| وب سایت تخصصی نماز | آغاز شد این دفتر برای کسانی که میخواهند محبوب خدا شوند ....قربه الی الله .... برای محبوب شدن نزد خدا چند قدم بیشتر فاصله نداریم .... یاعلی « ارزنـــده تـرین گــوهر مصـود نـــماز است / زیبنــده تـرین هــدیه معبـود نـــماز است / ای دوست بگـو تـا همـه ی خـلق بداننـد / مقصود حق از خلقت موجود نـماز است. »
 
ضرب المثل ها (3) - من نادعلی می خوانم که پدر جَدِّ نماز است!
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391 

لطایف نماز

- به درویش گفتند: چرا نماز نمی خوانی؟ گفت: من نادعلی می خوانم که پدر جَدِّ نماز است.

- الله الله به جانم

ذکرت سر زبانم

ناد علی بخوانم

شاید که در نمانم.

- پس نمی دانید روزه هم دارم، خادم مسجد هم هستم.

نادانی در مسجد نماز را با قرائت می خواند، یکی گفت: «چقدر خوب و با قرائت نماز می خواند! مرد نادان، نماز خود را شکست و به ستاینده ی خود گفت: «پس نمی دانید روزه هم دارم، خادم مسجد هم هستم.»

 

- شش ماهه را تکلیف نماز نکرده اند.

ترسایی مسلمان شد. محتسب گفت: تو اکنون چنانی که حالی از مادر متولد شده ای.

بعد از شش ماه او را پیش محتسب آوردند که این نو مسلمان نماز نمی گزارد.

محتسب گفت: چرا کاهل نمازی می کنی؟ گفت: مگر نه وقتی که من مسلمان شدم، گفتی تو این زمان از مادر زاده شده ای. از آن تاریخ شش ماه بیش نگذشته و هرگز آدم شش ماهه را تکلیف نماز نکرده اند.(1) (لطایف الطوایف)

 

- داناتر از مُلاّ

روزی از ملا نصرالدین پرسیدند که : «در علم داناتر از خود یافته ای؟» گفت: بلی! نماز عصر در سفر بودم تحقیق می کردم که نماز عصر و عشا را هر یک باید دو رکعت خواند و نماز صبح را یک رکعت ولی در نماز مغرب شک داشتم و بهتر دیدم که از عالمی سؤال کنم. در جواب گفت: ای احمق! آیا تا به حال ندانسته ای که باید یک رکعت نشسته و یک رکعت ایستاده به جا آوری؛ زیرا که یک رکعت نشسته نصف رکعت حساب می شود و روی هم رفته یک رکعت و نیم می شود که نصف سه رکعت باشد و من از علم زیاد او حیران بودم و او را داناتر از خود یافتم.(2)

 

- سوره ی طولانی در نماز جماعت

ترسایی تازه مسلمانی گزیده بود. از او دعوت می شود تا در نماز جماعت شرکت نماید. تازه مسلمان، برای این که نشان بدهد آن چنان نمازگزار و مؤمن است که در نماز جماعت هم شرکت می کند، دعوت را می پذیرد. اولین بار که می رود، مکبر می گوید: «امام جماعت سوره ی بقره را قرائت می نماید.» تازه مسلمان که اطلاع نداشت سوره ی مبارکه ی بقره از سوره های طولانی قرآن کریم می باشد، تا آخر سعی می کند دوام بیاورد. بار دیگر از او دعوت می شود در نماز جماعت شرکت بجوید. تازه مسلمان برای بار دوم شرکت می کند. اما همین که مکبر می گوید: «امام جماعت سوره ی فیل را قرائت می کنند.» تازه مسلمان کفش هایش را برداشته آن چنان می گریزد که باعث تعجب همه نمازگزاران می شود. وقتی او را یافته و علت رفتارش را جویا می شوند، می گوید: «راستش را بخواهید دفعه ی قبل که سوره ی بقره(گاو) بود، به آن درازی بود، این بار که سوره ی فیل است، ببین به چه درازا خواهد بود.

