالای تجارتی بود، مردم از ترس اینکه تمام بشود نتوانند تهیه کنند رفتند و دور پیغمبر را رها کردند.
غرض، اشاره به این نکته بود که فرمود: «و ترکوک قائما» همانطوری که ایستاده ای، یعنی در حال ایستاده خطابه می خوانی، تو را تنها می گذارند. می گویند نشستن هنگام خطابه بدعتی است که معاویه ایجاد کرد. اینکه آیا امام جمعه و خطیب باید یک نفر باشد یا می شود یکی خطیب باشد و دیگری امام جماعت؟ این خود مسئله ای است. اکثر یا همه قائلند که یک نفر باید هم خطیب باشد و هم امام جماعت، و به عقیده عده ای شرط اصلی امام نماز جمعه اینست که بتواند و قادر باشد که خطبه ایراد کند. در روایتهای زیادی عنوان مطلب امام یخطب است.
دیگر اینکه امام در حالی که برای خطابه ایستاده است به شمشیر یا نیزه یا عصائی تکیه می کند و در این حال به انشاء خطبه می پردازد.

منبع : ده گفتار، صفحه 235-233



:: ادامه مطلب
محتوای خطابه های نماز جمعه در روایات امام رضا علیه السلام
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 

در خطبه جمعه علاوه بر حمد و ثنای الهی و ذکر پیامبر اکرم و ائمه دین و یک سوره قرآن کریم، لازم است خطیب موعظه کند و عنداللزوم مطالب لازمی را برای مسلمین بگوید. راجع به اینکه آن مطالب لازم چه نوع مطالبی خوب است باشد، از یک روایت استفاده می کنم. در " وسائل الشیعه " جلد اول صفحه 457 در ضمن احادیث مربوط به خطبه جمعه، حدیثی از کتاب علل الشرایع و عیون اخبار الرضا نقل کرده. این حدیث را فضل بن شاذان نیشابوری که از اکابر و ثقات رواه ما است از امام رضا علیه السلام نقل می کند.
در آنجا دارد: «انما جعلت الخطبة یوم الجمعة لان الجمعة مشهد عام»؛ یعنی علت اینکه خطبه در روز جمعه قرار داده شده اینست که روز جمعه از نظر اسلام روز اجتماع عمومی است و همه باید در اجتماع روز جمعه جمع شوند.
«فاراد ان یکون للامیر سبب الی موعظتهم و ترغیبهم فی الطاعة و ترهیبهم من المعصیة»؛ خداوند با تشریع این دستور خواسته است که این وسیله ای باشد برای رئیس و پیشوای جمعیت که آنها را موعظه کند، به طاعت ترغیب کند و از معصیت و گناه، آنها را بترساند.
«و توقیفهم علی ما اراد من مصلحة دینهم و دنیاهم»؛ دیگر اینکه مردم را آگاه کند به مصلحتهای دینی و مصلحتهای دنیائیشان، مصالح واقعی مردم را به آنها بگوید.
«و یخبرهم بما یرد علیهم من الافاق من الاحوال التی فیها المضره و المنفعة»؛ دیگر اینکه آنچه در آفاق دور دست از قضایای خوب و بد به حال مسلمین واقع می شود به آنها بگوید و به اطلاع آنها برساند و آنها را در جریان بگذارد.
حوادثی برای عالم اسلام پیش می آید، یک وقت از نوع نوید و بشارت است، پیشرفتی حاصل شده برای اسلام و افتخاری به دست آمده است و خوب است مردم مطلع شوند، و یک وقت است حادثه سوئی برای عالم اسلام پیش آمده باز باید مسلمین از حال یکدیگر آگاه بشوند، مثلا بدانند که در این هفته بر سر برادرانشان در الجزایر یا در نقطه دیگر دنیا چه آمده است.

علت وجوب دو خطبه در نماز جمعه:
حالا چرا باید دو خطابه انشاء بشود؟ چرا یک خطبه کافی نیست؟ و آیا فرق است بین آن دو خطبه؟ در همین حدیث ذکر شده «و انما جعلت خطبتین لیکون واحده للثناء علی الله و التحمید و التقدیس لله عزوجل، و الاخری للحوائج و الاعذار و الانذار و الدعاء لما یرید ان یعلمهم من امره و نهیه و ما فیه الصلاح و الفساد»؛ یعنی علت اینکه دو خطبه فرض شده اینست که در یکی به حمد و ثناء و تقدیس الهی پرداخته شود و در یکی دیگر به ذکر حوائج مردم و ارشاد و موعظه آنها پرداخته شود. اما همان طوری که صاحب " وسائل الشیعه " گفته این جهت، همه وقت ضرورت ندارد.

