| وب سایت تخصصی نماز | آغاز شد این دفتر برای کسانی که میخواهند محبوب خدا شوند ....قربه الی الله .... برای محبوب شدن نزد خدا چند قدم بیشتر فاصله نداریم .... یاعلی « ارزنـــده تـرین گــوهر مصـود نـــماز است / زیبنــده تـرین هــدیه معبـود نـــماز است / ای دوست بگـو تـا همـه ی خـلق بداننـد / مقصود حق از خلقت موجود نـماز است. »
 
اذان ، آوای نیایش
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391 

ما درهرشبانه روز5 نوبت نماز می خوانیم .

و همانطور که می دانیم پیش از نماز ، گفتن اذان واقامه سفارش شده است .

متن کامل را در ادامه مطلب مشاهده نمایید »»»»»»»»»»»



:: ادامه مطلب
اهمیت اذان به عنوان شعار بزرگ اسلام
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 

هر ملتى در هر عصر و زمانى براى برانگيختن عواطف و احساسات افراد خود و دعوت آنها به وظائف فردى و اجتماعى شعارى داشته است و اين موضوع در دنياى امروز به صورت گسترده ترى ديده مى شود .مسيحيان در گذشته و امروز با نواختن صداى ناموزون ناقوس پيروان خود را به كليسا دعوت مى كنند ، ولى در اسلام براى اين دعوت از شعار اذان استفاده مى شود ، كه به مراتب رساتر و مؤثرتر است ، جذابيت و كشش اين شعار اسلامى به قدرى است كه بقول نويسنده تفسير المنار ، بعضى از مسيحيان متعصب هنگامى كه اذان اسلامى را مى شنوند ، به عمق و عظمت تاثير آن در روحيه شنوندگان اعتراف مى كنند .

سپس نامبرده نقل مى كند كه در يكى از شهرهاى مصر جمعى از نصارى را ديده اند كه به هنگام اذان مسلمين اجتماع كرده تا اين نغمه آسمانى را بشنوند . چه شعارى از اين رساتر كه با نام خداى بزرگ آغاز مى گردد و به وحدانيت و يگانگى آفريدگار جهان و گواهى به رسالت پيامبر او اوج ميگيرد و با دعوت به رستگارى و فلاح و عمل نيك و نماز و ياد خدا پايان مى پذيرد ، از نام خدا الله شروع مى شود و با نام خدا الله پايان مى پذيرد ، جمله ها موزون ، عبارات كوتاه ، محتويات روشن ، مضمون سازنده و آگاه كننده است . اذان، شعار توحيدى مسلمانان است.



:: ادامه مطلب
علت تغییرات خلیفه دوم در اذان
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 

شنیده اید که عمر، " حی علی خیر العمل " را از اذان برداشت، چرا؟ به خاطر یک روشنفکری که پیش خود کرد، ولی در واقع یک اشتباه بزرگ (مرتکب شد). زمان او (دوران اوج) فتوحات اسلامی و مجاهده اسلامی بود و سربازها خیل خیل به جنگ دشمن می رفتند و با عده کم، دشمن قوی را به زانو درمی آوردند. عده همه مسلمانان پنجاه، شصت هزار بیشتر نیست و با دو امپراطوری بزرگ ایران و روم که هر کدام با سپاههای چند صدهزاری به جنگ اینها آمده اند، می جنگند و اینها عده ای کمتر از صدهزار هستند و در هر دو جبهه دشمنان را شکست می دهند. جهاد بار دیگر ارزش خود را ثابت می کند و (مشخص می شود) که وقتی اسلام، مجاهد می پرورد یعنی چه. عمر گفت: وقتی مؤذن در اذان با صدای بلند می گوید: " الله اکبر " و بعد شهادتین و " حی علی الصلوة " و " حی علی الفلاح " (به نماز روبیاور، به رستگاری روبیاور) را می گوید عیبی ندارد، اما " حی علی خیرالعمل " (به بهترین اعمال روبیاور) (که معنای آن این است که) نماز بهترین اعمال است، روحیه مجاهدین را خراب می کند، چون مجاهدین پیش خود می گویند حال که نماز بهترین اعمال است، ما به جای اینکه برویم در میدان جنگ جهاد کنیم، در مسجد مدینه می مانیم و در جوار قبر پیغمبر (ص) نماز می خوانیم که بهترین عملهاست. آنها بروند بکشند و خود را به کشتن بدهند، زخم بردارند، چشمشان کور شود، دستشان بریده شود، پایشان قطع شود، شکمشان سفره شود ولی ما اینجا راحت در خانه و پیش زن و بچه خود می مانیم و چهار رکعت نماز می خوانیم و از آنها افضل هستیم. عمر گفت: نه، این بدآموزی دارد، مصلحت این است که این عبارت را از اذان برداریم. به جای این جمله بگوئید: " الصلوة خیر من النوم " نماز، خوب چیزی است، از خواب بهتر است، یعنی به جای اینکه بخوابید، بیائید در مسجد نماز بخوانید.