 

طب و نماز

خراسانی ها برای معالجه ی سرخک تا روز هفتم و گاهی نهم به بچه غذاهای سرد می دهند مانند عنّاب و سوپ جوجه و ... روز نهم هفت آیه از سوره مبارکه ی «یس» معروف به هفت «سوره ی مبین» را می خوانند و به مهر نماز، فوت می کنند مهر جانماز را روی پلک بچه می گذارند تا «باد سرخک» را از چشم او بیرون بکشند» یا انگشتر عقیقی که روی آن نام پنج تن نقش شده باشد، بر پشت پلک های بچه می کشند و به اصطلاح چشم او را «مهر» می کشند. تا دانه های سرخک به چشم او صدمه نزند.

 

- بیمار لاعلاجت اگر بخواهی بهبود یابد بین نمازهای عصر و ظهرت امّن یجیب بخوان تا شفا یابد.

- هر کسی پیشانی اش به جایی بخورد (مثلاً به دیواری...) برای این که پیشانی اش باد نکند و از عذاب ضربه کاسته شود و جایش کبود نشود، مهر جانماز را برداشته و به آن محل بمالد تا خوب شود.

 

روایات کوتاه در مورد نماز

 

- خلیفه ی مسلمین و ریا

سعید بن مسیب، وارد مسجد پیامبر(ص) شد تا عبادت پروردگار سبحان را به جای آورد. شنید که مردی در تاریکی شب با صدایی بلند و زیبا نماز می خواند و با خدای خویش سخن می گوید. به غلام خود گفت: «نزد این نمازگزار برو و به او بگو آهسته نماز بخواند.» غلام گفت: «مسجد متعلق به ما نیست و این شخص هم سهمی از آن دارد.»

سعید بن مسیب خودش با صدای بلند گفت: «ای نمازگزار! اگر در نمازت خدا را قصد کرده ای صدایت را آهسته کن و اگر برای مردم نماز می خوانی، آنها برای تو نفعی ندارند.»

پس، نمازگزار بقیه ی نماز را آهسته به جای آورد و سلام داده، کفش ها را برداشت و رفت. چون از مسجد خارج شد، دریافتند وی عمربن عبدالعزیز است که در آن ایام فرماندار شهر مدینه بود.

 

- دزدِ نمازگزار

شخصی برای دزدی به خانه ای پا نهاده بود و در تاریک شب در حیاط منزل شخصی منتظر ایستاده بود تا صاحبخانه که مردی تنها بود به خواب رود.

ولی هر چقدر منتظر می ماند صاحبخانه از عبادت و راز و نیاز فارغ نمی شود. مرد دزد، ناگاه در آن جا به خواب می رود. موقع صبح که صاحبخانه می خواهد بیرون برود، دزد را می بیند.

دزد، سراسیمه از خواب بیدار می شود و بدون این که علت وجودش را در آن منزل بیان دارد، از صاحبخانه می پرسد:

«چگونه این همه عبادت می کنی و خسته نمی گردی.» صاحبخانه که مردی حکیم و دانا بود او را مهمان خود می کند و چندی را با او سر می کند.

مرد دزد، علت آمدنش را به خانه مرد عابد بازگو می کند و صاحبخانه علاوه بر عفو و گذشت او، دزد را آن چنان راهنمایی و ارشاد می کند که مرد دزد از همان روز شروع به نماز خواندن می کند و مرید صاحبخانه می شود و همیشه روزی خود را از خدای طلب می کند.

 