منابع : ده گفتار، صفحه 236-235



:: ادامه مطلب
فلسفه نماز جمعه در اسلام
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 

نماز جمعه، قبل از هر چيز يك عبادت بزرگ دستجمعى است، و اثر عمومى عبادات را كه تلطيف روح و جان، و شستن دل از آلودگيهاى گناه و زدودن زنگار معصيت از قلب مى باشد در بردارد، بخصوص اينكه مقدمتا دو خطبه دارد كه مشتمل بر انواع مواعظ و اندرزها و امر به تقوى و پرهيزگارى است. و اما از نظر اجتماعى و سياسى، يك كنگره عظيم هفتگى است كه بعد از كنگره سالانه حج، بزرگترين كنگره اسلامى مى باشد، و به همين دليل در روايتى كه از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلّم) نقل شده آمده: «عليك بالجمعة فانها حج المساكين »: بر تو باد به نماز جمعه كه حج مستمندان است.اشاره به اينكه بسيارى از بركات كنگره عظيم اسلامى حج در اجتماع نماز جمعه وجود دارد. بنابر این جمعه حج كسانى است كه قادر به شركت در مراسم حج نيستند. در حقيقت اسلام، به سه اجتماع بزرگ اهميت مى دهد: اجتماعات روزانه كه در نماز جماعت حاصل مى شود.

اجتماع هفتگى كه در مراسم نماز جمعه است. و اجتماع حج كه در كنار خانه خدا هر سال يكبار انجام مى گيرد نقش نماز جمعه در اين ميان بسيار مهم است بخصوص اينكه يكى از برنامه هاى خطيب در خطبه نماز جمعه، ذكر مسائل مهم سياسى و اجتماعى و اقتصادى است و به اين ترتيب اين اجتماع عظيم و پرشكوه مى تواند منشا بركات زير شود:

الف:آگاهى بخشيدن به مردم در زمينه معارف اسلامى و رويدادهاى مهم اجتماعى و سياسى.
ب: ايجاد همبستگى و انسجام هر چه بيشتر در ميان صفوف مسلمين به گونه اى كه دشمنان را به وحشت افكند و پشت آنها را بلرزاند.
ج: تجديد روح دينى و نشاط معنوى براى توده مردم مسلمان.
د: جلب همكارى براى حل مشكلات عمومى.


به همين دليل هميشه دشمنان اسلام، از يك نماز جمعه جامع الشرائط كه دستورهاى اسلامى دقيقا در آن رعايت شود بيم داشته اند.و نيز به همين دليل نماز جمعه هميشه به عنوان يك اهرم نيرومند سياسى در دست حكومتها بوده است، منتها حكومتهاى عدل همچون حكومت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلّم) از آن بهترين بهره برداريها را به نفع اسلام، و حكومتهاى جور همانند بنى اميه از آن سوء استفاده براى تحكيم پايه هاى قدرت خود مى كردند. در طول تاريخ مواردى را مشاهده مى كنيم كه هر كس مى خواست، بر ضد حكومتى قيام كند، نخست از شركت در نماز جمعه او خوددارى مى كرد، چنانكه در داستان عاشورا مى خوانيم كه گروهى از شيعيان در خانه سليمان بن صرد خزاعى جمع شدند، و نامه اى خدمت امام حسين (عليه السلام) از كوفه فرستادند، كه در نامه آمده بود نعمان بن بشير والى بنى اميه بر كوفه، منزوى شده و ما در نماز جمعه او شركت نمى كنيم، و چنانچه بدانيم شما به سوى ما حركت كرده ايد او را از كوفه بيرون خواهيم كرد.

در صحيفه سجاديه از امام سجاد على بن الحسين (عليه السلام) مى خوانيم:« اللهم ان هذا المقام لخلفائك و اصفيائك و مواضع امنائك فى الدرجة الرفيعة التى اختصصتهم بها قد ابتزوها»: خداوندا! اين ( اشاره به نماز جمعه و عيد قربان) مقامى است كه مخصوص خلفاء و برگزيدگان و امناء بلندپايه تو است كه ويژه آنها نمودى، و ( خلفاى جور بنى اميه) آن را به زور از اولياى حق گرفته و غصب كرده اند. گاه مى شود كه دشمنان اسلام يك هفته تمام شبانه روز تبليغات مسموم مى كنند ولى با يك خطبه نماز جمعه و مراسم پرشكوه و حياتبخش آن همه خنثى مى شود، روح تازه اى در كالبدها دميده، و خون تازه اى در عروق به حركت درمى آيد.توجه به اين نكته كه طبق فقه شيعه در محدوده يك فرسخ در يك فرسخ بيش از يك نماز جمعه جائز نيست و حتى كسانى كه در دو فرسخى ( تقريبا 11 كيلومترى) از محل انعقاد جمعه قرار دارند در آن نماز شركت مى كنند، روشن مى شود كه عملا در هر شهر كوچك يا بزرگ و حومه آن يك نماز جمعه بيشتر منعقد نخواهد شد، بنابراين اجتماعى چنين عظيمترين اجتماع آن منطقه را تشكيل مى دهد.

