| وب سایت تخصصی نماز | آغاز شد این دفتر برای کسانی که میخواهند محبوب خدا شوند ....قربه الی الله .... برای محبوب شدن نزد خدا چند قدم بیشتر فاصله نداریم .... یاعلی « ارزنـــده تـرین گــوهر مصـود نـــماز است / زیبنــده تـرین هــدیه معبـود نـــماز است / ای دوست بگـو تـا همـه ی خـلق بداننـد / مقصود حق از خلقت موجود نـماز است. »
 
نقش مساجد درجایگاه یکی از نهادهای اجتماعی در تربیت دینی جوانان
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 
مسجد، درجایگاه پایگاه اجتماعی اسلام، همواره کانون جذب تربیت دینی جوانان بوده است و مردم و مربیان دینی و مذهبی به آن توجه کرده‌اند. تحولات روزافزون دنیای مدرن‌ و تهاجم فرهنگی در عصر جهانی‌شدن ازیک‌سو و تربیت دینی جوانان به‌مثابه‌ی یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های عالمان تربیتی و فرهیختگان دینی مسلمان ازسویی‌دیگر‌ اهمیت مسجد را در تربیت دینی بیش‌ازپیش روشن کرده است. در مطالعه‌ی کنونی می‌کوشیم با تعریفی از تربیت دینی و بررسی نقش مسجد در اسلام بدین پرسش پاسخ گوییم که مسجد چگونه می‌تواند در ایجاد ارزش‌ها و تربیت دینی جوانان امروزی نقش داشته باشد. پاسخ این است که متولیان مسجد می‌توانند با آشنایی به ویژگی‌های تربیت دینی و به‌کارگیری راهکارهای تربیتی از مسجد به‌مثابه‌ی مکانی مناسب برای تربیت دینی استفاده کنند و ازطریق برپایی اجتماع‌های عبادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و آموزشی به تربیت دینی جوانان بپردازند. واژگان کلیدی: مسجد، تربیت، دین، تربیت دینی.
 
 
 
 

 



:: ادامه مطلب
نقش مسجد در تعلیم و تربیت نوجوانان
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 
با نگاهی به تاریخ اسلام در می¬یابیم که مسجد از آغاز تأسیس و به خصوص در عصر پیامبر اسلام6نقش-های مهم و متنوعی داشته و کارکرد آن فقط به عنوان مکان مقدسی برای عبادت خداوند و إقامه نماز جماعت و جمعه و یا قرائت قرآن نبوده است، بلکهپس از کارکرد اولیه¬اش که همان نقش عبادی و نیایشی است، دومین نقش مهم آن، تعلیم و تربیت مسلمانان و آشنا کردن آنان با معارف دینی و علوم گوناگوناست.پیامبر اسلام6به عنوان معمار و مؤسس مسجد، پس از اتمام بنای مسجدالنبی در شهرمدینه، یکی از یاران خود به نام «مربدالتمر» را مسئول آموزش در مسجد نمود. در این نوشتار، ابتداویژگی¬های دوران نوجوانیرا برشمرده¬ایم و سپس به تبیین تعلیم و تربیت نوجوانان و نقش مسجد وخانواده در این امر پرداخته¬ایم. کلید واژگان: نوجوان، مسجد، تعلیم، تربیت
 
 
 
 

 



:: ادامه مطلب
چرا از جوانان اقبال به نماز نمی بینیم ؟
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 13 اسفند 1391 

هستي زيباست؛ همراه با تقارن ها ، تناسب ها و هندسه شگفت و چشم نوازي كه تامّل و تفكّر در آن روح و جان را به شكوفايي و بالندگي مي برد . جوان نيززيباست؛ عواطف جوشان ، ارمان جويي، شور نشاط و زيباخواهي فضاي زندگي جوان را پر كرده است. نماز هم زيباست؛فرصت زيبا شدن روح،پيوند با همۀ زيبايي ، همه خوبي براي رسيدن به كرانه هاي كمال و جمال.

