| وب سایت تخصصی نماز | آغاز شد این دفتر برای کسانی که میخواهند محبوب خدا شوند ....قربه الی الله .... برای محبوب شدن نزد خدا چند قدم بیشتر فاصله نداریم .... یاعلی « ارزنـــده تـرین گــوهر مصـود نـــماز است / زیبنــده تـرین هــدیه معبـود نـــماز است / ای دوست بگـو تـا همـه ی خـلق بداننـد / مقصود حق از خلقت موجود نـماز است. »
 
نماز و شکوفه هاي زندگي علل بى توجهى نوجوانان به نماز و راه حل ها
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : پنج شنبه 8 فروردین 1392 

تربيت انسان پيچيدگى ها و ظرافت هايى دارد و نيازمند شناخت واقعى شرايط، زمينه ها، موانع ، چگونگى به كارگيرى روش ها، و از همه مهم تر ارزيابى مجموعه فعاليت هاى تربيتى است .

اگر تك تك رفتار والدين و كودكان به دقت مورد ارزشيابى قرار گيرد، به راحتى مى توان عـلت مـوفـقـيـت هـا و شـكـسـت هـا را دريـافـت و بـراى شـكـسـت هـا، راه حل هاى مناسبى اتخاذ كرد.

كـودك و نـوجوان با قلب پاك ، فطرت سالم ، روحيه الگوپذيرى و تقليد، انعطاف پذيرى در تـربـيـت ، تـاءثـيـرپـذيـرى زيـاد، بـه ديـن گـرايـش داشـتـه و تـقـصـير بسيار اندكى از علل بى توجهى به باورها و اعمال دينى خاصه نماز را به خود مربوط مى سازد. درحالى كه والديـن ، جـامـعـه و مـدرسه به دليل داشتن نقش كليدى در ترغيب يا دورى و غفلت آنان نسبت به نماز مسؤ وليت بيشترى دارند.

در هـر صـورت شـنـاخـت عـلل واقعى بى توجهى كودكان و نوجوانان نسبت به نماز و اتخاذ راه حل هاى مناسب براى هر يك ، از ضروريات تربيت دينى مى باشد.

عوامل مهم سبك شمردن نماز

عـدم گـرايـش بـرخـى از نـوجـوانـان بـه نـمـاز، مـعـلول عـوامـل مـخـتلفى است كه مورد بحث قرار مى گيرد. يافته هاى تحقيقى نشان مى دهد كـه بـسـيارى از نوجوانان به اصل نماز نگرش مثبت داشته امّا در انجام آن سستى و كوتاهى مى ورزند. لذا مهم ترين عوامل مؤ ثر در سبك شمردن نماز عبارتند از:

1 ـ نداشتن انگيزه قوى براى خواندن نماز.

2 ـ عادت نداشتن به نماز از دوران كودكى .

3 ـ آگاه نبودن از فلسفه و اسرار نماز.

4 ـ ترجيح دادن تفريح و سرگرمى (به علت جاذبه بيشتر در نزد اينان ).

5 ـ داشتن سؤ ال و ابهام نسبت به بعضى از مسائل اعتقادى مانند خدا، معاد و...

يافته هاى پژوهشى نشان مى دهد كه ميزان رفتار و پاى بندى دانش آموزان به نماز با توجه به اينكه به اصل نماز نگرش مثبتى دارند ولى ميزان و كيفيت تقيد به نماز در بين آنان پايين تر از حد متوسط است . يعنى عواملى مانع از انجام نماز در آنان شده و از كيفيت و پاى بندى آنها كاسته است .



:: ادامه مطلب
نماز و شکوفه هاي زندگي نقش تشويق و تنبيه در تربيت
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : پنج شنبه 8 فروردین 1392 

تشويق

نـقـش تـشـويـق در تـربـيـت ، بـسـيـار مـهـم و حـيـاتـى اسـت . اگـر شـرايـط، حـدود و مسائل مربوط به آن مراعات شود نتايج سازنده و مؤ ثرى در تربيت انسان بر جاى مى گذارد. هـمـچـنـان كـه عـواقب ناگوار غفلت يا استفاده نادرست و نابه جا از آن انسان را به ضلالت مى كشاند.

در تـربيت الهىِ نيز بهره مندى از تشويق اثربخش و مفيد بوده و ما را در رسيدن به هدف مورد نظر كه همانا علاقمند كردن فرزندانمان به عبادت و نماز است مدد مى رساند.

در تـربـيـت كـودكـان و نـوجـوانـان بـه آداب اسـلامـى ، تـشـويـق بـه دليـل نـقـش سـازنـده و اثـربـخـشـى بيشتر، مقدم و بهتر از تنبيه است . با تشويق مى توان در افـراد انـگـيـزه و رغـبـت بـاطـنـى را تقويت نمود تا خود رفتارشان را تغيير دهند. علاوه بر اين تشويق بهتر مى تواند جريان يادگيرى را تسريع بخشد و اثر عميق و دائمى ايجاد كند.

مفهوم تشويق

تشويق در لغت يعنى آرزومند كردن ، به شوق افكندن و راغب ساختن .

در اصـطـلاح ، تـشويق را ( عاملى كه بتواند منشاء ايجاد ذوق و شوق ، تحرك و اميد و علاقه در انـسـان شـود) ، ذكـر كـرده انـد و در جـاى ديـگـر ( تشويق را نوعى ارضاى نيازهاى روانى و فيزيكى انسان ) دانسته اند.

اهميت و نقش تشويق

تشويق درست و بجا عاملى مؤ ثر و سازنده در تربيت افراد است كه مى تواند انگيزه كافى و لازم را ايـجـاد نـمـايـد تـا بـتوانند به توانايى ها و ارزش هاى خود پى ببرند و موجبات رشد عقلى و ايمانى آنان را فراهم نموده باعث تقويت رفتارهاى مطلوب مى گردد.

اگر كودكى در حد توان خود به نماز روى آورده مورد تشويق قرار گيرد، فرصت مى يابد تا خـود را بـاور كـنـد، درنـتيجه اين باور، تصور مثبت ، موفق و ارزنده اى از خود در ذهنش ايجاد مى شـود كـه بـاعـث تـداوم عـمـل مى گردد. در واقع تشويق بمنزله منبع انرژى و موتور محركه در انـسـان عـمـل مـى كـنـد و هـمـه انـسـان هـا در تـمـام سـطـوح و در طول عمر خود بدان نيازمند و از آن تاءثير مى پذيرند.

نـكته مهم اين كه اگر والدين و كودك تشويق را هدف تلقى كنند، آثار سازنده و مفيد آن از دست مى رود و هدف اصلى نيز به فراموشى سپرده مى شود. كودك نبايد چنين تصور كند كه هرگاه تشويق شود نماز بخواند.

قـابـل ذكـر اسـت كـه در تـربـيـت كـودكـان مـى تـوان در آغـاز از تـشـويق شروع كرد امّا در ايام نـوجـوانـى نـبـايـد فـرد وابـسـتـه بـه تـشـويـق بـاشـد تـا اعـمـال و آداب ديـنـى را انـجام دهد. بلكه آموزش دينى خصوصاً نماز بايد منجر به ايجاد شوق درونـى ، بـيـدارى وجـدان ، لذت مـعـنـوى ، ارضـاى حـس حـقـيـقـت جـويـى و كمال طلبى فرد باشد. تا تربيت پايدار و اصيل بوده و از آسيب ها مصون بماند.



:: ادامه مطلب
جوان را چگونه به نماز بخوانیم ... ؟
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391 
نماز

گرایش به پرستش در اعماق فطرت پاك نهاد آدمی خانه دارد و با روح آدمی سرشته شده است و نماز آینه‌ی صاف و زلال تجلی این پرستش است. با اینهمه چرا عده ای از نماز گزادن سر باز می زنند و به تعبیر قرآن چرا عده ای در امر نماز "با كسالت" به نماز بر می خیزند یا در نماز" به سهو" گرفتارند.(سوره ماعون/آیه 5).مشكل كجاست؟

گذشته از شیوه های نامناسب دعوت به نمازبه نظر می رسد وفور اسباب غفلت زای حیات دنیوی و زندگی این جهانی علت اصلی این رویگردانی هاست. غفلت به تعبیر معصوم در "مناجات شعبانیه" چرك جان آدمی است. و تذكار مواهب و نعمتهای الهی تنها راه زدودن آن از زوایای روح و جان آدمیان.