- نماز آیات

ابراهیم یکی از پسران پیامبر(ص)  بود که مادرش «ماریه ی قطبیه» نام داشت. او در سال هشتم هجری در مدینه متولد شد و در سال دهم در حالی که یک سال و شش ماه عمر کرده بود از دنیا رفت. وقتی که ابراهیم از دنیا رفت. تصادفاً در آن روز خورشید گرفت. مردم گفتند: «گرفتن خورشید به خاطر مرگ ابراهیم است.» پیامبر بر منبر رفت و فرمود: «ای مردم! خورشید و ماه دو نشانه ی الهی اند که به فرمان خدا سیر می کنند و به دستور او گاهی گرفته می شوند. کسوف خورشید ربطی به مرگ ابراهیم ندارد. هر گاه یکی از آنها گرفته شد، نماز آیات بخوانید.» سپس از منبر فرود آمد و بدن ابراهیم را غسل داد و حنوط و کفن کرد. آن گاه جنازه ی او را برداشتند و به قبرستان بقیع بردند و وی را به خاک سپردند. مردم گفتند: «پیامبر (ص) بر اثر ناراحتی و بی تابی، نماز میّت را فراموش کرد.» آن حضرت رو به طرف حاضران ایستاد و فرمود: «ای مردم! اکنون جبرئیل نزد من آمد و سخن شما را در غیاب من به من خبر داد. شما می پندارید من نماز بر جنازه ی ابراهیم را به خاطر غم و اندوه و بی تابی فراموش کردم، ولی گمان نادرست کردید، زیرا خداوند به من امر کرد که بر جنازه ی شخصی که نماز می خواند؛ نماز بخوانم.

 

- نماز امام محمد غزالی

روزی امام محمد غزالی به برادرش احمد به طور عتاب گفت: مردم از اقاصی بلاد این جا می آیند تا در نماز جماعت به ما اقتدا کنند و تو با وجود قرب جوار با ما نماز جماعت نمی گذاری. شیخ احمد گفت: اگر شما به امامت قیام نمایید من هرگز سرنپیچم، وقت ظهر درآمد و به نماز جماعت برخاستند، شیخ احمد به برادرش اقتدا کرد، در آن اثنا شیخ احمد بیرون آمد و با اصحاب خود اعاده ی نماز کرد. امام محمد چون از نماز فارغ شد به او عتاب نمود که چرا این طور کردی؟ شیخ احمد در جواب گفت: «من بر مقتضای شرط عمل کردم. چه تا حضرت در نماز بود، اقتدا کردم و چون رفت تا استر خود را آب دهد، و ما بی امام نماز نمی توانستیم گزارد.» در آن حال امام محمد را رقتی دست داد و گفت: عجبا؛ خدای را دوستانند که جواسیس قلوبند؛ برادرم راست می گوید، مرا در اثنای نماز به خاطر گذشت که استر را آب نداده اند.

 

- نماز باران

مردم تکبیر گویان به سوی بیابان اطراف شهر رفتند. مدتی بود که رحمت الهی نباریده بود، اوضاع به کلی سخت و طاقت فرسا گردیده بود. آیت الله سید محمد تقی خوانساری با گام های شمرده، در حالی که عرق از سر و رویش می بارید، تسبیح در دست پیشاپیش جمعیت تشنه ی باران، قدم بر می داشت. در همین وقت مردی نفس زنان پیش آمد. آیت الله خوانساری پرسید: «چه خبر شده است؟» آن مرد گفت: «آیات عظام سید محمد حجت و صدر پیام داده که ما همه حاضریم در نماز باران شرکت کنیم.» آیت الله خوانساری گفت: به ایشان برسانید و بفرمایید خوانساری گفت: شما شرکت نکنید؛ من نماز باران را می خوانم. اگر خداوند دعای ما را مستجاب کرد و باران آمد مردم آن را به حساب همه روحانیت می گذارند و موجب عزت و عظمت روحانیت می شود و اگر باران نیامد مردم این را به حساب من می گذارند، اما موقعیت شما محفوظ می ماند. بگذارید اگر لطمه ای بر وجهه (آبروی) کسی وارد می شود آن من باشم و وجهه و موقعیت شما برای اسلام محفوظ باشد.

در قرآن از صلوة الاستسقاء یا نماز طلب باران، سخن نیست، اما در فقه اسلامی، صلوة الاستسقاء نماز مستحبی است که به هنگام خشکسالی می خوانند. ابن مجی از نماز بارانی، روایت می کند که پیغمبر و صحابه خوانده بودند. بنابراین روایت، پیامبر و یارانش به هنگام خشکسالی لباس های خود را به نشان سوگواری پشت و رو پوشیده و با خواندن دو رکعت نماز باران طلب باران کردند.

خلفای اسلامی در آغاز، مردم را از انجام مراسم طلب باران، منع می کردند و علتش آن بود که در قرآن ذکری از این مراسم نیست.