اما با نهايت تاسف اين مراسم عبادى سياسى كه مى تواند مبدأ حركت عظيمى در جوامع اسلامى گردد به خاطر نفوذ حكومتهاى فاسد در آن در بعضى كشورهاى اسلامى چنان بى روح و بى رمق شده است كه عملا هيچ اثر مثبتى از آن گرفته نمى شود و شكل يك برنامه تشريفاتى به خود گرفته، و به راستى اين از سرمايه هاى عظيمى است كه براى از دست رفتن آن بايد گريه كرد. مهمترين نماز جمعه سال نماز جمعه اى است كه قبل از رفتن به عرفات در مكه انجام مى گيرد كه تمام حجاج خانه خدا از سراسر جهان در آن شركت دارند كه نماينده واقعى تمام قشرهاى مسلمين در كره زمين هستند، سزاوار است كه براى تهيه خطبه چنين نماز حساسى عده زيادى از دانشمندان هفته ها و ماهها مطالعه كنند و محصول آن را در آن روز حساس و خطبه تاريخى بر مسلمانان عرضه نمايند و مسلما مى توانند به بركت آن آگاهى زيادى به جامعه اسلامى داده و مشكلات مهمى را حل كنند.

منبع : تفسير نمونه ج : 24 ص : 137-134



:: ادامه مطلب
محتوای خطابه های نماز جمعه
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 

منظور عمده از ‏اجتماع در نماز جمعه شنيدن همان خطابه‏هاست . خواندن دو خطبه قبل از نماز جمعه واجب است همانگونه كه ايستادن خطيب به هنگام ايراد خطبه نيز واجب مى باشد ، شخصى كه خطبه مى خواند حتما بايد همان امام نماز جمعه باشد .در آن خطابه‏ها و سخنرانيها باید موارد زیر باشد:اول حمد و ثنای الهی ، دوم درود بر خاتم الانبياء و ائمه‏ دين ، سوم موعظه و يك سلسله مطالب لازم دیگر ، چهارم‏ قرائت سوره‏ای از قرآن . اين ماده‏ای است كه آنجا هست ، ماده‏ای‏ است كه ما در اسلام داريم .محتواى خطبه نخست حمد خدا و درود بر پيامبر است ( احتياط اين است كه اين قسمت به زبان عربى باشد ولى بقيه به زبان مستمعين خوانده مى شود ) سپس مردم را به تقواى الهى توصيه كند ، و يكى از سور كوتاه قرآن را بخواند ، و اين امر را در هر دو خطبه رعايت كند ، و در خطبه دوم بعد از درود بر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) دعا بر ائمه مسلمين كند ، و براى مؤمنين و مؤمنات استغفار نمايد .


و شايسته است در ضمن خطبه مسائل مهمى كه با دين و دنياى مسلمين ارتباط دارد مطرح كند ، و آنچه مورد نياز مسلمين در داخل و خارج كشورهاى اسلامى و در داخل و خارج آن منطقه مى باشد مورد بحث قرار دهد ، و مسائل سياسى و اجتماعى و اقتصادى و دينى را با در نظر گرفتن اولويتها مطرح نمايد ، به مردم آگاهى بخشد و آنها را از توطئه هاى دشمنان با خبر بسازد ، برنامه هاى كوتاه مدت و دراز مدت براى حفظ جامعه اسلامى و خنثى كردن نقشه هاى مخالفان به آنها گوشزد كند .خلاصه خطيب بايد بسيار هوشيار و بيدار و اهل فكر و مطالعه در مسائل اسلامى باشد ، و از موقعيت اين مراسم بزرگ حداكثر استفاده را براى پيشبرد اهداف اسلام و مسلمين بنمايد . در خطبه جمعه علاوه بر حمد و ثنای الهی و ذکر رسول اکرم و ائمه دین و یک سوره قرآن، لازم است خطیب موعظه کند و عنداللزوم مطالب لازمی را برای مسلمین بگوید. راجع به اینکه آن مطالب لازم چه نوع مطالبی خوب‏ است ،در " وسائل الشیعه " جلد اول صفحه 457 در ضمن احادیث مربوط به خطبه‏ جمعه، حدیثی از کتاب علل الشرایع و عیون اخبار الرضا نقل کرده.