توضیح بیشتر را از زبان حجت الاسلام قرائتی از اینجا بشنوید.

تبیان



:: ادامه مطلب
نقش رسانه در جذب و ترغيب کودکان به نماز
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : جمعه 11 اسفند 1391 

اشاره

تلويزيون به عنوان يک رسانه ملي در قبال باورها و اعتقادات ديني افراد جامعه، رسالتي بس عظيم بر دوش دارد، مخصوصاً هنگامي که کودکان، مخاطب خاص آن به شمار آيند. امروزه، فرائض ديني با توجه به حساسيت هاي موجود در جامعه به واسطه تبليغات مسموم ضد ديني، اصلي است که بايد با دقت و ظرافت خاصي به آن پرداخته شود.

بدون ترديد، تلويزيون، محبوب ترين و در دسترس ترين رسانه اي است که کودکان با شوق و رغبت فراوان ساعت ها از وقت خود را صرف تماشاي آن مي کنند. اين مسئله، بايد سبب شود تا دست اندکاران اين رسانه و برنامه سازان، با در نظر گرفتن جوانب مختلف نسبت به توليد برنامه هاي سازنده و مفيد اقدام کنند.

در اين مقاله، سعي شده است ضمن ارائه نظريات کارشناسان و صاحبنظران پيرامون تأثير تلويزيون بر رفتار کودکان، نقش و رسالت تلويزيون بر گرايش آنان به ارزش ها و اعتقادات ديني از جمله نماز تبيين شود.

مقدمه

امروزه، تأثير رسانه هاي گروهي به ويژه رسانه هاي تصويري از جمله تلويزيون به دليل داشتن جذابيت هاي خاص خود بر رفتار کودکان و نوجوانان، غير قابل انکار است و اين تأثير، به گونه اي است که آنان، ساعت ها از وقت خود را صرف تماشاي برنامه هاي تلويزيوني مي کنند.

کودکان و نوجوانان به واسطه جذابيت هايي که اين جعبه جادويي دارد به مراتب بيش از ساير اقشار جامعه به تماشاي آن مي نشينند و اين خود، عاملي است که آنان، اثرپذيري فراواني در جنبه هاي مختلف از اين رسانه داشته باشند.

دکتر هيملوايت معتقد است «به هر صورت، گذران متوسط سالانه 500 الي1000 ساعت در برابر تصوير تلويزيون، براي کودکان و نوجوانان 6 الي 16سال، تأثير به سزايي در رفتارهاي آنان مي نهد که ممکن است آينده ساز زندگي آنان شود و حتي خواستها، علائق و آرزوهاي آنها را دگرگون مي سازد». 1

از سوي ديگر مطالعات انجام شده پيرامون استفاده از تلويزيون، توسط افراد سنين مختلف نشان مي دهد که حتي نوزادان، روزانه حدود نيم ساعت تلويزيون تماشا مي کنند.2

تلويزيون در مقابل جامعه خود به عنوان يک رسانه ملي رسالتي بس خطير بر دوش دارد که براي انجام هرچه بهتر اين رسالت بايد توجه و دقت کافي در شناخت هنجارها و ارزش هاي مورد تاييد جامعه داشته باشد. موفقيت در رسيدن به اين هدف، زماني امکان پذير است که دست اندکاران اين رسانه پر طرفدار با درک واقعيت هاي زندگي امروزي و بدون هرگونه سوگيري غير منطقي که بدبين شدن و دلزدگي را به همراه داشته باشد، اهدافي را دنبال کنند که اقشار مختلف با علاقه و آگاهي به تماشاي برنامه هاي تلويزيوني بنشينند مخصوصاً هنگامي که جامعه مخاطب، کودکان و نوجوانان باشند که با توجه به شرايط روحي و رواني که شرايط سني شان ايجاب مي کنند، حساسيت بيشتري به خرج دهند.

تلويزيون و اعتقادات و باورهاي ديني

بدون شک، امروزه رسانه هاي گروهي از جمله تلويزيون نقشي به مراتب فراتر از يک رسانه سرگرم کننده يافته اند و نمي توان از نقش مهم و اساسي آنها در فرهنگ سازي چشم پوشيد. چنانچه پيش از اين اشاره رفت، افراد در فرايند جامعه پذيري از عوامل متعددي تاثير مي پذيرند که يکي از اين عوامل، رسانه هاي گروهي است و از ميان انواع اين رسانه ها، تلويزيون به جهت داشتن طرفداران و علاقمندان بيشتر از اهميت خاص برخوردار است. با گرايش به سمت تلويزيون بنا به هر دليلي، افراد به اثرپذيري وادار مي شوند به گونه اي که آنان آگاهانه و نا آگاهانه از برنامه هايي که تماشا مي کنند، الگو و سرمشق مي گيرند.

در کشور ما نيز در حال حاضر، تلويزيون در دسترس ترين رسانه اي است که عامه مردم، صرف نظر از موقعيت شغلي و شرائط سني، مقداري از وقت خود را صرف تماشاي برنامه هاي آن مي کنند که در اين ميان، کودکان و نوجوانان، سهمي بيشتر از ساير اقشار دارند.

پرداختن به مسائل ديني و اعتقادي از طريق رسانه هاي جمعي امري است که در جوامع مختلف مرسوم بوده و توليد کنندگان برنامه هاي تلويزيوني نيز، اين مسئله را مورد توجه قرار مي دهند و از اين طريق، نسبت به تقويت و گسترش مباني اعتقادي خود اقدام مي کنند.

اما بايد پذيرفت که در شرائط امروزي با توجه به تبليغات وسيع و ضد ديني دين ستيزان از جمله آنهايي که قصد تضعيف مباني دين مبين اسلام را دارند، پرداختن به مسائل ديني و اعتقادي، نيازمند آگاهي و درايت بيشتري نسبت به گذشته مي باشد. تا گذشته اي نه چندان دور، فرد از دامان خانواده، اصول و مباني دين را فرا مي گرفت و به مرور زمان، اين اصول و مباني در وجود فرد نهادينه مي شد و تخطي از آن ندامت و پشيماني را به دنبال داشت و فرد خود را به نوعي گناهکار تلقي مي کرد و همين احساس نيز، پايبندي بيشتر به مباني ديني را موجب مي شد.

 

با گذشت زمان و ظهور فن آوري هاي نوين اطلاع رساني و گسترش و نفوذ آن در زندگي مردم و تلاش دين ستيزان براي کمرنگ نمودن اعتقادات مذهبي و ديني، امروزه شاهد آن هستيم که به آساني و سادگي گذشته، قادر به تبليغ مباني ديني و اعتقادي نمي باشيم چرا که اين ارتباطات زمينه اي را فراهم نموده است که گاهاً کورکورانه راه را به خطا برويم و از سوي ديگر، عدم برنامه ريزي صحيح و اصولي در حوزه تبليغات ديني نيز مزيد بر علت شده تا اذعان کنيم که در عصر فن آوري اطلاعات که هر روز ترفند و حربه اي تازه براي دين گريزي تدارک ديده مي شود بايد با هوشياري بيشتري عمل کنيم.

تلويزيون، رسانه اي است که با وجود راهيابي اينترنت و ماهواره به خانه ها، هنوز هم بهترين وسيله سرگرم کننده مردم به شمار مي رود. با اين حال، تحليل محتواي برنامه هاي آموزشي ديني در ايران، نشان دهنده آن است که عناصر و شيوه هاي ارتباطي، اغلب همان عناصر سنتي بوده و خلاقيت هاي اندکي در زمينه آموزشي ديني از رسانه هاي الکترونيک صورت مي پذيرد.

تلويزيون و تأثير آن بر رفتار کودکان و نوجوانان

بدون ترديد، کودکان و نوجوانان به دلايل شرائط سني و مقتضيات روحي و رواني خود از جمله مخاطبان برنامه هاي تلويزيوني به شمار مي روند که همين استقبال، واکنش مختلف صاحبنظران و کارشناسان علوم تربيتي را در زمينه مزايا و معايب اين رسانه براي کودکان و نوجوانان را به همراه داشته است.