حمدالله مستوفی در نزهة القلوب از روایتی یاد می کند که بر حسب آن، پس از فتح مصر، فرمانده مسلمانان، مردم را از انجام مراسمی که طی آن، مصری ها دخترانشان را به نیت طغیان به موقع نیل، در آن رود غرق می کردند؛ بازداشت. اما طغیان حیاتبخش نیل، سه ماه به تأخیر افتاد و بیم قحطی مردم را فرا گرفت. فرمانده مسلمانان نامه ای به عمر نوشت و از او کسب تکلیف نمود. عمر پاسخ داد که نام خدا را بر کاغذی بنویسد و به آب نیل بسپارند تا مشکل حل شود. چنین کردند و از قضا نیل طغیان کرد.

با گسترش دین اسلام در شبه جزیره ی عربستان، اعراب مراسم و سنت ها خود را با آیین جدید هماهنگ کردند، و حدیث های مربوط به صلوة الاستسقاء، در واقع راه حلی است که برای ایجاد این هماهنگی در فقه اسلامی پیشنهاد شده و بدین ترتیب است که بخشی از این رسوم با نماز و ادعیه انجام می گیرد و بخشی به شیوه های سنتی و کهن.

این نماز از آن جهت حساسیت دارد که اگر خداوند دعاهای ایشان را مستجاب نکند و باران نفرستد مایه ی شرمندگی نمازگزاران می شود، که خدا به آنان توجه ننموده است؛ لذا اقدام به این نماز جرأت و ایثار در حدّ مایه گذاشتن از آبرو می طلبد. یکی از معروف ترین نمازهای باران در تاریخ معاصر، نماز آیت الله العظمی محمد تقی خوانساری است. نوشته اند در سال 33 هـ.ق. همان سالی که متفقین، ایران را اشغال کرده بودند، در قم باران نبارید و باغ ها و مزارع خشکید و خطر قحطی و خشکسالی مردم قم را تهدید می کرد. آن مرجع بزرگوار، دو روز متوالی برای نماز باران به بیابان های اطراف قم می رفت. این حرکت گرچه مورد استهزا غیر معتقدان به امور معنوی و غیبی بود ولی در روز دوم، چنان بارانی آمد که سیل ها روان شد و جویبارها به راه افتاد و این آثار انفاس قدسی آن مرد الهی بود.

نماز باران یا استسقا وقتی رحمت الهی (باران) قطع شود و آب های چشمه ها و ... بخشکد نماز باران را برای نزول رحمت الهی می خوانند. بی آبی یک منطقه و نیامدن باران، نشانه ی قهر خدا و گاهی به سبب گناهانی است که مردم جامعه انجام می دهند. پس توجه به خدا و گریه و التماس و توبه و تضرع، سبب می شود خداوند عنایت کند و کم آبی را بر طرف سازد ؛ نماز باران برای جلب رحمت خداوند است. در تاریخ، برخی از علمای بزرگ هم به برگزاری این نماز اقدام کرده اند و از خدا باران گرفته اند.

در ایران، مردم اعتقادات زیادی درباره ی مراسم طلب باران دارند که قبلاً به دو روش خاصی انجام می گرفته است. یک نمونه برای مثال عبارت است از این که: «به هنگام خشکسالی، مردم شهر یا روستا و در محلی که مصلاّ گویند، گرد آمده پس از گزاردن دو رکعت نماز برای آمدن باران به درگاه خدا دعا می کنند و پس از آن گاو یا گوسفندی را قربانی کرده، گوشتش را به نیازمندان می دهند.»

 

- نماز با عجله

روزی پیامبر اکرم(ص)، در مسجد نشسته بودند. در این هنگام شخصی وارد شده، به نماز ایستاد اما بسیار با عجله شروع به نماز کرد و رکوع و سجود را نیز با تندی و عجله به جای آورد و ارکان نماز را نیمه کاره انجام داد. حضرت فرمودند: «مانند کلاغی که به زمین نوک می زند، خم و راست شده و نماز می خواند؛ هر آینه اگر او در چنین وضعی و با چنین نماز خواندنی از دنیا برود، به دین من نمرده است.»