خلیفه دوم آن قدر فکر نکرد که آخر این چند ده هزار سرباز که قطعا تعدادشان به صد هزار نمی رسیده با چه قدرتی دارد با دو تا چند صدهزار نفر، در دو جبهه مختلف می جنگد و فاتح می شود؟ این فتح، فتح چیست؟ فتح اسلحه است؟ آیا اسلحه عرب بر اسلحه ایرانی و رومی می چربید؟ ابدا، ایرانیان و رومیان از دو کشور متمدن بودند و عالیترین سلاحهای زمان خود را در اختیار داشتند، در حالی که شمشیر عرب، در مقابل شمشیرهایی که در ایران یا روم وجود داشت، مثل یک آهن شکسته بود. آیا نژاد عرب از نژاد روم یا نژاد ایران قویتر و نیرومندتر و پهلوانتر بود؟ ابدا، مگر نمی دانید که (قبل از اسلام) شاپور ذوالاکتاف چه به سر عربها آورد؟ مگر شاپور ذوالاکتاف نبود که هزاران عرب را اسیر کرد؟ مگر شانه های آنها را سیاه (و سوراخ) نکرد و آنان را به زنجیر نکشید؟ زور عرب در آن ایام کجا بود؟ مگر صد سال بعد همین ایران، عرب را شکست نداد؟ پس عرب با چه نیروئی با ایران و روم می جنگد و آنها را شکست می دهد؟ نیروی او، نیروی ایمانش است، همان نیرویی است که از " حی علی خیرالعمل " گرفته، نیروئی است که از نماز گرفته، نیروئی است که از راز و نیاز با خدای خودش گرفته است. به تعبیر قرآن وقتی که او شب به درگاه الهی می ایستد و راز و نیاز و مناجات می کند، از خدای خود نیرو می گیرد. آن نیروست که به او روحیه داده، یعنی روحیه عرب است که ایران و روم را شکست می دهد. این روحیه را از چه چیز گرفته است؟ از ایمانش گرفته، نماز چیست؟ تازه کردن ایمان. این روحیه را از الله اکبرش گرفته است. وقتی که در نماز چندین بار می گوید: " الله اکبر " جواب همه را می دهد، همه اینها هیچ است. وقتی چند صدهزار سرباز را در مقابل خود می بیند، می گوید: " لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم "، " الله اکبر " خدا بزرگتر است، همه قدرتها به دست خداست. انسان باید به خدا اتکاء داشته باشد، از خدا نیرو بگیرد، از خدا قدرت بخواهد. همین نماز است که به او نیرو داده است، اگر این نماز نبود، آن سرباز مجاهد، مجاهد نبود. تو او را از اشتباه بیرون بیاور. مگر اسلام نمی گوید که این دستورها به یکدیگر وابسته است؟ آنکه جهاد بر او واجب است، باید جهاد کند و ماندنش برای نماز در مسجد مدینه حرام است. شرط قبول نماز جهاد است، و شرط قبول جهاد، نماز. آنکه شرایط یک مجاهد برایش فراهم است، بر او واجب است که جهاد کند، به او بگو که اسلام می گوید نماز منهای جهاد باطل است. این نه تنها خیرالعمل نیست، بلکه شرالعمل است و نماز نیست. نماز اسلام را به او یاد بده. آن نمازی که آدم از جهاد فرار کند و مسجد را انتخاب کند، نماز اسلام نیست، نماز اسلام، خیرالعمل است. نه اینکه بیائی " حی علی خیرالعمل " را از اذان برداری و خیال کنی این بدآموزی دارد، چون مسلمانان به جای جهاد، سراغ نماز می روند! نه، فکرش را اصلاح کن، اشتباه را از کله اش بیرون بیاور. چرا چنین حرفی می زنی؟!
این است که در منطق اسلام و اگر بخواهیم به تعبیر امروز بگوییم، در نظام ارزشهای اسلامی ارزش ارزشها " عبادت " است، اما " عبادت اسلامی "، " عبادت با شرایط ". قرآن به ما گفته است که نماز، آن وقت نماز است که اثرش هویدا باشد، اثر خود را نشان دهد. چطور نشان می دهد؟ " «ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر؛ نماز (آدمی را) از زشتکاری و ناشاسیت بازمی دارد.»" (عنکبوت/ 45) خصلت نماز درست، این است که انسان را از کارهای زشت باز می دارد. اگر دیدی نماز می خوانی و در عین حال معصیت می کنی، بدان که نمازت نماز نیست. پس نمازت را درست کن. نماز، تو را به همه ارزشهای دیگر می رساند به شرط اینکه نمازت واقعا نماز باشد.