سخن بر سر اين است كه چگونه مي توان ميان جوان و نماز و به ديگر زبان ، دو زيبايي، پيوند و يگانگي آفريد. پرسش جدّي اين است كه چرا نسلي كه به دليل ((زيبايي جويي)) نمي تواند از كنار زيبايي روح (نماز) ساده بگذرد ، اقبال و استقبال و نشاط نماز نمي بينم؟

درست تر و راست تر آن است كه روح عريان نماز كه تماشاگه همۀ رمز و رازها و زيبايي هاست ، هنوز در معرض ديد جوان قرار نگرفته است.روش هاي جذّاب و زيبا در ايجاد گرايش و كشش به كار گرفته نشده و آنان كه مناديان و ناشران فرهنگ نمازند ، عمدتاً شيوه انتقال و ارتباط با جوان را نمي دانند.آيا يك هديۀ زيبا را با خشونت، بي مهري،سردي و رفتاري غير زيبا مي توان عرضه كرد و به تاثير و تحولي عميق دل بست؟اگر آموخته ايم كه (( مَنْ لَهُ صَبّيُ فَلَيَتصاب)) ، اين نه بدان معناست كه تنها زبان كودكانه بايد داشت كه روش ، منش و دانش ارتباط كودكانه را نيز بايد به دست آورد.زبان، تنها كلام نيست كه هر آنچه ابزار و زمينه ساز ارتباط است،((زبان)) است . در ((ارتباط)) ، هماره چند عامل مهم و تعيين كننده وجود دارد كه حذف يا ناديده گرفتن هر كدام به اختلال در ارتباط مي انجامد.

اركان ارتباط عبارتند از :

1-     ارتباط گيرنده

2-     مخاطب ارتباط

3-     پيام ارتباط

 4-     شيوه ارتباط

5-     ابزار ارتباط

ما عادت كرده ايم كه در ناكامي هاي خود ، بلافاصله مخاطب را متهم كنيم و به تبرئه خويش بپردازيم.اگر مخاطب از سخن و رفتار ما تاثير نپذيرفت، در دادگاهي كه به سادگي و سرعت تشكيل مي دهيم، به داوري مي پردازيم كه حرف شنو نيست، حقيقت پذير نيست، زيربار نمي رود و در بياني شكننده تر : نرود ميخ آهنين در سنگ ! اما كم شنيده ايم كه شخص بگويد : نكند نقص در من باشد، نكند نحوۀ بيان من، محتواي بيان من و ابزاري كه به كار گرفته ام نامناسب باشد.نكند ناساختگي من از تاثير سخن كاسته است، كه در اسلام همه چيز به شرط من است. تو كيستي كه سخن مي گويي؟ اگر جريان تهذيب و تقوا  از قلمرو روح و قلبت عبور نكرده باشد، منتظر تاثير مباش كه: (( مَنْ لَمْ يَعْمَل بِعِلمِهِ زَلّتْ موْعِظَتُهُ عَنِ القلوبِ كَما يزّلُ الْمَطَرُ عَنِ الصّفا)).هر كس به علم خويش عمل نكند موعظه و نصيحتش همچون لغزش قطرات باران از سطح سنگ لغزان، فرو خواهد ريخت(برقلب ها اثر نخواهد گذاشت).پس در بي تاثيري كلام ، نخست بايد در خود ترديد كنيم، در روش ها ، در منش ها و حتي در دانش خويش و بعد تعبير لطيف و گوياي امير بلاغت: المُتقونَ ... فَهمْ لاَنفُسِهمْ مُتّهمون:تقوا پيشگان نفس خويش را متهم مي دارند.برهمين اساس، تحليل و نقد وضعيت موجود ارتباط ما با نسل جوان و يافتن راه كارها و روش هاي مناسب در گسترش و تعميق فرهنگ نماز ميان نسل جوان لازم است. در زمينه ارتباط با مخاطب هاي جوان به مرور برخي كاستي ها و ضعف ها مي پردازيم و در حد توان روش هايي را پيش نهاد مي كنيم.

1-     روان شناسان ارتباط ، ارتباط(COMMUNICATION) را داراي دو بخش مي دانند:

الف- هدايت كردن(LEADING)

ب- همدلي كردن(PACING)

ما معمولاً در هدايت كردن ، نصيحت كردن و باب موعظه هاي كشدار و طولاني را گشودن قهرمانيم اما در همدلي نه ،  و به همين دليل پل هاي ارتباط را مي شكنيم و توان تاثيرگذاري را به حداقل مي رسانيم. وقتي جوان احساس كند در موضع موعظه نشسته ايم و تنها از او (( گوش)) انتظار داريم، چيزي به نام ((پذيرش و تسليم)) اتفاق نمي افتد. براي توفيق در ارتباط بايد به ((همدلي)) رسيد و همدلي نيازمند چند مسئله است:

-  درك ذهن و ضمير جوان

- انعطاف

- صبوري

درك شرايطي كه جوان در آن به سر مي برد ،موقعيت روحي و رواني جوان و انعطاف يا به بيان قرآن ((تنزل)) از دنياي خويش به دنياي جوان وصبوري در مقابل گفتار و رفتار او، شرايطي فراهم خواهد ساخت كه جوان ، قلبش را به ما بسپارد و در پي آن ذهن و انديشه ي وي نيز كاملاً تسليم ما شودهمه اين مفاهيم را در اين مفهوم قرآني مي توان خلاصه كرد كه خداوند به پيامبرش فرمود:( وَ لَوْ كنتَ فَظّاً غَليظَ القلبِ لاَ نفَضّوُا مِنْ حَوْلكَ)).اگر تند و خشن بودي ، همه از دور و برت پراكنده مي شدند.