گسترش روز افزون استفاده از رسانه هاي تصويري در بين مردم جهان به ويژه کودکان و نوجوانان، موضوعي است که نظر کارشناسان و صاحبنظران را به خود جذب نموده است به گونه اي که در پاره اي از موارد نيز، چنين رسانه هايي را موجب بروز رفتارهاي نابهنجار در جامعه قلمداد کرده و بر اثرگذاري اين رسانه ها بر رفتار کودکان و نوجوانان بيش از ساير اقشار تاکيد مي شود.

صرف نظر از تاثير مثبت يا منفي رسانه هاي تصويري تاثيري بر رفتار کودکان و نوجوانان، بايد به اين مهم توجه داشت که کودکان و نوجوانان به واسطه شرائط روحي و رواني خاص خود، نيازمند برنامه هايي مي باشند که راه جامعه پذير شدن آنها را به بهترين شکل ممکن فراهم سازد.

براي آگاهي از نقش رسانه هاي تصويري بر فرايند جامعه پذيري لازم است، ابتدا با تعريف اين اصطلاح و سپس عوامل موثر جامعه پذيري آشنا شويم. کونن در تعريف جامعه پذيري چنين آورده است:«جامعه پذيري فرايندي است که به انسان، شيوه هاي زندگي کردن در جامعه را مي آموزد، به او شخصيت مي دهد و توانايي هايش را در جهت ايفاي وظائف فردي به عنوان عضو جامعه توسعه مي بخشد».6

دکتر ستوده در کتاب خود عوامل موثر بر جامعه پذيري را به چهار دسته تقسيم نموده است که عبارتند از:

1- خانواده: کودکان در خانواده و در ارتباط با والدين خود به کسب هويت مي پردازند، همانند آنها مي شوند و آنچه را از انها مي کنند و مي گويند انجام مي دهند و در نتيجه رفته رفته، رفتار درست را طبق والدين فرا گرفته، به کار مي برند.

2- گروه همگنان: معمولا دوستان و همه کودکاني که تقريباً هم سن و همبازي کودک هستند و در او تاثير مي گذارند، شامل گروه همگنان مي شود.

3- مدرسه: کودکان، معمولاً در سن پنج سالگي وارد نظام آموزشي (کودکستان) مي شوند و در مدرسه، مجموعه اي از ارزشها، هنجارها و دانستنيهاي مهم به آنها آموخته مي شود. در کنار اين دانش که به صورت رسمي به دانش آموزان انتقال مي يابد مجموعه اي از ارزشها و هنجارها به شکل غير رسمي يعني از طريق برقراري ارتباط با ساير دانش آموزان، معلمين و مربيان به آنها انتقال مي يابد.

4- رسانه هاي گروهي: امروزه به واسطه فن آوريهاي نوين اطلاع رساني و وسائل ارتباط جمعي، کودکان از سال هاي اول زندگي در مسير امواج گوناگون و پيام هاي متعدد قرار مي گيرند و اين اطلاعات از دورترين نقاط جهان، وارد خانه هاي آنان مي شود. که اين ارتباط به مرور، فرزندان تازه اي در خود پرورش مي دهد و نسلهاي جديدي را پديد مي آورد که دنياي متفاوتي با بزرگترها دارند و بايد براي پرورش بهتر اين نسل، برنامه هاي مناسب و در خور، تدارک ديده شود.

مک لوهان از جمله صاحب نظراني است که نقش بسيار برجسته اي براي رسانه ها به ويژه تلويزيون، قائل است. وي، تلويزيون را قوي ترين وسيله ارتباطي زمان مي داند. با آمدن رسانه هايي چون راديو و تلويزيون از نقش آموزشي کتابها کاسته شد، در واقع نوعي تغيير در پارادايم آموزشي ايجاد شده است. به نظر وي، بچه هاي عصر الکترونيک در دنيايي بزرگ مي شوند که الکتريسته با تار و پود نامرئي خود همه چيز را در آن به هم پيوند زده است. 8

تلويزيون به عنوان قوي ترين رسانه تصويري که در دور دست ترين نقاط هر کشور نيز رخنه کرده است به روش هاي مختلف، رفتار و کردار شهروندان را تحت تاثير قرار داده است به گونه اي که بهترين نوع گذران اوقات فراغت آنان به تماشاي اين رسانه مي گذرد. تحقيقات گوناگون، حاکي از آن است که کودکان و نوجوانان از طرفداران پروپاقرص برنامه هاي تلويزيوني مي باشند که همين علاقه سبب اثرگذاري بيشتر بر رفتار آنان مي شود.

به عقيده خانم هميل و بنت، علت علاقه بچه ها اين است که تلويزيون به آنها امکان مي دهد، حقيقت را کشف کنند، به ماجراهاي پشت پرده زندگي کودکانه خود نفوذ کنند، دنيا و مردم را بهتر بشناسند، تصاويري هميشه تازه که آنها را به هيجان مي آورد و در التهاب نگاه مي دارد و به آنها شادي مي دهد و به کمک حالت شاد، سرزنده و داستاني خود به آنها فرصت مي بخشد که از مقتضيات زندگي روزمره خويش بگريزند و خود را به جاي قهرمانان مختلف آن بگذارند.9

صرف نظر از ديدگاههاي مثبت و منفي کارشناسان و صاحبنظران در رابطه با تأثير مثبت يا منفي برنامه هاي تلويزيوني بر رفتار کودکان و نوجوانان، اين واقعيت غير قابل انکار است که در حال حاضر هيچ رسانه اي نمي تواند به آساني جايگزين تلويزيون در زندگي کودکان و نوجوانان شود که همين مسئله، رسالت واقعي اين رسانه را تحت تاثير قرار مي دهد.

نکته اي که لازم است در اينجا بدان اشاره شود؛ آن است که گفته شود ساخت و توليد برنامه هاي تلويزيوني معمولا به گونه اي است که نياز مخاطبان مختلف را تامين نمايند. پرداختن به مسائل گوناگون اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، علمي، مذهبي ... در جهت آگاهي رساني و آموزش شهروندان، اصلي است که همواره در ساخت و توليد برنامه هاي تلويزيوني مد نظر مي باشد. در اين ميان، توجه به نيازهاي روحي و رواني کودکان و نوجوانان که به مراتب سهمي بيشتر از ساير اقشار جامعه به دليل سهم بيشتري در استفاده از تلويزيون دارند، نيازمند حساسيت بيشتري است.

نماز و کودکان

نماز، رکن اساسي دين مبين اسلام است و بر اقامه آن در قرآن و احاديث، تاکيد شده است. نماز، خالصانه ترين نوع عبادت بنده در برابر خالق خويش است. ميل به پرستش، ريشه در فطرت خداجويي انسان دارد و نماز، عالي ترين نشانه پرستش خالق هستي است. آيت الله مطهري در اين باره چنين مي گويد:

«يکي از پايدارترين و قدرتمندترين تجليات روحي آدمي و يکي از اصيل ترين ابعاد وجود انسانها، حس نيايش و پرستش است. مطالعات آثار زندگي بشر نشان مي دهد هر زمان، هرجا که بشر وجود داشته است، نيايش و پرستش هم وجود داشته است. چيزي که هست، شکل کار و تشخيص معبود متفاوت شده است. از نظر اشکال، از رقصها و حرکات دست جمعي و موزون همراه با يک سلسله اذکار و اوراد گرفته تا عالي ترين خضوع ها و خشوع ها.» 10

اهميت اقامه نماز بر هر فرد مسلماني آشکار است به گونه اي که هر مسلمان معتقدي براساس يک سنت ديرينه هنگام تولد نوزاد در گوش او، اذان اقامه مي کند. اين مسئله حاکي از پايبندي مسلمانان به مباني اعتقادي دين خود مي باشد که از همان ابتدا تلاش مي کنند تا فرزندان خود را افرادي متعهد و متدين تربيت نمايند. اهميت نماز در دين مبين اسلام به حدي است که دانشمندان خارجي نيز ملاک مسلمان بودن را نماز قلمداد مي کنند.