 

- نماز برای مردم

مردی بود که هر کاری می کرد نمی توانست اخلاص خود را حفظ کند و ریاکاری ننماید. روزی چاره ای اندیشید و با خود گفت: «در گوشه ی شهر، مسجدی متروک وجود دارد که کسی به آن رفت و آمد نمی کند. خوب است شبانه به آن مسجد بروم تا کسی مرا ندیده و خالصانه خدا را عبادت کنم.»

وقتی شب چادرش را روی شهر گستراند. در نیمه های آن، مرد با سکوت و آرامش خاص، مخفیانه نام خدا را بر زبان آورد و نماز را آغاز کرد. هنوز رکعتی نماز نخوانده بود که ناگهان صدایی شنید؛ با خود گفت: «حتماً کسی وارد مسجد شده» بر کیفیت و کمیت عبادتش افزود. خوشحال از این که آن شخص فردا می رود و به مردم می گوید این آدم چقدر خداشناس و وارسته است که در نیمه های شب به مسجد متروک آمده و مشغول نماز و عبادت است. وقتی هوا روشن شد و صبح آمد، به آن کسی که وارد مسجد شده بود، زیر چشمی نگاه کرد. از تعجب دهانش باز ماند. سگ سیاهی که بر اثر رعد و برق و بارندگی شدید، نتوانسته بود در بیرون بماند به مسجد پناه آورده بود.

مرد بر سر و روی خود زد و اظهار تأسف کرد و با خود گفت:«ای نفس! من از ریا گریختم و به مسجد دور افتاده آمدم تا در عبادت خویش احدی را شریک نکنم، اما... وای بر من، چقدر مایه ی تأسف است که این حالت را پیدا کرده ام.

در واقع اگر کسی برای جلب رضایت مردم کارها را انجام دهد، آن کار در درگاه الهی پذیرفته نیست، چنین فردی همواره در زندگی خود در رنج و عذاب است؛ زیرا مردم گاهی به او روی آورده و گاهی از او روی بر می گردانند و زمان دل های دیگران در اختیار او نیست تا همه را برای همیشه رام خود سازد. اما کسی که تنها خشنودی خدا را می جوید به عزت و سربلندی در میان مردم نیز نائل می شود. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «انّ العزّة لله جمیعاً، قدرتها و عزّتها همه به دست خداست.»

 

پی نوشتها:

1. ده هزار مثل فارسی / 480.

2. به صورت مصاحبه ای.

منبع: تصویر نماز در فرهنگ عامیانه – فرح دباغ صادقی

 

منبع : تیبان



:: ادامه مطلب
ضرب المثل ها (2)
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 

مگر نماز «جعفرطیّار» می خوانی؟

 

 

- جانماز آب می کشد.

کاربرد: برای کسی که از روی ریا، عبادت کند این مثل را به کار می برند.

گفتیم از خصلت های ضرب المثل ها این است که از گذشتگان دور به ارث رسیده است. بسیاری از این امثال با توجه به گذر زمان، در واقع کوتاه شده و تراشیده شده ی داستانی است؛ یعنی افراد با ساده کردن و ایجاز سخن، مقصود و منظور خود را بلافاصله با همین سخن کنایه دار بیان می نمایند و این مثل نیز شاید کوتاه شده ی داستانی است.

در هر عصر، افرادی زاهد صفت هستند که سعی می کنند با خواندن نماز زیاد، نزد مردم و انجام اعمال عبادی دیگر خود را اهل عبادت و زهد و تقوا نشان دهند؛ غافل از این که برخی از افراد آگاه و تیزبین که از اعمال آنها آگاهی دارند در مورد آن شخص این اصطلاح را یادآور می شوند که «جانماز آب نکش.»

شاعران مختلفی در هر عصر با دیدن این گونه افراد زاهد مآب به سرودن اشعاری در این زمینه پرداخته اند. و سعی در نشان دادن واقعیت های عوام فریبی این گونه افراد نموده اند.