 

 این‏ حدیث را فضل بن شاذان نیشابوری که از اکابر و ثقات رواه ما است از حضرت رضا علیه السلام نقل می‏کند. در آنجا دارد: «انما جعلت الخطبه‏ یوم الجمعه لان الجمعة مشهد عام». یعنی علت اینکه خطبه در روز جمعه‏ قرار داده شده اینست که روز جمعه از نظر اسلام روز اجتماع عمومی است و همه باید در اجتماع روز جمعه جمع شوند. «فاراد ان یکون للامیر سبب الی‏ موعظتهم و ترغیبهم فی الطاعة و ترهیبهم من المعصیة» خداوند با تشریع این‏ دستور خواسته است که این وسیله‏ای باشد برای رئیس و پیشوای جمعیت که‏ آنها را موعظه کند، به طاعت ترغیب کند و از معصیت و گناه، آنها را بترساند.


«و توقیفهم علی ما اراد من مصلحة دینهم و دنیاهم» دیگر اینکه‏ مردم را آگاه کند به مصلحتهای دینی و مصلحتهای دنیائیشان، مصالح واقعی‏ مردم را به آنها بگوید. «و یخبرهم بما یرد علیهم من الافاق من الاحوال التی فیها المضره و المنفعة». دیگر اینکه آنچه در آفاق دور دست‏ از قضایای خوب و بد به حال مسلمین واقع می‏شود به آنها بگوید و به اطلاع‏ آنها برساند و آنها را در جریان بگذارد. حوادثی برای عالم اسلام پیش‏ می‏آید، یک وقت از نوع نوید و بشارت است، پیشرفتی حاصل شده برای‏ اسلام و افتخاری به دست آمده است و خوب است مردم مطلع شوند، و یک‏ وقت است حادثه سوئی برای عالم اسلام پیش آمده باز باید مسلمین از حال‏ یکدیگر آگاه بشوند، مثلا بدانند که در این هفته بر سر برادرانشان در الجزایر یا در نقطه دیگر دنیا چه آمده است. امام علت وجوب دو خطبه در نماز جمعه را اینگونه بیان می کنند: «و انما جعلت خطبتین‏ لیکون واحده للثناء علی الله و التحمید و التقدیس لله عزوجل، و الاخری‏ للحوائج و الاعذار و الانذار و الدعاء لما یرید ان یعلمهم من امره و نهیه و ما فیه الصلاح و الفساد» یعنی علت اینکه دو خطبه فرض شده اینست که در یکی به حمد و ثناء و تقدیس الهی پرداخته شود و در یکی دیگر به ذکر حوائج‏ مردم و ارشاد و موعظه آنها پرداخته شود. اما همان‏طوری که صاحب " وسائل‏ الشیعه " گفته این جهت، همه وقت ضرورت ندارد.

منبع : ده گفتار، ص 236-235 ، و ص 234-232 ،تفسير نمونه ج : 24 ص : 137



:: ادامه مطلب
نماز جمعه از منظر آیات قرآن
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 

در آیه 9 سوره جمعه آمده: «یا ایها الذین امنوا؛ ای اهل ایمان!»، «اذا نودی للصلاة من یوم الجمعة؛ در آن وقت از روز جمعه که فریاد برای نماز یعنی صدای موذن بلند می شود، «فاسعوا الی ذکرالله؛ بشتابید به سوی ذکر حق». مقصود از ذکرالله فقط نماز نیست که استماع خطبه مستحب باشد، به اجماع همه مفسرین و فقها استماع خطبه هم واجب است نه فقط شرکت در آن دو رکعت. «فاسعوا الی ذکرالله» قرآن خود این سخنرانی و خطبه را ذکرالله می نامد. این تعبیرات، تعبیرات کوچکی نیست، حساب دارد. همین جاست که مفسرین اهل سنت می گویند خطبه هایی که امروز در نماز جمعه خوانده می شود ذکرالشیطان است در حالی که قرآن کریم از خطبه های نماز جمعه به ذکرالله تعبیر می کند.