اما آنچه در مورد آموزش مسائل و احکام ديني مطرح مي باشد اين است که آيا در شرائط کنوني و با توجه به تبليغات مسموم دين ستيزان، آيا والدين مي توانند به مانند گذشته، فرزند خود را فردي متدين و پايبند به احکام و ارزشهاي ديني تربيت کنند؟ و آيا آنها اجازه دارند همچون گذشته فرزندان خود را به دين پذيري تشويق کنند و يا اينکه براي اينکار بايد به شيوه هاي نوين تربيتي متوسل شوند؟

استاد مرتضي مطهري در مورد راههاي آشنايي کودکان با نماز چنين مي نويسد: «بچه ها را بايد از کودکي به نماز تمرين داد، دستور به ما رسيده است که به بچه از هفت سالگي نماز تمريني ياد دهيد. البته، بچه هفت ساله نمي تواند نماز صحيح بخواند ولي صورت نماز مي تواند بخواند، از هفت سالگي مي تواند به نماز عادت بکند، چه پسر چه دختر. يعني همان ابتدا که بچه به دبستان مي رود، بايد نماز را در دبستان به او ياد دهند ولي اين را توجه داشته باشيد که ياد دادن و وادار کردن با زور نتيجه اي ندارد، کوشش کنيد که بچه تان از اول به نماز خواندن رغبت داشته باشد و به اين کار تشويق بشود. به هر شکلي که مي توانيد موجبات تشويق بچه تان را فراهم کنيد که با شوق و ذوق نماز بخواند، زياد به او بارک الله بگوييد، جايزه بدهيد، اظهار محبت کنيد که بفهمد وقتي نماز مي خواند بر محبت شما به او افزوده مي شود.»11

در متن فوق نکات ارزشمندي درر رابطه با چگونگي آموزش نماز به کودکان وجود دارد که در اينجا بدان اشاره مي شود:

1- بچه ها را بايد از کودکي به نماز خواندن، تمرين داد نه وادار کرد

آنچه مسلم است، تمرين دادن با وادار کردن بسيار تفاوت دارد. در حالت تمرين اگر انجام يک رفتار براي کودک، خوشايند و لذت بخش باشد قطعاً به تکرار آن علاقمند مي شود اما هنگامي که انجام همان رفتار با اجبار همراه شود به جهت آنکه براساس شيوه هاي تربيتي، مناسب نمي باشد، نمي تواند براي کودک پيامدهاي مفيدي به دنبال داشته باشد. اين موضوع در مورد شيوه آموزش فريضه نماز به کودکان کاملاً صادق است. از پدر و مادر و ساير کساني که در محيط تربيتي کودک به سر مي برند، انتظار نمي رود که با زور و اجبار او را به خواندن نماز وادار کنند بلکه کودک بايد با مشاهده تکرار اين عمل از سوي بزرگترها، از رفتارشان سرمشق بگيرد. به طور مثال در موارد متعدد، مشاهده شده است که کودکان به هنگام نماز خواندن بزرگترها، همان رفتار را تقليد مي کنند.

2- ايجاد علاقه و گرايش به نماز بايد از محيط خانواده آغاز و در مدرسه تقويت شود

اولياء و مربيان بايد به اين نکته توجه داشته باشند که آنها نيز اجازه ندارند بدون فراهم ساختن بستر مناسب براي گرايش کودکان به نماز، راه اجبار را در پيش گيرند چرا که احتمال دارد، کودکي بنا به دلائل مختلف با اين فريضه، آشنايي نداشته باشد که در اين صورت وادار نمودن کودک به انجام رفتاري که پيش از اين ذهنيتي نسبت به آن نداشته است ممکن است عواقب ناخوشايندي نيز در پي داشته باشد. بنابراين، آموزش مباني اعتقادي در مدارس نيز بايد با دقت و برنامه ريزي صحيح و اصولي صورت گيرد.

3- کودک بايد به نماز خواندن ترغيب شود نه تهديد

نمي توان با گفتن جملاتي از قبيل «کسي که نماز نمي خواند دشمن خداست» يا «اگر نماز نخواني خدا تو را دوست ندارد»... کودکان را به نماز خواندن وادارکرد. از ياد نبريم که اسلام دين رحمت و رافت است، بنابراين آموزش اعتقادات ديني نيز بايد بر همين اساس صورت گيرد نه چيز ديگر.

4- نماز خواندن به عنوان يک رفتار بايد مورد تشويق قرار گيرد

اساسا، انسانها دوست دارند پس از انجام هر کار مثبتي مورد تشويق قرار گيرند که اين تشويق ها در نهايت به تقويت هرچه بيشتر آن رفتار مي گردد که در اين خصوص کودکان به دليل شرائط سني خود بيش از ساير افراد به تشويق نيازمندند. بنابراين، چنانچه در سن کودکي اعمال خوب و پسنديده مورد تشويق واقع شوند، انتظار است که در سنين بالاتر انجام همان اعمال تقويت و تثبيت شوند.

با اين اوصاف، بايد گفت ايجاد گرايش به نماز در کودکان، مستلزم شناخت و آگاهي کامل از روانشناسي کودک است. واقعيت اين است که نبايد هيچ هنجار و ارزشي را به کودک خود تحميل نماييم مگر آنکه زمينه و بستر مناسب براي انجام آن وجود داشته باشد. بهره گيري از شيوه هاي مناسب براي آموزش ارزشها و هنجارهاي مختلف موجب مي شود که به نتايج مطلوب و خوشايندي دست پيدا کنيم.

چنانچه پيش از اين اشاره رفت يکي از عوامل موثر در اين راه، رسانه هاي جمعي به ويژه تلويزيون است که مي تواند، نقش مفيد و ارزنده اي در جذب کودکان به نماز و ساير اعتقادات ديني داشته باشد. لازمه اين کار، آن است که نيازهاي روحي و رواني آنها به شکل مطلوب شناسايي و براي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده که در همان ايجاد شوق و رغبت به مسائل اعتقادي و ديني است، تلاش شود.

تلويزيون و کودک

به اعتقاد متخصصان و روان شناسان کودک، تلويزيون يک پرستار بچه، ولي از نوع الکترونيکي است که تاثير زيادي بر زندگي و روحيات کودک دارد و همانطور که والدين در انتخاب يک پرستار کودک، دقت و حساسيت خاصي به خرج مي دهند بايد در انتخاب نوع برنامه هايي که يک کودک مي بيند نيز دقت و حساسيت لازم را داشته باشند.

امروزه به رغم نظريات کارشناسان و صاحب نظران دال بر تاثير منفي تلويزيون بر رفتار کودکان، عده اي ديگر تاثير تلويزيون بر رفتار کودکان را مثبت ارزيابي مي کنند. تاثير تلويزيون بر کودکان به نوع و چگونگي برنامه هايي که تماشا مي کنند، بستگي دارد. هدف از توليد برخي برنامه ها، آموزش و اطلاع رساني است، در حالي که برخي ديگر از برنامه ها فقط براي سرگرم کردن بيننده توليد مي شوند. برنامه هاي سرگرم کننده مي توانند براي بيننده، مهيج باشند و شعور او را نسبت به جنبه هاي خاصي از زندگي پرورش دهند و بر عقايد و ارزشهاي او تاثير بگذارند. 12

کودکان از تماشاي تلويزيون لذت مي برند و مايلند که بيشتر وقت خود را صرف تماشاي برنامه هاي اين جعبه جادويي کنند. اين عامل سبب مي شود تا خواسته و ناخواسته، رفتارشان تحت تاثير قرار گيرد.

بنابراين براي توليد برنامه هاي خاص کودکان، بايد تابع اصول و ضوابط خاصي بود تا اين رسانه بيش از آنکه تاثير منفي در بر داشته باشد، اثرات مثبت برر رفتار کودکان بر جاي بگذارد. آنچه مسلم است بزرگسالان و در واقع افرادي که در ارتباط بيشتري با کودک هستند، بايد شيوه استفاده مفيد و مثبت از تلويزيون را فرا گرفته و آن را به کودکان نيز بياموزند.

کودکان از طريق برنامه هاي تلويزيوني، مي توانند بسياري از مسائل اجتماعي، اخلاقي، ديني ... را آموخته و در خود تقويت کنند و اين ميسر نمي گردد مگر آنکه، توليد کنندگان برنامه هاي تلويزيوني با شناخت و درک کامل نيازهاي روحي و رواني کودکان، اقدام به ساخت برنامه نمايند.