گر نمازی می کنم، گاهی ریایی می کنم. (سلیم کاشانی)

هر نمازی و، طاعتی که تو راست

گرده نانی نیرزد، ار به ریاست.

«اوحدی»

طاعت ار خواهی، نخست اخلاص جوی

هم برون و هم درون را، پا ک شوی

«صفایی نراقی»

 

- شب به نماز نافله، روز به کمین قافله.

کاربرد: این ضرب المثل نیز نشانگر این است که افرادی وجود دارند که از گزاردن نمازهای مستحبی (نافله) غافل نیستند و زیاده نماز می گزارند ولی در عمل از هیچ عمل زشت و ناپسندی حتی دزدی اجتناب نمی کنند و با خواندن نمازهای مستحبی سعی در سرپوش گذاشتن روی کارهای خود می نمایند.

 

- شب نماز شبگیر می کند، روز آب توی شیر می کند. نظیر: سلیمان بی ایمان، یک من آرد، نیم من نان؟

کاربرد: این ضرب المثل که مصداق زیادی در جامعه ی امروزی ما دارد، نشانگر آن است که برخی افراد زاهد صفت اما فرصت طلب و متقلب و چاپلوس از خواندن نماز شب، عقب نمی مانند (که ثواب زیادی هم دارد) اما در عمل در کسب و تجارت پیشگی خود از وحشتناک ترین دوز و کََلَک ها و روباه صفتی خود غافل نیستند. و با تقلب و اختلاس و احتکار و ... باعث فسادهای بی شماری می شوند. مثل برخی بازاری های امروز که تا وقت اذان و نماز می شود کسب و تجارت خود را رها می کنند و راهی مسجد می گردند و به زهد و عبادت می پردازند و آن چنان افراط می ورزند که با اصطلاح اثر مهر جانماز در پیشانی آنان هویدا می شود. البته اثر چربی پیشانی آنان روی مهر می ماند، اما اگر به وضع کاسب پیشگی آنان نظری دقیق افکنیم ریاکار بودن و محافظه کاری و عوام فریبی آنان مشاهده خواهد شد. و آنها این گونه اعمال را برای جلب اعتماد دیگران انجام می دهند تا به اعتبار و منزلت خود بیفزایند؛ و بهتر به کسب و تجارت خود بپردازند. و مقام نماز را که عالی ترین جلوه ی عابد و معبود است تا چه حد، تنزل می دهند. (والله اعلم)

 

- عبادت و نماز و روزه اش به لعنت شیطان هم نمی ارزد.

کاربرد: این مثل را برای فردی به کار می برند که در انجام اعمال عبادی اش سعی و کوشش می کند ولی رفتار و عمل و کردار مناسبی از خود نشان نمی دهد. و موجب اذیت و آزار دیگران می شود؛ طوری که در مورد این فرد این اصطلاح را به کار می برند. (نماز به کمرت بزند)

 

- مگر نماز «جعفرطیار» می خوانی.

کاربرد: هر نمازی که با تجدید و تعصبات طولانی برگزار شود و بیش از مدت معمول و متعارف به طول انجامد، آن را به نماز «جعفر طیار» تشبیه می کنند. این ضرب المثل تنها به نمازهای طولانی اطلاق نمی شود، بلکه عوام الناس در کارهای مداوم و اموری که انجامش خارج از حدود مقرر، طولانی شود از این ضرب المثل استفاده و به آن استناد می کنند و به عامل عمل می گویند: چرا این قدر طول می دهی؛ مگر نماز «جعفر طیار» است؟

باید دید که جعفر کیست و چگونه نمازی به جای می آورد که عمل و عبادتش ورد زبان ها شده است؟ «طیار» لقب جعفر بن ابی طالب پسر عم پیامبر اکرم(ص) و برادر ارشد امیرمؤمنان(ع) است که در سال هشتم هجری در جنگ موته واقع در شام، پرچمدار مسلمین بود و آن قدر جنگید تا هر دو دستش به ضرب شمشیر دشمنان از بدن، جدا شد ولی جعفر که مردی شجاع و مؤمن بود با آن که دو دست در بدن نداشت پرچم اسلام را با دو بازوی بریده ی خویش بر سینه برافراشته داشت تا مسلمین، روحیه ی خویش را نبازند و وحشت زده نشوند. در این حال بود که او از میان، دو نیم شد. (یا جبرئیل انی قدمت زیداً) ای جبرئیل! من زید را پیش داشتم.