:: ادامه مطلب
آوای نماز ، خصلت اذان
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 22 بهمن 1391 

ما در هرشبانه روز 5 نوبت نماز می خوانیم.
و همانطور که می دانیم پیش از نماز، گفتن اذان و اقامه سفارش شده است.
درمجموع این دوندای آسمانی:
بیست مرتبه" حی علی الصلوة" می گوییم؛
بیست مرتبه "حی علی الفلاح" می گوییم؛
بیست مرتبه "حی علی خیرالعمل " می گوییم؛
و ده مرتبه "قدقامت الصلوة" می گوییم؛

پس با توجه به اینکه مراد از فلاح وخیرالعمل دراذان ، همان نماز است ؛ هرمسلمانی در شبانه روز هفتاد مرتبه باکلمه "حی" خود و دیگران را با چنین شور و نشاطی به خواندن نماز تشویق می کند.
چنین تشویقی در مورد هیچ عبادت دیگری صورت نگرفته است.
خصوصا اینکه، دراسلام سفارش شده اذان بلند و با صدای زیبا گفته شود وبرای آن پاداش بسیار نقل شده است.
اذان، شکستن سکوت و دوره ای کامل از ایدئولوژی و تفکرات ناب اسلامی است.
اذان، سرودی مذهبی باعباراتی کوتاه و پرمحتوا است.
اذان، هشداربه غافلان است.
و در یک جمله می توان گفت
اذان نشانه حیات معنوی است.
 



:: ادامه مطلب
تفسير اذان از لسان گهر بارحضرت علي(علیه السلام)
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن 1391 

امام حسين (ع) فرمود : من و جمعي ديگر در مسجد نشسته بوديم كه مؤذن با گفتن «الله اكبر» اذان را آغاز كرد. امير مؤمنان حضرت علي (ع) با شنيدن اذان به گريه افتاد،وما نيز از گريه ي او گريستيم . وقتي كه اذان پايان يافت، پدرم علي، رو به ما كرد و فرمود: « آيا مي دانيد مؤذن در اذان چه مي گويد ؟»
عرض كرديم : « خدا و پيامبرش داناترند.» فرمود : « اگر مي دانستيد مؤذن چه مي گويد كم مي خنديديد و بسيار گريه مي كرديد» .
آنگاه مولاي مؤمنان و پيشواي نمازگزاران، علي (ع) به تفسير اذان پرداخت. خلاصه اي از فرمايشات آن حضرت به اين شرح است :
حضرت فرمود :

• « الله اكبر» معاني بسياري دارد، از جمله ي آنها اين است كه يعني خداي متعال موجودي ازلي و ابدي است. مؤذن با گفتن « الله اكبر» خبر مي دهد از علم و قدرت و حلم و جود و كرم بزرگي پروردگار، « الله اكبر»؛ يعني تنها خداي جهان جاودان خواهد ماند و جز خدا، همه ي موجودات جهان محكوم به فنا هستند .
• « الله اكبر»؛ يعني خداوند از همه بندگانش بي نياز است و به اعمال و عبادات هيچ يك از آنان احتياجي ندارد ...