آموزش مسائل ديني و اعتقادي به کودکان مستلزم استفاده از شيوه هاي مفيد و مناسبي است که بايد با احتياط و حساسيت بيشتري با آنها برخورد شود. نکته اي که در اينجا بايد به آن اشاره کرد و مورد توجه روان شناسان نيز مي باشد آن است که کودک، هنگام تماشاي تلويزيون، خود را در قالب شخصيت هاي تلويزيوني مي گنجاند و سعي مي کند که اعمال و رفتار شخصيت هاي مورد علاقه اش را تقليد کند. اين عمل، سبب مي شود که کودک هم تحت تاثير پيام هاي منفي برنامه هاي تلويزيوني قرار گيرد هم تحت تاثير پيام هاي مثبت.

تلويزيون در قبال مخاطبان کودک بايد به نکات ذيل توجه داشته باشد:

1- در توليد برنامه هاي خاص کودکان، اصول روان شناسي مد نظر برنامه سازان گيرد.

2- از برخورد سطحي با مسائل گوناگون از جمله مسائل اعتقادي پرهيز شود.

3- به صرف توليد برنامه خاص کودکان، تواناييهاي شناختي آنان ناديده گرفته نشود.

4- به قدرت درک و تشخيص کودکان احترام گذاشته شود.

5- پيام هاي اخلاقي بايد به صورت غير مستقيم ارائه شود نه مستقيم.

تلويزيون و راه هاي جذب کودکان به نماز

تلويزيون يک رسانه قدرتمند است که مي تواند بر گروههاي مختلف سني اثرگذار باشد. در اين ميان، کودکان، مخاطبان خاص اين رسانه هستند که بايد براي ارضاء نيازهايشان تدابير خاص انديشيده شود. يکي از مهمترين اين نيازها، نيازهاي معنوي آنهاست که ارتباط مستقيم با اعتقادات و باورهاي ديني آنها دارد.

کودک به واسطه داشتن روح پاک و لطيف، اين آمادگي را دارد که هر نوع پيام خوب يا بد را از مخاطب خود دريافت کند و همين مسئله سبب مي شود که دست اندرکاران تلويزيون در توليد برنامه هاي خود براي اين گروه سني دقت عمل بيشتري به خرج دهند.

تلويزيون، به عنوان يک رسانه ملي وظيفه دارد جهت تقويت و تثبيت ارزش ها و اعتقادات ديني در کودکان، کاملاً هوشيار و براساس منطق، رفتار کند. چرا که انتظار است اين رسانه بنا به رسالتي که بر دوش دارد راه را براي جامعه پذيري افراد فراهم سازد و جامعه پذيري نيز چيزي نيست جزء اينکه، افراد با هنجارها و ارزش هاي اجتماعي و اعتقادي جامعه خود به بهترين شکل ممکن، آشنا شوند.

ترديدي نيست که در دعوت و جذب کودکان به نماز، بايد به گونه اي عمل شود که احساس آزادي داشته باشند نه اينکه چنين تصور نمايند که مجبور به انجام فرائض ديني خود باشند. البته اين به معناي بي توجهي و ناديده گرفتن آموزش اعتقادات و باورهاي ديني نمي باشد. بلکه منظور آن است که کودک با ميل و رغبت باطني به انجام فرائض ديني گرايش پيدا کند.

تلويزيون، علاوه بر اينکه يک وسيله سرگرم کننده است، وسيله اي براي آموزش و ياددهي نيز مي باشد به شرط آنکه اصول روان شناسي و شيوه هاي ياددهي متناسب با گروه هاي سني باشد. در کشور ما تا پيش از فراگير شدن انواع رسانه هاي جمعي از جمله تلويزيون، معمولا کودکان از دامن خانواده با فرائض ديني خود آشنا مي شدند و به مرور زمان، برپايي آنها را بر خود واجب مي دانستند اما بايد پذيرفت که اينک با گذشته تفاوت پيدا کرده است. کودک در اجتماعي رشد مي کند که با انواع وسائل ارتباطي مواجه بوده که هر کدام به نوعي بر افکار و انديشه او تاثير مي گذارند.

تلويزيون، رسانه اي است که قادر است نقش مهم و ارزنده اي در پرورش نيازهاي معنوي کودکان، ايفاء نمايد. متاسفانه چنين به نظر مي رسد که سازندگان برنامه هاي کودک در کشور ما در ساخت برنامه هاي خود کمي شتابزده و بدون مطالعه و شناخت دقيق نيازهاي کودکان اقدام به توليد برنامه مي کنند. که اين مسئله نه تنها موجب گرايش آنان به تماشاي توليدات داخلي نمي کند بلکه بعضي مواقع نيز دلزدگي و بي رغبتي آنان را به دنبال دارد.

تلويزيون در سال هاي نخست براي کودکان از جاذبه زيادي برخوردار است و لذا کودکان، وقت بيشتري را صرف تماشاي آن مي کنند و مطالب زيادي را فرا مي گيرند. طي همين دوران، کودکاني که به طور ارادي مطالبي را از رسانه هاي غير از تلويزيون، يعني راديو، سينما، کتب داستان، مجلات و ... مي آموزند، پس از گذشت چند سال معلوماتشان همسطح با کودکاني مي شود که با تلويزيون به يادگيري مي پردازند. 13

حال، سوال اين است که با توجه به اهميت اين رسانه در ترويج و گسترش فرائض ديني از جمله نماز که مهمترين اين فرائض است، آيا تلويزيون در انجام اين کار موفق بوده است يا خير؟

آنچه، بديهي است، دست اندکاران تلويزيون به خوبي، اهميت اين کار را دريافته اند و بر اين تلاش، بوده اند که در اين راستا گام بردارند اما بايد اذعان داشت که آنگونه که شايسته است، اقدامي صورت نپذيرفته و در ساخت و توليد برنامه هاي ديني همچنان بر شيوه هاي سنتي يعني تلاش بر ارائه مفاهيم و تلقين آن به ذهن کودکان، تاکيد مي شود. دست اندکاران تلويزيون و برنامه سازان بايد به اين نکته تربيتي توجه داشته باشند که ما بزرگسالان اجازه نداريم خوب يا بد بودن را براي کودکان تشخيص دهيم بلکه بايد بهره گيري از شيوه هاي مناسب تشخيص خوب يا بد بودن را به خود آنها واگذار کنيم. نماز يک فريضه ديني است که اقامه آن بر هر فرد مسلماني واجب بوده و هر کس وظيفه دارد کودک خود را با فرائض ديني آشنا سازد و رسانه هاي گروهي نيز، بايد اين رفتار را با ساخت و توليد برنامه هاي مناسب تقويت کنند اما نبايد به گونه اي رفتار نماييم که آنها به جاي گرايش به مباني اعتقادي خود، ناخواسته به بيراهه بروند.

تلويزيون به عنوان يک رسانه ملي در راستاي جذب کودکان به نماز بايد به نکات ذيل توجه داشته باشد:

1- ساخت و توليد برنامه هاي تلويزيوني متناسب با سن کودکان

 در ساخت چنين برنامه هايي بايد سن و سال کودکان مد نظر قرار گيرد. برنامه اي که براي يک کودک سه يا چهار ساله ساخته مي شود بايد برنامه اي براي کودکان بالاي ده سال توليد مي شود، تفاوت داشته باشد و شيوه انتقال پيام متناسب با سن آنها باشد.

 2- استفاده از کارشناسان و صاحبنظران مسائل ديني در کنار برنامه سازان

در چنين حالتي برنامه سازان علاوه بر آگاهي بيشتر از مسائل ديني از جمله نماز، بهتر مي توانند مفاهيم مربوط به نماز را به مخاطبان خود انتقال دهند.

3- استفاده از کارشناسان و صاحبنظران تربيتي و روان شناسان کودک

بدون ترديد، کارشناسان و صاحبنظران مسائل کودک بهتر از ساير کارشناسان به مسائل مربوط به شيوه هاي يادگيري کودکان آشنايي داشته و مي توانند با ارائه مشاوره لازم به برنامه سازان، آنان را در ساخت برنامه هاي هدفمند، ياري رسانند.

4- پرهيز از ساخت و توليد برنامه هاي کليشه اي و تکراري

يکي از مشکلاتي که در ارائه مفاهيم ديني به چشم مي آيد، آن است که در موارد متعدد، برنامه سازان، اسير کليشه شده و بدون توجه به قدرت تشخيص و درک کودکان، سعي در انتقال مفاهيم غير قابل هضم دارند که نه تنها نتيجه مثبتي به دنبال نخواهد داشت بلکه ممکن است نتيجه معکوس نيز داشته باشد.