گفت خدا جعفر را برای خود، پیش تو پیش داشت. رسول خدا شهادتش را خبر داد و گفت: «خدا برای جعفر دو بال زبرجد رویانید که از بهشت هر جا بخواهد با آن دو پرواز می کند.» به این جهت لقب «طیار» یا «ذوالجناحین» برای جعفر باقی مانده. اتفاقاً همان شب جمعی از صحابه وی را در خواب دیدند که در بهشت با مرغان می پرید.»

اما شهرت «نماز جعفر طیار» از آن لحاظ است که وی بیش تر اوقات شبانه روز خود را به نماز و دعا در پیشگاه پروردگار می گذرانید و نمازهای طولانی می خواند به طوری که کم تر کسی از این بابت به پای او می رسیده است. نماز «جعفر طیار» یا نماز «جعفر» را شیعیان در ظهر روزهای جمعه به منظور تحصیل ثواب و دفع بلیات می خوانند؛ که شرایط خاص خود را دارد.

 

- نم نم باران، به مِی خوران، خوش است(1)

کاربرد: معروف است که وقتی خشکسالی روی داد و مدتی دراز، باران نبارید، مردم به مصلا رفتند تا نماز استسقا بخوانند و از خداوند طلب باران کنند. در همان زمان مطربی که به سبب شغلش منفور مردم بود تنها به صحرا آمد و با صدق و اخلاص با خدای خود راز و نیاز کرد و با خواندن این بیت از خداوند ، طلب رحمت و باران نمود.

نم نم باران، به می خوارن، خوش است

رحمت حق، بر گنهکاران، خوش است

از آن جا که دعای او از روی اخلاص بود در پیشگاه حق مستجاب شد و در آن هنگام باران باریدن گرفت.

آنچه در ایران به نام دعای باران یا نماز باران، مشهور است عرب زبانان «صلوة الاستسقاء» و ترک زبانان «یوغمور دو آسی» (دعای باران» می نامند. و انجامش در همه ی کشورهها با دو رکعت نماز همراه است که در خارج از شهر یا روستا به صورت گروهی اجرا می شود، و بعد از نماز خطبه می خوانند، و شرکت کنندگان در طول مراسم لباس خود را پشت و رو می پوشند ،در ایران در پایان مراسم برحسب معول گاو یا گوسفندی قربانی می شود و کسی به درگاه خدا استغفار می کند و از او رحمت و باران می طلبد.(2)

 

- اگر نماز ت مقبول شود، سایر اعمالت نیز قبول می شود.

در واقع نمازی مقبول است که انسان را در جهت صحیح زندگانی، هدایت نماید و اگر واقعاً انسان با نماز رابطه ی قلبی و آگاهانه خود را با خداوند متعال برقرار کند، سعی خواهد کرد که اعمالش نیک و خداپسند باشد؛ لذا اگر این گونه نمازی باشد سایر اعمال نیز مقبول خواهد افتاد، وگرنه اگر ادای نماز باشد، سایر اعمال نیز در تزلزل خواهد بود

- اول نماز، سپس نیاز.

- بی نمازی، بدتر است از صد بار مردم کشی!

- تنها، نماز و روزه، عبادت نیست، اگر به مردم در کارهای شان خدمت نمایی عبادت است.(3)

در واقع این اعتقاد، نشانگر این حقیقت است که برخی از افراد در جامعه اکتفا به نماز و روزه، می کنند و مسائل و مشکلات دیگران برای شان مهم نیست.

- روز محشر، امان به نماز  است.(4)

- فسق پنهانی، به از زُهد و عبادت ریایی است.(5)

- کفری بدتر از کفر ترک نماز نیست؛ که کافر آن مانند کافر دین است.(6)

- نماز و نیاز هر دو به خاطر خود انسان است و خداوند از هر کاری بی نیاز است(7) (الله الصمد)

- هر کس بیند دیگری را که نماز بد گزارد و بدان خاموش باشد، شریک او بُوَد.(8)

 

پاورقی:

1. ده هزار مثل فارسی و ... / 678.