غلظت قلب و عمل ، رمندگي ، زدگي، گريز و پرهيز مي آفريند و ميان ما و نسلي كه دمي رها كردن آن باعث پرتاب شدن به پرتگاه هاي هولناك مي شود، فاصله و درّه  ايجاد مي كند.

2-     ما هندسۀ گفتن با جوانان را به خوبي نمي دانيم. پرگويي،دارزگويي، مكرّر گويي هاي كسالت آور، سنت سيئه ماست. براي روشن شدن اين موضوع اگر به پرسش هايي كه از ائمه اطهار و مجموعه سخنراني هاي روان شناسان و انسان آشنايان بزرگ مراجعه كنيم خواهيم يافت كه بسياري از پاسخ ها به چند ثانيه نمي رسد و بي شك اگر همين پرسش ها با ما مطرح شود بايد منتظر سخنراني ها و خطابه ها نشست! در مجموعه نهج البلاغه جز چند سخنراني(خطبه) نسبتاً طولاني –با در نظر گرفتن حذف بخش هايي از خطبه- كه از نظر زماني خواندن هريك از آن ها به نيم ساعت و در مواردي اندك به بيش از يك ساعت نمي رسد.، بقيه خطبه ها در حدود ده دقيقه بيشتر نيستند.دقت در سوره هاي قرآن نيز گوياي همين مسئله است. جامعه اي كه در آغاز بعثت مخاطب پيامبر است- مكه – به دليل ظرفيت محدود و كشش اندك ذهني و رواني با سوره هايي مواجه است كه نه تنها آهنگين ، زيبا و قاطع اند كه بسيار كوتاه نيز هستند، اما در مدينه كه زمينه فراهم شده و ظرف وجودي مخاطب ها گسترش يافته ، سوره هاي بلند مطرح مي شود كه البته هواندن آن ها نيز به ندرت به يك ساعت مي رسد! شايد تعبير ظنز گونه نويسنده اي خوش ذوق در مورد ما درست باشد كه اگر العياذباالله برهي از ما جاي خدا بوديم از همان آسمان هفتم يك سره سيم كشي مي كرديم  بهكرات پايين و بلندگويي خداپسندانه نصب مي كرديم در وسط اسمان و زمين و يكسره براي عالم و آدم سخن راني مي كرديم! همين و بس! در برخي تحقيقات، به ويژه تحقيقاتي كه در آموزش و پرورش انجام پذيرفته است، يكي از دلايل بي علاقگي و گريزدانش آموزان از نماز جماعت ، سخنراني هاي طولاني و تكراري مطرح شده است. بايد خطبا و گويندگان براي ايراد سخنراني هاي پنج تا ده دقيقه اي كوتاه ، مفيد ، جذّاب ، مناسب و متناسب تمرين و ورزيدگي داشته باشند.به ديگر زبان ، روح زيبا طلب جوان ، كلام جوان ،زيبا ، رسا و كوتاه مي طلبد.

3-     جوان از جوان بهتر و زودتر مي پذيرد.با لحن جوان، هيات جوان ، برخورد جوان و مهم تر از هر چيز به دليل نزديك بودن جهان احساسي ، عاطفي و روحي دو جوان ، تفهيم و تفاهم سريع تر اتفاق مي افتد. ائمۀ جماعت بسياري از مساجد پيرند و با دنياي جوان بيگانه. در اين ميان پيران خوش انديش و خوش روش و توانايي مي توان يافت ، اما اگر به نوعي جوان گرايي دست بزنيم كارا و گره گشا خواهد بود. تفاوت نسل ها ، كندي رفتار، طولاني كردن نماز ، طرح مسائلي بيگانه با فضاي امروز ، ميان مخاطب و گوينده فاصله مي افكند.برخي دانش آموزان طولاني شدن نماز و عدم امكان ارتباط باائمۀ جماعت سالمند را دليل اجتناب از نماز جماعت دانسته اند.