5- پرهيز از انتقال مستقيم پيام به ذهن کودکان

هر پيام که از سوي فرستنده ارسال مي شود نبايد به گونه اي باشد که گيرنده را مستقيماً تحت تأثير قرار دهد و يا اينکه او را وادار به دريافت پيام کند، بلکه بايد فرصت تجزيه و تحليل پيام نيز به گيرنده داده شود و اين مستلزم آن است که برنامه سازان به قدرت درک و تشخيص کودکان ايمان داشته باشند.

6- ساخت و توليد برنامه هاي تلويزيوني با استفاده از فن آوري هاي روز

بايد پذيرفت که توليدات تلويزيون براي کودکان به لحاظ پردازش تصويري، چندان جذاب و گيرا نيست. چنين به نظر مي رسد که در انتقال مفاهيم از طريق تصوير، کمي دست به عصا و محتاط عمل مي کنيم. امروزه در بسياري از کشورها چنان از تکنيک هاي خاص برنامه سازي در ساخت برنامه هاي کودک بهره گيري مي شود که بزرگسالان هم، مشتاقانه به تماشاي چنين برنامه هايي مي پردازند. بنابراين لازم است در اين زمينه نيز از فن آوري ها و تکنيک هاي برنامه سازي استفاده شود.

با همه اين اوصاف، بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که در شرائط فعلي، کشور ما مذهبي و ديني در ميان کودکان و نوجوانان نياز دارد تا از طريق، ايران اسلامي پشتوانه اي سرشار از روح معنويت داشته باشد و اين، امکان پذير نخواهد شد مگر آنکه تمامي عواملي که نقش اساسي در فرايند جامعه پذيري فرد را عهده دار هستند به شکل مطلوب به وظيفه خود عمل کنند. خانواده، مدرسه، گروه دوستان و همسالان و از همه مهمتر رسانه هاي جمعي از جمله تلويزيون که محبوب ترين و در دسترس ترين رسانه تصويري و شنيداري مي باشد. همه و همه بايد در يک تعامل منطقي بستري را فراهم سازند که کودکان اين سرزمين به ارزشها و هنجارهاي اجتماعي و ديني مذهبي خود پايبند بوده و زمينه لغزش در اين زمينه به حداقل برسد.

نتيجه گيري:

پرداختن به مسائل اعتقادي به ويژه هنگامي که يک سوي قضيه، کودکان باشد نيازمند جزم انديشي و دقت نظر بيشتري است. کودکان با روح لطيف و پاک خود اين آمادگي را دارند که هر پيامي را از سوي فرستنده اش دريافت و آن را در وجود خود نهادينه سازند در چنين حالتي اگر پيام ها مسموم و گمراه کننده باشد اين احتمال وجود دارد که کودکان راه را از بيراه تشخيص ندهند و دچار لغزش شوند. در شرائط کنوني که دين ستيزان، با بهره گيري از انواع رسانه ها، سعي در گمراه کردن افکار جامعه اسلامي دارند، لازم است که دست اندرکاران رسانه هاي جمعي به ويژه تلويزيون، حساسيت بيشتري به خرج داده و با توليد برنامه هاي مفيد، کودکان را به بهترين شکل ممکن با ارزشها و اعتقادات ديني آشنا ساخته و شرائطي فراهم نمايند که آنها با ميل و رغبت به سمت انجام فرائض ديني گرايش پيدا کنند نه اينکه اجباري براي اين کار داشته باشند

منبع:

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان بوشهر

http://www.ido.ir



:: ادامه مطلب
راه های جذب کودکان و نوجوانان به نماز
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : جمعه 11 اسفند 1391 

انسان را زبانی است ظاهر ، که اغلب از نیک و بد و صلاح و فساد او حکایت می کند و زبانی است باطن که قلب او و قبله زبان اوست . قلب آدمی هم راه را می نمایاند، هم مقصد را.

 هم ملاک و معیار شناخت و معرفت است و هم راهنمای مقصود . .......و نماز ، اگر نماز باشد ،دل را که زبان باطن است به یاری می طلبد .

نماز،داستان رهایی انسان از خود و رسیدن به خداست .

انسانی که در سراسر زندگی سراسیمه و پر شتاب در کندوکاو معنای خویش است و تا دست کم اندکی از این معنا را درنیابد ، از پا نمی نشیند ، لاجرم در جستجوی فرصتی است که فارغ از نیک و بد حیات ، به سرچشمه ناب همه معانی دست یابد ، دمی با او خلوت گزیند و حکایت دل با او باز گوید .

آدمی در دنیای امروز ، در جلوه نمایی آزمندی ها و مطامع ، محتاج فرصتی است که از برون خسته و افسرده ، اندکی گریخته و سری به درون متعالی خویش زند .

پرده های عصیان و معرفت را کنار زده ، چشمی به روشنایی باز کند و واسطه این کار جز نماز چیست ؟

کسانی که باطن نماز را می بیند و با هر اذان مشتاقانه به سوی آن پر می کشند ، انتظار آنان بر سجاده از انتظار عاشق در طلب معشوق شیرین تر است ، و ذکر آنان با خدا از نجوای یاران مشتاق با یکدیگر است، طرب انگیزتر.

در این مقاله  بر آن است تا راه های جذب کودکان و نوجوانان به نماز را مورد بررسی قرار دهد .

 اسرار نماز:

در نماز فلسفه و اسراری نهفته است که در سخنان پیامبر و امامان آورده شده است.

در این جا به برخی از آنها اشاره می شد :

زنده کردن ارزشها و پیوستن به ذات زیبای خدای مهربان است .

بزرگترین درس نظم و تربیت است.

موجب رسیدن به سلامتی و آرامش جسمی و روانی است.

کامل ترین پاسخ به عالی ترین نیاز انسان است.

نور معرفت، شناخت و رضایت پروردگار است.

اظهار فروتنی و دعوت به سوی حق است.

موجب قبولی دعا و برکت و گشایش در امور زندگی است.

اتحاد و همبستگی بین همه روح های پرستنده، بویژه مسلمان است.

تسلیم و تعظیم محض در برابر قدرت لایزال خداوند است.

 اثربخشی های نماز :

نماز هم دارای آثار فردی و هم دارای آثار اجتماعی است.

از آثار فردی آن می توان به مسائلی چون آرامش قلبی، توکل به خداوند در انجام امور و دعاها، نظم و ترتیب، طهارت و . . . اشاره کرد.

در مورد آثار اجتماعی نماز نیز می توان مواردی چون : پرهیز از منکرات، عدالت طلبی، وحدت مسلمین، انفاق و مبارزه با ظلم و. . . را ذکر کرد که در اینجا به طور مختصر به برخی از این آثار اشاره می کنیم:

نماز و آرامش قلبی:

مهمترین آثار نماز، ایجاد اطمینان و آرامش قلبی در نمازگزار است. 

"الا بذکر الله تطمئن القلوب"در تمدن امروز که متاسفانه علیرغم رشد تکنولوژی و توسعه ارتباطات، انسان، خود را تنها تر و رها شده تر از قبل می بیند، و بیماری های اعصاب و روان، بویژه انواع افسردگی ها و اضطراب ها او را احاطه کرده است، انسان بیش از گذشته، محتاج پیوستن به خداوند و منشأ هستی آفرینش است.

نماز و توکل به خدا:

خداوند بالاترین قدرت ازلی و ابدی در جهان هستی است.

خواسته های انسان چه مادی و چه معنوی همه در ید قدرت اوست. انسان در نماز، بویژه به هنگام قنوت یاد می گیرد جز از خداوند، خواسته های قلبی خود را نطلبد و سپردن این خواسته به او، به معنای توکل داشتن به اوست. 

 "ومن یتوکل علی الله، فهو حسبه ان الله بالغ امره" هر کس به خداوند توکل کند، او را بس است، خداوند امری را که به او واگذارند، تحقق می بخشد.

نماز و مساوات در تواضع و خشوع: پیشانی که قله بدن است، هماهنگ با نوک انگشت پا، هر دو در برابر خدا بر روی زمین سجده می کنند.