«و ذروا البیع؛ خرید و فروش را رها کنید». گفته اند: بیع به عنوان مثل برای کار است یعنی هر کاری را رها کنید. در فقه وقتی می خواهند مثال بزنند به بیع حرام که خود تصدی به این عمل حرام است، می گویند: بیع وقت الندا و مقصود همین است. همین که صدای موذن بلند شد، اشتغال به هرگونه کاری حرام است. همین سعودی ها ظاهرها را حفظ می کنند. البته سالهای اول بیشتر ظواهر را رعایت می کردند، حالا آن قدرها هم دقت نمی کنند. کسانی که آن وقتها رفته بودند می گفتند: صدای اذان که بلند می شد حتی آن کسی که جنسش در ترازو و مشغول معامله بود معامله را رها می کرد و می گفت: حرام! حرام!

«ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون؛ این برایتان خیر و مصلحت است اگر بدانید و بفهمید». مراد از «تعلمون» در اینجا (علم به) شی ء خاصی نیست بلکه چیزی است که ما از آن به رشد تعبیر می کنیم: اگر مردم عالم و رشیدی باشید، اگر فهم داشته باشید. «فاذا قضیت الصلاه فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون؛ هرگاه که نماز به پایان می رسد در زمین پخش شوید. (این امر به پراکنده شدن را اصطلاحا امر عقیب حظر می گویند. اگر حظر و منعی باشد و بعد از منع، امری برسد علامت رخصت است، نه دلالت بر وجوب می کند و نه دلالت بر استحباب.) «فانتشروا فی الارض» یعنی مانعی نیست اگر خواستید متفرق شوید، نمازتان که تمام شد اگر می خواهید، همان جا بمانید و مشغول ذکر خدا شوید و یا اگر میلتان بود متفرق شوید. «و ابتغوا من فضل الله؛ و از فضل الهی بجویید (یعنی مشغول کار و کسب شوید). فضل زیاده و منفعت است ولی «و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون؛ خدا را زیاد یاد کنید، باشد که رستگار شوید»، در حالی که مشغول کسب و کار هستید، زیاد در یاد خدا باشید و از خدا غافل نشوید.

شأن نزول آیه 11 سوره جمعه
در یکی از نمازهای جمعه، خطا و لغزشی از مسلمین صادر شد که قرآن کریم از آن لغزش در اینجا یاد می کند و آن را مورد ملامت قرار می دهد. نوشته اند سالی بود که در مدینه مجاعه و قحطی بود، ارزاق کمیاب بود و از خارج وارد می کردند. مردی بود به نام دحیه کلبی که در آن وقت هنوز اسلام اختیار نکرده بود. او معمولا از شام و جاهای دیگر اجناسی از ارزاق و غیر ارزاق می آورد. وقتی همراه اجناس وارد می شد خود او و یا از اهل مدینه طبل و ساز می زدند و کارهای لهوی انجام می دادند تا مردم را بیشتر جمع کنند. روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ایستاده بودند و مشغول ایراد خطبه های جمعه بودند. صدای ساز و طبل و دهل دحیه کلبی که از یک طرف ساز و دهل بود و از طرف دیگر اجناس آورده بود بلند شد. تا این صدا بلند شد در میان جمعیت ولوله ای افتاد: زود برویم که دیر می شود. عده زیادی بلند شدند و رفتند در حالی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مشغول خطبه خواندن بودند. عده قلیلی از مردم ایستادگی کردند و نرفتند. اینجاست که قرآن آن گروه اول را به نحو ملایمی ملامت می کند: «و اذا راوا تجارة او لهوا انفضوا الیها؛ آنگاه که تجارت و یا لهوی می بینند (که این دو با هم بوده است و لهوش مقدمه تجارت بوده است) به سوی آن پراکنده می شوند (و گویا دیگر دست از پا نمی شناسند)، «و ترکوک قائما؛ و تو را رها می کنند (درحالی که ایستاده ای و مشغول خطبه خواندن هستی)، «قل ما عندالله خیر من اللهو و من التجارة؛ بگو آنچه که در نزد خداست از سرگرمی و تجارت بهتر است (نباید به خاطر چنین چیزی کاری را که مربوط به خداست تحقیر کنید)، «والله خیر الرازقین؛ و خدا بهترین روزی دهندگان است(یعنی اعتماد و توکلتان به خدا باشد). اینجا آیات سوره جمعه پایان می پذیرد.

منبع :     آشنایی با قرآن 7، صفحه 100 تا 102



:: ادامه مطلب
 

 


 
» تعداد مطالب : 2884
» کل نظرات : 135
» بازديد کل : 2085595
» تاريخ ايجاد وبلاگ :
شنبه 30 دی 1391 
» آخرين بروز رساني :
سه شنبه 19 دی 1396