زيبايي ظاهري و آراستگي نيز در اين ميانه بي تاثير نيست.در مدارس متعددي شاهد هستيم كه امام جماعت، توصيه قرآن در باب زينت خويش و آراستگي مناسب را در وقت نماز لحاظ نمي كند.همين جا طرحو تذكر اين نكته لازم است كه ائمۀ جماعت بايد با مسائل تربيتي و رواني نسل جوان آشنا شوند.تغذيه مداوم آن ها  در اين زمينه از بايسته ترين كارهايي است كه پرداختن به آن ضروري احساس مي شود.بهتر است تعدادي كتاب مناسب در اين زمينه ها به همه ائمۀ جماعت و هدايتگران فكري در مساجد و مدارس معرفي شود و در صورت امكان در طول سال، در شهرستان ، سمينارهاي توجيهي براي ائمۀ جماعت و مبلغان برگزار شود

4-     بهره گيري از زمان هاي خاص براي ارتباط عاطفي ميان مدرسه و مسجد از يك سو و خانه و مسجد از سوي ديگر در جذب و جلب خانواده ها، به ويژهجوانان ، موثر است.در فرصت هاي عاطفي مانند عروسي، سفر حج، رفع يك خطر و ولادت فرزند مي توان به سراغ افرادي رفت كه احياناً با مسجد ارتباطي دارند.هديه بردن به نام مسجد براي اين افراد ، گذشته از تحول در ديدگاه ، عايق هاي ميان خانه و مسجد را از ميان برمي دارد. اگر در جشن مدرسه مجاورف شيريني به شكل بسته بندي شده و با نام مسجد به دانش آموزان داده شود چه تاثيري خواهد داشت؟اگر امام جماعت و هيات امناي مسجد در مراسم مدرسه شركت كنند چه فضاي مناسب ساخته خواهد شد؟فراتر از اين ها، اعضاي مساجد مي توانند در مدارس شركت كنند، مثلا در تعمير ميز و صندلي ف گروه نجار مسجد همكاري كنند يا پزشك مسجد-اگر ممكن شود- با مدرسه مرتبط باشد. اين ها بهانه هاي مقدسي براي برداشتن سدها و مانع ها ميان مسجد و مدرسه است.

5-     مساجد از همان سر در ، تا درون مسجد(محراب، فضا، ديوارها و ...) بايد اراسته ، پيراسته و جوان پسند باشد.از جاذبه هاي هنري و علمي در پيشاني مسجد باشد.نوشته هاي مساجد آن قدر تكراري و ناهمخوان با ذهن و ضمير نوجوان و جوان است كه رغبتي براي خواندن نمي انگيزد.

پاكيزگي، طراوت وزيبايي مسجد نيز مسئله مهمي است.برخي دانش آموزان بوي بد، فضاي تنگ نمازخانه، فرش ها و موكت هاي آلوده را باعث بي رغبتي به نماز مي دانند.به رغم تلاش هاي ارزنده و سازنده اي كه در ساختن مسجدهاي شايسته و مناسب در جاده ها شده است-خداش خير دهاد آن كه اين عمارت كرد-هنوز دخمه هاي تاريك ، فرسوده، نمور با موكت آلوده و فرسوده فراوان است.

از اين گذشته مساجد جديد را بايد به گونه اي ساخت كه كانون همۀ فعاليت ها بتواند باشد.انحصار مسجد به نماز ، خلاف سنّت و سيره اسلامي است.مطالعه عصر پيامبر نشان مي دهد كه مسجد همه چيز است؛پايگاه تصميم گيري اجتماعي ، نظامي ، سياسي ، عبادي و فرهنگي .بايد هر مسجد يك مجتمع باشد.امكانات هنري ، ورزشي؛نمايشي،كتابخانه-با شيوه هاي نو-بايد در كنار مسجد به عنوان جزئي از پيكره مسجد محسوب شود.در برنامه ريزي هاي آينده ((بازسازي مساجد)) بايد به اين نته توجه شود.اگر اين امكانات در مسجد و ((از))مسجد باشدف جوانان به مسجد راغب تر مي شوند.از لحظه هاي ناب و خاص نيز استفاده كنيم.اگر در مساجد بين راه ها و جاده ها، نوشته هايي مناسب نصب شود، طنين آن ها در ذهن مسافران ، در طول راه كه فرصت تامل و تفكر بيشتر است، تاثير مطلوب برجاي خواهد گذاشت.بسياري از نمازخانه هاي بين راه از اين جهت خالي و تهي اند.