به عبارت دیگر در نماز، کسی را بر کسی برتری نیست.

نماز و دلبستگی به خداوند:

 نماز، باعث انس و محبت میان بنده و خدا و نمازگزاران می شود، زیرا همه در یک صف بدون توجه به مقام و منصب در برابر قدرت لایزال پیشانی به خاک درگاهش می سایند.

 نماز و امید به رحمت خدا :

نماز امید به رحمت خداوند را در تمامی شرایط استرس را حفظ می کند و مانع غلبه احساس یاس وناامیدی در انسان می شود .

نماز وطهارت :

وضو گرفتن که نشانه ای از پاک کردن جسم از آلودگی ها است تمرینی برای پاکی روح و درون انسان است .

نماز و تقویت نظم :

 نماز دارای آیین ها، آداب و شرایط خاص خودش است و آموزنده ی نظم و انضباط به انسان است .

نماز و وقت شناسی :

خواندن نماز در وقتهای معین و تاکید بزرگان دین به انجام آن در اول وقت، نشانه ای از وقت شناسی است .

نماز و قدردانی :

نماز ارادت و قدردانی انسان را به خالق خود، نشان می دهد وبه انسان یاد آوری می کند که در برابر نعمتهای او باید قدردان بود .

نماز و حق شناسی :

تاکید بر این که نماز نباید با لباس یا در مکان غصبی خوانده شود، تجلی اهمیت حق و ناحق در دین اسلام است .

نماز و اراده :

بیدار شدن در صبح زود و نماز خواندن به موقع در هر شرایطی، نشانه ای از اراده­ی قوی دارد که نمازگزاردر هرحال باید نسبت به خالق و وظایفی که در برابر او دارد، مقید باشد .  

                 
نمازرهایی ازاحساس تنهایی  :

نماز باعث می شود، تا انسان از احساس تنهایی رهایی پیدا کند و به این اطمینان قلبی برسد که همواره خالق قدرتمند و مهربانی از او حمایت می کند .

فردی در خواب دید که از بالای ابرها به ساحل زندگی اش نگاه می کند و در کنار ساحل جای پای دو نفر را دید. با خودش فکر کرد که من تنها هستم جای پای دیگری مال کیست ؟

از طرف خدا، ندا آمد که ای بنده تو تنها نیستی آنها جای پای من است.

در همان حال دید که به گرفتاری سختی مبتلا شده، وقتی به ساحل نگاه کرد، جای پای یک نفر بود. با صدای بلند نالید که خداوندا، وقتی گرفتار نبودم تو در کنارم بودی، حالا که به سختی افتاده ام، ترکم کردی؟

 باز ندا آمد که ای بنده­ی من، آن جای پای من است نه تو، فرد با تعجب پرسید .

 پس من کجا هستم؟

ندا آمد که تو در آغوش من هستی و من هیچ وقت تو را تنها نمی گذارم .

نماز وعدالت طلبی :

 یکی از ویژگیهای خداوند عدل اوست و ما که بنده های خداوند هستیم، هیچ گاه حقیت را فدای مصلحت نکنیم .

نمازگزار نه تنها حق کسی را ضایع نمی کند .

بلکه بخاطر برقراری عدالت نیز مبارزه هم می کند.

نماز و و حدت :

قبله همه­ی مسلمین کعبه است.

در نماز همه ی مسلمین از خانه ی خویش به خانه ی خدا هجرت می کنند و این گونه به هم می پیوندند .

گویی کعبه این خانه خالی، سنگ نشانه ای است که "ره" گم نشود.

جایی که معیادگاه ابراهیم و محمد است و این انسانها هستند که با او جهت می گیرند و به هم می پیوندند .

 این جاست که در می یابیم، منظور پیامبر اکرم "ص" از این جمله چیست که فرمودند: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم» کسی که شب را به صبح برساند و به فکر مسلمانان نباشد، اساسا مسلمان نیست .

نماز وانفاق :

 .. "الذین یومنون بالغیب ویقیمون الصلاه و ممارزقناهم ینفقون " در سوره بقره خداوند شرط هدایت بشر را ایمان به غیب، نماز گزاردن و انفاق کردن در راهش می داند.

الگوی بارز آن نیز حضرت علی "ع " است که در حین نمازانگشتری خود را به قصد انفاق به فقیری می بخشد.

 روش الگویی

وقتی بچه ها نظاره گر نماز و راز و نیاز پدر، مادر و مربیان یا معلمان محبوب خود باشند، راه یافتن پاسخ مطلوب به نیاز فطری خود را پیدا می کنند، به شرطی که عشق و عطش پدر، مادر و مربیان خود را در روح وجسم شان در هنگام نماز ببینند.

اگر برای فرزندمان، الگویی که علاوه بر جذابیت رفتار و گفتاری، قابل اعتماد نیز باشیم، آنان بیشتر به رفتار مذهبی بویژه نماز گرایش پیدا می کنند.

همنشینی با دوستان نماز خوان

نقش دوستان در شکل دهی شخصیت انسان ها بویژه در سنین نوجوانی و جوانی را نباید نادیده گرفت . دوستان شایسته و خوب در سوق دادن انسان به سوی سعادت و کمال مؤثرند.

بنابراین سعی کنیم تا فرزندمان با دوستانی رفاقت کند که آنان به نماز گرایش مثبت دارند .

آرایش ظاهری ( اعمال، رفتارها، مکان ها و...)

برنامه ها و مراسم دینی را گیرا و جذاب برگزار کنیم، مثلا محل برگزاری مراسم در مدرسه ها و مکان های دیگر را زبیا و معطر نماییم.

برای دختران چادر نمازهای رنگی و زیبا و برای پسران سجاده و جانمازی زیبا با طرح ورنگ های آرام بخش استفاده کنیم.

 مکان تمیز و خاصی از اتاق های خودمان در منزل را برای اقامه و نماز اختصاص دهیم و به فرزندمان یاد آوری کنیم که هنگام نماز از عطرهای خوشبو استفاده کند .

دوری از تحکم و اجبار

فرزندان ما دین گریز یا دین ستیز نیستند، بلکه از تحکم و فرمان های اجباری فرار می کنند .

برای جذب آنان به نماز، باید از عطوفت و مهربانی به جای تند خویی و شیوه های سختگیرانه بهره بگیریم یا از شیوه های مثبت وجذاب استفاده کنیم .

سهل گیری در نماز

خداوند، برای مردم آسانی می خواهد، نه این که آنان در تنگنا و فشار قرار دهد ( یریدالله بکم الیسر و لایرید بکم العسر ) پس ما باید دین و احکام و آداب آن را به شکل آسان، زیبا و قابل فهم ارائه بدهیم .

 طولانی نکردن نمازهای جماعت یا مراسم مذهبی

شرایطی را بوجود نیاوریم که جوانان، نوجوانان و حتی کودکان در نمازهای جماعت یا مراسم های دینی و فعالیتهای مذهبی احساس خستگی کرده و زده شوند، باید سعی کنیم مدت دعاها و برنامه را کاهش دهیم.

همچنین در نمازهای جماعت، امام جماعت بهتر است زمان نماز را طولانی نکند .

 آگاه ساختن از آثار و اسرار نماز

چه خوب است اهمیت نماز و تاثیرات آن را به فرزندمان بیاموزیم که نماز مایه­ی آرامش روح، منزه شدن از آلودگی ها، درمان همه­ی دردهای درونی و باعث سبکی و آرامش قلبی است .

نماز لحظه­ای است که فرزندمان، همچون بندگان با محبوب و معبود خود گفت و گو می کند .

نماز همه ی دین است و صدها آثار مثبت روحی و روانی در آن گنجانیده شده است .

 ایجاد احساس مثبت و خوشایند نسبت به نماز

بهتر است مادران، پدران و مربیان در ارتباط با نماز، احساس خوشایند خود را با گفتن خاطرات و تجربیات جذاب و لذت بخش با بچه ها در میان بگذارند .

 توام کردن نماز با تجارب خوشایند

برای فرزندمان، از این نمازش را با تشویق مناسبی لذت بخش کنیم یا از او بخواهیم وقتی ناراحت و گرفتار است، با خواندن نماز آرامش را در خود تجربه کند و ...