:: ادامه مطلب
اذان، نداي آسماني و ملكوتي
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : پنج شنبه 5 بهمن 1391 

هر دولتي در هر عصر و زماني براي برانگيختن عواطف واحساسات ملت خود و دعوت آن ها به وظايف فردي واجتماعي از شعارهايي استفاده مي كند.
در اسلام براي اين دعوت از شعار ( اذان ) استفاده مي شود .اذان يك دعوت زنده است. انسان از لحظه اي كه صداي اذان به گوشش مي رسد ، گويي نماز را آغاز مي كند . اين ندا ، زمين و آسمان را به هم پيوند داده و تواضع مخلوق را با عظمت خالق در هم مي آميزد.
گواهي به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر(ص ) اوج گيرد و با دعوت به رستگاري وعمل نيك فرود آيد. با كلمه الله شروع شود و با آن پايان پذيرد.
پس از هجرت رسول اكرم ( ص ) به مدينه ، مهاجر وانصار ، كم كم در اطراف پيامبر ( ص ) اجتماع كرده وحكومت اسلامي را برپا نمودند ، مسجد ساختند ونماز جماعت برپا نمودند و روز به روز بر عظمت و شكوه دين اسلام افزوده شد. بنابر اين مسلمانان نيازمند وسيله اي شدند تا مردم را هنگام نماز آگاه سازند. اذان بدين لحاظ اهميت يافت .
در حقيقت اذان يكي از ابزارهاي تبليغ است كه در دعوت به اسلام سهم مهمي دارد. اذان مشتمل است بر مسائلي مانند : تكبير ، توحيد ، شهادت به يگانگي و عظمت خداوند ، گواهي به رسالت پيامبر ( ص ) توصيه به نماز و رستگاري و بهترين اعمال و بالاخره با لا اله الا الله ( توحيد ) تمام مي شود. نكته قابل توجه ديگر در اذان ، تكرار جملات است و اين تكرار خود يكي از عوامل موثر در جلب توجه مخاطبين به اهميت موضوع است.نكته قابل توجه آنكه در هر حال همه مذاهب اسلامي ، اذان گفتن را مستحب موكد مي دانند به جز حنبلي ها كه مي گويند : واجب كفايي است .
اذان بر دو قسم مي باشد : اذان اعلام و اذان نماز
اذان اعلام بايد اول وقت گفته شود و اذان نماز ، متصل به آن ادا شود ، هرچند آخر وقت باشد.
مستحب است كه بعد از تولد كودك يا پيش از نام گذاري او ، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفته شود تا به روح بلند او مطالب دل نشين القا شده و در نفس او بذر خداشناسي و توحيد پاشيده شود و در دوران كودكي و نوجواني با همان بذرها بزرگ شده وبا پاكيزگي كامل ، انساني مهذب به بار آيد.
اذان عبادتي است كه داراي ابعاد مختلفي بوده وجملات آن داراي آثار و فوايد تربيتي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي است كه مهم ترين آن ها به شرح ذيل مي باشد :
1 - وقت نماز را براي بندگان تعيين مي كند.
2 - مفاهيم عالي اعتقادي را تعليم مي دهد
3 - مردم را به عبادت تشويق مي كند
4 - سبب ياد آوري آگاهان و بيداري غافلان است
5 - نداي اذان در برابر كافران و منافقان نقش كوبنده اي دارد و به قدري اثر بخش است كه آنها را عصباني كرده و به ياوه پردازي وادار مي كند و بي خردي آن ها را ثابت مي كند.
6 - مسلمانان را به وقت شناسي و نظم در كارها دعوت مي كند
7 - بيانگر اهميت نماز جمعه است
8 - انسان را خوش اخلاق مي كند
9 - زمينه را براي تربيت معنوي كودكان آماده مي كند
10 - اذان موجب غم زدايي است . غم و اندوه غالبا بر اثر از دست دادن يك چيز ، اضطراب و نگراني ، مشاهده صحنه هاي تاثر انگيز ، ارتكاب خطا و گناه و..پيش مي آيد.
11 - اگر اذان از روي ايمان و اخلاص گفته شود خداوند گناهان گوينده آن را مي بخشد .