در مساجد شهرها و نمازخانۀ مدارس و نهادها ، مي توان از گروه هايي استفاده كرد كه تناسب جملات زيبا و تاثيرگذاري نصب كنند بي آنكه تنها جملات سياسي، مكرر و معمولي به كار گرفته شود.

6-     نماز، به ويژه نماز اول وقت، مصونيت رواني مي آورد.پيامبر(ص) مي فرمايد:(لا يزالُ الشيطانُ هائباً لابن آدَم زَعْرامنْهُ  ما صَلّي الصلوات الْخمْسَ لِوَقتهنَّ فَاذا ضيعهنّ اِجْتَرَا عليهِ فادْخَلَهُ في العظام.))

شيطان تا هنگامي كه انسان نمازش را در وقت فضيلت مي خواند در خوف و وحشت است، ولي نماز را اول وقت نخواند ، شيطان جرئت فريب او را مي يابد و او را به گناهان بزرگ وا مي دارد.

واقعيت اين است كه در خانواده ها چنين موضوعي كمتر رعايت مي شود.اگر در مدارس، نهادها و ادارات ، سنت نماز جماعت به هنگام برقرار باشد، بازتاب آن نوعي مصونيت و بازدارندگي و انضباط رفتاري خواهد شد.در مدارس به دليل فقدان يا كمبود امكانات وضو گرفتن، به گونه اي بايد عمل كرد تا دانش آموزان فرصت وضو گرفتن داشته باشند. برخي دانش آموزان مشكل وضو گرفتن را در مدرسه به دليل نبودن سرويس هاي بهداشتي كافي و شيرآب كافي ، علت شركت نكردن در نماز جماعت مي دانند.

7-     جوانان حساس و زودشكن اند.رؤيت فاصله ميان گفتن و بودن در جامعه زمينه رمندگي جوانان است.آنها كمتر مي توانند به تحليل عميق بپردازند و مرز ميان راه و منتسبان به ((راه)) را دريابند.خيانت هيچ كس به اندازه آناني نيست كه منتسب به دين و انقلاب اند و كجرو و بد عمل. اسلام در پي نمازي است كه مدافع مكتب بسازد و به تعبير روايت، انسان را ((زين)) دين كند نه ((شين)) آن. بايد هماره اين نكته را به اوليا، معلمان و همۀ كساني كه چشم جوانان به آنان دوخته است يادآور شد كه لغزش هاي ما ، تباهي و انحراف يك نسل را در پي خواهد داشت و به همين دليل اصلاح هميشه رفتار، بازنگري در خود و بازسازي و تصحيح اعمال هيچ گاه نبايد فراموش شود.در بياني رساتر و گوياترف يادمان باشد كه نماز زنگ تفريح زندگي نيستف هنگامۀ تصحيح زندگي است.

دکتر محمدرضا سنگری

منبع : سایت صلات



:: ادامه مطلب
بهترین شیوه در تربیت دینی اهل خانواده
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 

کیفیت تربیت کردن دیگران چگونه باید باشد؟ دو راه دارد. یک راه ارشاد و راهنمایی است، گفتن، تعلیم و یاد دادن. اگر خود انسان می داند، خودش این کار را بکند، اگر نمی داند لااقل افرادی را که می دانند در داخل خانه بر آنها بگمارد که به آنها تعلیم کنند، یا آنها را ببرد در جایی که چنین تعلیماتی وجود دارد. ولی به هر حال باید امر و نهی های الهی، معارف الهی به وسیله پدر و مادر به گوش فرزندان برسد، مامور ابلاغ و وسیله ابلاغ، آنها هستند. اگر بچه ای بزرگ بشود و به گوشش نرسد، مسوول پدر و مادرند.
از این بالاتر، عمل خود پدر و مادر است و مخصوصا پدر، یعنی پدر در منزل اگر عملش به گونه ای باشد که پسر، دختر و همسر همیشه در وجود او حقیقت را ببینند، «خاندان او اهل حقیقت خواهد شد،» در وجود او نه فقط نماز خواندن را ببینند، احترام به نماز را ببینند، ببینند اصلا نماز برای او یک حقیقت محترمی است. بچه ای می بیند پدرش نماز می خواند، اما می بیند این نماز برای پدرش کوچکترین کارهاست. سر ظهر که به خانه می آید، از همه کارهایش فارغ شده می خواهد ناهار بخورد، می گوید چقدر فاصله تا ناهار هست؟ پنج دقیقه. پس ما نمازمان را بخوانیم تا خیالمان راحت شود. نماز در دل بچه به صورت یک امر غیرمهم وارد می شود، برخلاف آن بچه ای که پدر را می بیند برای او نماز مهمترین کارها و اصلهاست، حتی برنامه اش را طوری تنظیم می کند که نماز اول وقتش «از بین نرود»، مسافرت می خواهد برود، می گوید به گونه ای برویم که اول مغرب به نمازمان برسیم. بعد این نماز را با آداب و مستحباتش انجام می دهد. اصلا نماز در ذهن این بچه حالت دیگری پیدا می کند.