پیامبر(ص) برای تشویق امام حسن (ع) امام حسین (ع) به نماز، بارها و بارها سجاده­ی آنان را پهن می کرد و برای ترغیب هرچه بیشترشان علاوه بر تشویق کلامی مقداری شیرینی در زیر جانمازشان می گذاشت تا بعد از ادای نماز بخورند.

 برگزاری جشن تکلیف جذاب برای فرزندان

جشن تکلیف فرزندمان را زیبا با اهمیت وجذاب برگزار کنیم و با دادن هدیه های معنوی (سجاده زیبا، عطرهای خوشبو، چادر نمازی زیبا، قرآن و ...) یا هدایای دیگر، خاطره­ی به یاد ماندنی از جشن تکلیف برای فرزندمان بسازیم .

دعوت فرزندمان به نماز با کلامهای عاطفی زیبا

هیچ گاه فرزندمان را برای خواندن نماز از جهنم یا تنبیه شدن توسط خدا نترسانیم، بلکه پیوند اورا با خدا زیبا وجذاب سازیم، برای مثال اگر فرزندمان درخواندن نمازسستی می کند به جای این که بگوییم :«خدا تو را به جهنم خواهد برد»، بگوییم :« خدا منتظر شیندن صدای یکی از فرشته های زبیای خود است، او را زیاد منتظر نگذار»

 

برگرفته از بسته های آموزشی" اشاره ها و نکته ها ی زندگی"



:: ادامه مطلب
ملاحظه حال و حوصله مردم در ادای نماز
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 

پیشوای ما امیرالمومنین علی بن ابیطالب «ع»، درعهد نامه (حکومتنامه ) ای که برای سردار بزرگ و حاکم زاهد، مالک اشتر نخعی نوشته است، از جمله، به او چنین دستور می دهد:
«و إذا اقمت فی صلاتک للناس، فلا تکونن منفرا....»
«هنگامی که با مردم نماز جماعت می خوانی، چنان مخوان ( و چندان طول مده) که مردم را ( از دین برمانی و) از نماز متنفر سازی»

ببنید! آیا چیزی از نماز، آنهم جماعت، بهتر هست؟ با این حال، همین نماز جماعت ممکن است موجب نفرت جامعه از نماز و عبادت گردد، تا چه رسد به چیزهای دیگر.

علی«ع» دردستورنامه ای دیگر که برای استانداران خویش- دربارة آداب نماز جماعت – نوشته است می فرماید:
«وصلو بهم صلاه أضعفهم، و لا تکونوا فتانین..»
«نماز جماعت را به اندازة طاقت ضعیف ترین و بی بنیه ترین افراد طول بدهید، و مبادا باعث فتنه ( وگمراهی) شوید ( و عبادت و جماعت مردم را تباه سازید)

علی«ع» مجسة تمام نمای پیامبر اکرم«ص»، ومربی اعظم است. و همین دستور نیز- در اصل – از بانی بزرگ دین و راهنمای نخستین است.

علی«ع» خود چنین می فرماید:
«فإن فی الناس من به العله، و له الحاجه و قد سألت رسول الله- صلی الله علیه وآله وسلم- حین و جهنی إلی الیمن: کیف اصلی بهم؟ فقال: «صل بهم کصلاه أضعفهم، و کن بالمومنین رحیما»
«نماز جماعت را با مدارا و ساده بخوانید، زیرا در میان مردم کسانی هستند که بیمارند وطاقت زیادی ندارند، یا گرفتاری دارند و باید به کار خود برسند. هنگامی که پیامبر اکرم «ص» مرا به یمن فرستاد پرسیدم نماز جماعت را چگونه بخوانم؟ فرمود: «نماز جماعت را به اندازة توان ضعیف ترین و ناتوان ترین مردم بخوان، و با مردم با دل رحمی ومدارا رفتار کن!»

این است اخلاق تبلیغی، و روش تربتی در اسلام. با آنهمه سفارشی که دربارة نماز شده است: دربارة خواندان قرآن در نماز و اذکار دیگر، تکرار ذکرهای رکوع و سجود، دعای بسیار کردن، از خدا تقاضا کردن و او را حمد و ثنا گفتن، و طولانی کردن قنوت .... و با اینکه یکی از امتیازات شیعة آل محمد «ص» طول سجود شمرده شده است، با این وصف، در مسائل اجتماعی که پای مردم و گرفتاری و بیماری و هزار مشکل و مسئلة دیگر در کار است ( بویژه دراین ایام)، تا آن اندازه که ملاحظه کنید به رفق و مدارا، و رعایت حال هرکسی که نیازی به رعایت دارد سفارش شده است. امید است مسئولان، مأموران، متصدیان هر امری، اگر چه برگزاری یک مجلس سادة دو ساعته در مسجد محل، همه و همه، به روحیة انسانی اسلام توجه کنند، موجب آزار کسی، و نفرت کسی، و خستگی کسی از دین، یا سرخورده شدن جوانی و ناآگاهی و.... نشوند، و همه گونه اخلاق محمدی را در عمل نشان دهند. امید است مبلغان و مربیان دینی این مسائل را که اهمیت بسیار دارد- در هر جا – مورد توجه و تعهد کامل قرار دهند. امروز که مذهب حاکم است باید کاری کرد و روشی داشت که مردم، همة مردم حتی غیر مسلمانان، همواره حضور و حاکمیت مذهب را بخواهند، و ادامة آن را طالب باشند. و اگر خدای ناکرده روزی این حاکمیت نبود، افسوس این روزها را بخورند. باید اینچنین باشد. کدام مسلمانی جز این می اندیشد، و جز این می خواهد؟

برای تکمیل این بحث و تأکید بیشتر براهمیت رفق و مدارا با مردم، در برگزاری مراسم و شعائر و اعمال مذهبی به چند حدیث دیگر اشاره می کنیم:
~شیخ صدوق=شیخ صدوق=8011~ از امام صادق «ع» رووایت کرده است که فرمود:
«ینبغی للامام أن تکون صلاته علی أضعف من خلفه»
«مناسب نماز جماعت این است که امام نماز را به اندازه توان ضعیف ترین مأموم بخواند»

در کتاب «صحیح بخاری» روایت شده است که کسی نزد پیامبر اکرم«ص» از امام جماعتی شکایت کرد که از بس نماز طول می دهد من نمی توانم نمازم را به جماعت بخوانم. پیامبر اکرم«ص» بسیار خشمگین گشتند و فرمودند:
«.....إن منکم منفرین، فمن أم الناس فلیتجوز، فإن خلفه الضعیف و الکبیر وذا الحاجه»
«برخی از شما (امامان جماعت )، مردم را (از دین و حضور در مسجد و جماعت ) می رمایند، هرکس امام جماعت می شود، باید نماز را زود تمام کند، زیرا در میان مردم، اشخاص ناتوان و سالخورده و گرفتار کار و شغل نیز هستند»

در «~کنز العمال~» از ابو واقد لیثی نقل کرده است که پیامبر اکرم«ص»، نماز جماعت را تند می خواند، و نمازهای خود را طول می داد← «کان رسول الله- صلی الله علیه وسلم- أخف الناس صلاه علی الناس، أطول الناس صلاه علی نفسه»

منبع : سپیده باوران- محمدرضا حکیمی- صفحه: 42تا 46



:: ادامه مطلب
نقش نهادهاي فرهنگي واجتماعي درجذب جوانان به نماز و مسجد
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : سه شنبه 8 اسفند 1391 

مقدمه
قرآن كتابي است  براي تدبر و انقلابي است در تفكر قرآن كتاب بينش است و كتيبه آفرينش. پيامش پاينده وپوياست وكلامش پايدارو پايا. قرآن قاموس دلالت دراقيانوس ضلالت.پيوسته دردل شبهاي تاربرفرازمناره نار نور مي‌افروزد وگمشدگان گرداب سرگشتگي را راه عبورمي آموزد. قرآن درياي ژرف است و دل ما تنگناي ظريف هرچه ظريف عميق‌تر برداشت دقيقتر.(سيدعلي شفيعي مطهر1380، 5)



:: ادامه مطلب
 

 


 
» تعداد مطالب : 2884
» کل نظرات : 135
» بازديد کل : 2084247
» تاريخ ايجاد وبلاگ :
شنبه 30 دی 1391 
» آخرين بروز رساني :
سه شنبه 19 دی 1396