اسماعيل نساجي زواره

مأخذ : سبطین



:: ادامه مطلب
جملات مخصوص براى اعلام وقت نماز‌
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : پنج شنبه 5 بهمن 1391 

اذان، اسم مصدر باب تفعيل[1] يا اسمى است كه قائم‌مقام ايذان مى‌شود[2] و به‌معناى اعلام و به همين معنا در آيات 3 توبه/9; 27 حج/22، و 44 اعراف/7 به‌كار رفته است.
اذان در اصطلاح شرع، جملات مخصوصى است كه در مواردى، از‌جمله اعلام وقت نماز و به‌عنوان مقدّمه نماز*، تشريع شده است.[3] از نظر شيعه و برخى از اهل‌سنت، اين جملات به‌صورت وحى به‌وسيله جبرئيل بر پيامبر عرضه گشت;[4] امّا مشهور اهل‌سنّت، القاى فقرات اذان را در خواب به عبدالله‌بن‌زيد[5] يا برخى ديگر از صحابه[6] مى‌دانند.

فقرات اذان :
مشهور شيعه اذان را داراى 18 جمله مى‌دانند: اللّه اكبر 4 بار، اشهد ان لا اله الاّ اللّه، اشهد انّ محمّداً رسول‌اللّه، حىّ‌على‌الصّلاة، حىّ‌على الفلاح، حىّ على خيرالعمل، اللّه اكبر، لا‌إلـه إلاّ اللّه، هر كدام 2 بار.[7]مشهور اهل‌سنّت، با‌حذف حىّ على خيرالعمل و گفتن يك بار لا إلـه إلاّ‌اللّه در آخر اذان، آن را داراى 15 جمله مى‌دانند. آنان جمله «الصلوة خيرٌ مِن النوم» را در اذان صبح بعد از حىّ على الفلاح مى‌افزايند.[8]
عبارت «أشهد أنّ عليّاً ولىّ اللّه» گرچه از روزگارى كهن در ميان شيعه متداول بوده است و اكنون شعار آنان شمرده مى‌شود، نزد علماى شيعه جزئى از اذان محسوب نشده و فقط به استناد روايتى از حضرت صادق(عليه السلام)آن را مستحب دانسته‌اند و ذكر آن به قصد جزئيّت جايز نيست.[9] جمله «حىّ على خيرالعمل» نزد اماميه يكى از جملات اذان است كه در روايت معراج به آن تصريح شده است.[10] و بر پايه منابع روايى، اين فقره در زمان ابوبكر و عمر در اذان گفته مى‌شد و عمر با اين پندار كه اين جمله مردم را از هر كارى به‌سوى نماز مى‌كشاند و از جهاد باز‌مى‌دارد، دستور داد آن را از اذان حذف كنند[11] در مورد جمله «الصّلاة خيرٌ من النوم = نماز از خفتن بهتر است» اهل‌سنّت گفته‌اند: بلال* هنگام اذان، اين فقره را افزود و پيامبر(صلى الله عليه وآله) نيز تأييد كرد;[12]ولى اماميه معتقد‌است كه اين فقره در زمان پيامبر نبوده; بلكه در زمان عمر به اذان افزوده شده است[13] و در روايتى كه مالك در موطّأ نقل كرده نيز اين مطلب تأييد مى‌شود.[14]



:: ادامه مطلب
 
» تعداد مطالب : 2884
» کل نظرات : 135
» بازديد کل : 2325166
» تاريخ ايجاد وبلاگ :
شنبه 30 دی 1391 
» آخرين بروز رساني :
سه شنبه 19 دی 1396