مرحوم پدر خودمان رضوان الله علیه، ما از بچگی این را می دیدیم که از نظر ایشان آنچه که مربوط به دین و مذهب بود در نهایت احترام بود، نماز یک حقیقت محترم بلکه محترمترین حقیقتها بود. ما حس می کردیم ماه رمضان که می آید واقعا یک امر قابل احترامی می آید، یک امری می آید که دارد استقبال می شود، از ماه رجب و شعبان به استقبال می رفتند یعنی مرتب روزه مستحبی می گرفتند، پیشواز می رفتند. پیشواز رفتن «یعنی » مهمانی دارد می آید که ما داریم استقبالش می کنیم.
آداب ماه رجب، آداب ماه شعبان و مستحبات این دو ماه عمل می شد. معلوم بود که به سوی یک امر بزرگ و خطیر دارند می روند. اگر بچه یک ذره قابل باشد در او اثر می گذارد. اگر در خانواده ای بچه حس کند که پدر راستی را به دلیل اینکه راستی است «ترک نمی کند و» دروغ اساسا به زبان این پدر نمی آید، او راستگو می شود. اما بچه ای که می بیند پدرش به خاطر کوچکترین منفعتی دروغ می گوید، اگر پدر یک ساعت بنشیند بگوید بچه جان دروغ نگو، او نمی تواند بپذیرد.
در قرآن هم که دارد: " «قوا انفسکم و اهلیکم»؛ خودتان و خاندانتان را حفظ کنید. (تحریم/6) " نکته دیگری هم هست و آن این است: قرآن اگر می گفت: " یا ایها الذین امنوا قوا اهلیکم " ای اهل ایمان خاندان خودتان را حفظ کنید، مطلب درست کاملی گفته بود. ولی وقتی فرمود: " «قوا انفسکم و اهلیکم»" خودتان را و خاندانتان را حفظ کنید، و اول " خودتان " را ذکر کرد، ضمنا اشاره به رابطه میان ایندو هست، یعنی تا خودتان را حفظ نکنید آنها را نمی توانید حفظ کنید. من نماز نمی خوانم ولی بچه! تو نماز بخوان، نماز چیز خیلی خوبی است! تو به من نگاه نکن اگر دروغ می گویم، تو راستگو باش! " نگاه نکن " حرف است.

سخن مرحوم شاه آبادی
می گویند مرحوم شاه آبادی می گفته طبیعت دزد است، یعنی انسان با انسان بد بنشیند، خودش نمی فهمد، یک وقت می بیند خصلت او در وی آمده، یعنی طبیعتش دزدکی از او گرفته است. " دزد است " یعنی طبیعت، مخفی از شعور انسان می گیرد. مولوی این «نکته» را به این صورت می گوید:
می رود از سینه ها در سینه ها *** از ره پنهان صلاح و کینه ها
یعنی تو با دیگری داری حرف می زنی، «بدون آنکه خودت بفهمی صفات او را می گیری.» برخی اشخاص گاهی از این غرورها دارند، به او می گویند با فلان کس ننشین، می گوید من مواظب خودم هستم. می گوییم تو مواظب هستی یعنی آگاهانه نمی گیری، ولی نمی فهمی، می بینی ناآگاهانه طبیعتت گرفته، و خودت نفهمیده ای.
حال وقتی که انسان از معاشر خودش ناآگاهانه بگیرد، اولاد از پدر و مادر ناآگاهانه نمی گیرد؟ پس این باوری نیست که انسان خودش را حفظ نکند و بتواند خاندانش را حفظ کند. مرحوم شیخ غلامرضا یزدی رضوان الله علیه که مرد بسیار بزرگی بود (دو سال به قم آمد، علمای قم خیلی اصرار کردند که او را نگه دارند. جریان مفصلی دارد. پسرش هم همان جا فوت کرد، برای درس تفسیری که داشت) یک وقتی در یک منبر مطلبی آورد، گفت که یک دهاتی اسهال داشت، یک کسی برایش فرنی آورد. گفت من نمی خورم. گفتند چرا؟ گفت این خودش را نمی تواند نگه دارد، شکم مرا می تواند نگه دارد؟ حال، آدمی که خودش خودش را نمی تواند نگه دارد، می تواند مردم را نگه دارد؟ پدری که خودش را نتواند نگه دارد، بچه هایش را می تواند نگه دارد؟
این است که قرآن می گوید: " «قوا انفسکم و اهلیکم»" اول خودت را نگه دار، بعد برو سراغ زن و بچه. تو که خودت را نمی توانی نگه داری چطور زن و بچه ات را می توانی نگه داری؟ اول خودنگهداری، بعد غیرنگهداری. مطلق کسانی که می خواهند نگهدارنده اخلاقی جامعه باشند، اگر خودشان را نتوانند نگه دارند «جامعه را نمی توانند نگه دارند.» امکان ندارد که انسان خودش را نتواند نگه دارد، بعد بگوید من جامعه را می خواهم نگه دارم.

منبع : کتاب آشنایی با قرآن 8، صفحه 100 تا 103



:: ادامه مطلب
اصول تربیتی در نماز
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 

نظافت
نماز، جنبه اخروی خالصش همین است که انسان بیاد خدا باشد، خوف خدا داشته باشد. برای حضور قلب و توجه به خدا که اینهمه آداب ضرورت ندارد، برو وضو بگیر، شستشو بکن، خودت را پاکیزه بکن. مگر برای نزد خدا رفتن شستشو کردن هم تأثیر دارد؟
از نظر پیش خدا رفتن تأثیر ندارد که صورت انسان شسته باشد یا نه، ولی خداوند می فرماید: «اذا قمتم الی الصلوة فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق»؛ وقتی که می خواهی به نماز بایستی اول وضو بگیر، صورتت را بشوی، دستهایت را بشوی، بعد مشغول نماز شو. می بینیم نظافت را با عبادت توأم کرده است. «و ان کنتم جنبا فاطهروا» (مائده/6)؛ اگر جنب هستی باید تمام بدنت را شستشو دهی. اینجا نظافت مقرون به عبادت است.

حقوق اجتماعی
می خواهی نماز بخوانی محل عبادتت باید مباح باشد، غصبی نباشد آن قالیچه ای که رویش نماز می خوانی، آن لباسی که با آن نماز می خوانی باید حلال و مباح باشد. اگر یک نخ غصبی در لباس تو باشد نمازت باطل است. باز اینجا عبادت با حقوق توأم می شود. در ضمن اینکه می گوید باید خدا را پرستش کنی، می گوید حقوق را باید محترم بشماری. یعنی اسلام می گوید من پرستشی را که در آن حقوق اجتماعی محترم نباشد اساسا قبول ندارم. آنوقت یک نمازگزار وقتی می خواهد نماز بخواند، اول فکر می کند این خانه ای را که من در آن هستم آیا به زور از مردم گرفته ام یا نه؟ اگر به زور گرفته ام نمازم باطل است. پس اگر می خواهد نماز بخواند مجبور است که خانه اش را طوری ترتیب بدهد که برایش حلال باشد، یعنی از صاحب اصلیش خریده باشد و یا او را راضی نگهدارد. فرش زیر پایش همینطور، لباسی که بتن دارد همینطور، و حتی اگر حقوقی از فقرا به او تعلق گرفته است، خمس یا زکات آنرا باید بدهد و اگر ندهد باز نمازش باطل است.



:: ادامه مطلب
راهبردها و راهكارهاي جذب جوانان به مسجد
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : سه شنبه 8 اسفند 1391 

علي‌اكبر شايسته نژاد
دكتراي علوم قرآن و حديث، عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد رجايي

 مقدمه
مساجد نقش مهمي در تعظيم شعائرالهي، تعليم فرهنگ ژرف و گسترده دين، ترويج اخلاق، بسيج مردم براي مبارزه با طاغوت  دارند.

خداوند عزيز يكي از علل جهاد را زنده نگه داشتن مساجد و مراكز ترويج دين بر شمرده و فرموده است:

وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ (حج: 40) :

و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسيله بعضى ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه‏ها، و معابد يهود و نصارا، و مساجدى كه نام خدا در آن بسيار برده مى‏شود، ويران مى‏گردد!

و خداوند كسانى را كه يارى او كنند (و از آيينش دفاع نمايند) يارى مى‏كند خداوند قوى و شكست ناپذير است.
مسجد ميدان مقابله ايمان و كفر و اوج گرفتن مؤمنان به معراج است.

از اين روي خداوند به كساني كه بر شرك و كفر خويش استوارند، نيت شان پليد و هدفشان حاكم نمودن طاغوت و گسترش فساد است، اجازه نمي دهد كه در امر آباداني مسجد كه محل مبارزه با كفر و شرك است، مشاركت كنند.

و مي فرمايد: إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسى‏ أُولئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدين‏(توبة:18) :
مساجد خدا را تنها كسى آباد مى‏كند كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زكات را بپردازد، و جز از خدا نترسد اميد است چنين گروهى از هدايت‏يافتگان باشند.
داستان مسجد ضِرار درسی است برای عموم مسلمانان در هر عصر و دورانی تا هرگز ظاهربين و سطحی‌نگر نباشند و فريب افراد به ظاهر، حق به جانب را نخورند.

نفاق و منافق در هر رنگ و لباسی ممكن است ظاهر شود؛ حتی در لباس طرفداری از قرآن و مسجد. مخالفان اسلام ممكن است در لباس دين، ضد دين فعاليت كنند.
 



:: ادامه مطلب
مساجد و جوانان ؛ فرصت ها و تهديدها
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : سه شنبه 8 اسفند 1391 

مقدمه

هر جامعه‌اي براي تلطيف روان انسانها و جلوگيري از معاصي، نيازمند معنويت است. وجود مكانهاي مقدسي نظير مسجد، لازمه‌ي تقويت چنین معنويتی در جامعه است.
مساجد در جوامع مسلمان پيشرو از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار بوده‌اند. اين مكانهاي مقدس با اين هدف بنا شده‌اند كه مسلمانان روزانه در آنها گردهم آيند، خداوند را تقديس كنند و در كنار آن به تبادل آرا و افكار بپردازند. اگر مسلمانان بتوانند بنا به مقتضيات روز، تعريف‌هاي مناسبي از كاركردهاي مسجد ارائه دهند، جايگاه مساجد همواره در درجات بالايي باقي مي‌ماند.
هدایت و تربیت صحیح جوانان و به كارگیری نیروها و استعدادهای آنان در پیشرفت آینده‌ي كشور بسیار مؤثر است. با توجه به تلاش‌های دشمن برای فاصله گرفتن جوانان از هویت فرهنگی و مذهبی، بررسی راه‌های گسترش و موانع دین داری و دین باوری در بین جوانان اهمیت ویژه‌ای دارد. مسجد به عنوان پایگاهی دینی است كه حضور جوانان در آن، بنیاد دینی جامعه را تقویت می‌كند.
جوان، در لغت به معناي «برنا، تازه، نو و چيزي است كه از عمر آن چندان نگذشته باشد»(دهخدا، 1382) آمده است. فراهم آوردن زمينه حضور شاداب جوانان در مساجد مي‌تواند تأثيري بسزا در بهبود روند برنامه‌هاي مساجد ايجاد نمايد، چرا كه جوان احساس مي‌كند در وجود او، نيروهاي متراكمي وجود دارد و توانايي‌هاي جسمي، فكري، عقلي و ... وي مي‌تواند راهگشا باشد. در مقابل اگر او احساس كند كه نمي‌تواند از اين همه توانايي بهره‌برداري كند، احساس بيهودگي بر او غلبه مي كند.
بر این اساس اسلام سفارش مى‏كند، فرزندان را از كودكى به نماز و روزه عادت دهید تا تقید به فرائض در بزرگسالى بر آنان دشوار نگردد(حر عاملي، 1409ق، ج 7، ص 167).
مقام معظم رهبرى، خطاب به جوانان مي فرمايد: «جوان ها سعى كنند به دانسته‌هاى كنونى خود از اسلام اكتفا نكنند، هرچه بيشتر در صدد فهميدن و دانستن و شناختن اسلام باشند. بايد با قرآن بيش تر مأنوس شد. بايد مجالس ومحافل اسلامى را بيش تر گرم كرد. سنت بسيار با بركت اجتماع در مساجد را بايد همچنان نگاه داشت. جوان‌ها مسجد را كلاس درس و صحنه رزم بدانند و به مساجد رو كنند(ره توشه راهيان نور، 1376).

 



:: ادامه مطلب
 

 


 
» تعداد مطالب : 2884
» کل نظرات : 135
» بازديد کل : 2324013
» تاريخ ايجاد وبلاگ :
شنبه 30 دی 1391 
» آخرين بروز رساني :
سه شنبه 19 دی 1396