2. کتاب کوچه، دفتر اول، حرف ب ، ص 261.

3. عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست (سعدی)

4. روز محشر که جانگداز بود اولین پرسش از نماز بود (سعدی)

5. صُراحی می ناب، (ارسال المثل در دیوان حافظ) / 108.

6. مکن قصد ترک نماز، ای پسر! که کافر شوی، از جهودان بتر

7. بیر قوری بوش نمازینن، قویما خدا به منتی ( با یک نماز خشک و خالی به خدا منت مگذار)

8. احیای علوم الدین، ترجمه ی مؤید الدین محمد خوارزمی. ص 724.

منبع : تبیان



:: ادامه مطلب
ضرب المثل ها (1)
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : دوشنبه 14 اسفند 1391 

آش «معاویه» را می خورد و پشت سر «علی» نماز می خواند!

 

فولكور و تاریخچه ی آن

«فولكلور  (دانش عامیانه) یكی از موضوعات مردم شناسی می باشد كه به مطالعه ی هنرها و رسوم و سنن عامیانه ای كه در جوامع متمدن و صنعتی رواج دارد» می پردازد.

«فولكلور» از دو جزء (توده ی مردم Folk) و (دانستن و شناختن Lore) تركیب یافته است. «Folklore» كلمه ای است انگلیسی كه در سال (1848م) برای اولین بار توسط آمبروزو مرتن عنوان مقاله ای قرار گرفت كه موضوع آن بحث درباره ی دانش عامیانه و آداب و رسوم سنتی بود. این اصطلاح به تدریج در زبان انگلیسی (و دیری نپایید كه در زبان های دیگر) رواج یافت. رواج این اصطلاح در زبان فارسی در حدود نیم قرن سابقه دارد. صادق هدایت آن را در كتب «فواید گیاه خواری» و «نیرنگستان» به كار برده است و كمی بعد عنوان مقالهای است از «رشید یاسمی» در مجله ی «تعلیم و تربیت» و از آن به بعد به تدریج اصطلاح فولكلور به معنای دانش عامیانه و دانستنی های توده ی مردم، رواج یافته است.(1)

 

تعریف، محدوده و ویژگی های فولكلور:

روی هم رفته می توان فولكلور را عبارت از «مجموعه ای از دانستنی ها و اعمال ورفتار دانست كهدر بین عامّه ی مردم بدون در نظر گرفتن و حتی بدون وجود فواید علمی و منطقی آن سینه به سینه و نسل به نسل به صورت تجربی به ارث رسیده است.»

اگر بخواهیم محدوده ی فولكلوری را بیان كنیم؛ باید بگوییم كه دانش عامیانه، كلاً هر جنبه از امور زندگی مردم را شامل می شود. و  كلاً فولكلور شامل آداب و رسوم، قصه ها، افسانه ها،  ضرب المثل  ها، چیستان ها، ترانه ها، رقص ها، آیین های عبادی،  مراسم نامگذاری  بچه، ازدواج، و... می باشد كه در این تحقیق از میان موضوعات گسترده فولكلور به ضرب المثل ها، باورها و اعتقادات، برخی اسطوره ها و افسانه ها، طب عامیانه، نذرها و نیز آیین های عبادی در طول برخی دوره های تاریخی پرداخته شده است.

 

ضرب المثل ها

«یكی از آثار و مظاهر فرهنگ عوام، امثال و اصطلاحات است؛ چرا كه در پشت هر یك از این امثال و اصطلاحات و استعاره ها چهره ی تابناك ملیت قدیم ما، تمدن درخشان گذشته ما، وسعت نظر و بلند پروازی های پدران ما نهفته است و حق این است كه هر ایرانی پاك نژادی همان طوری كه به حفظ آب و خاك، خانه و خانواده ی خود معتقد است در حفظ این گونه آثار پراكنده كه حاصل فكر بلند پدران و معرف افتخارات گذشته ی كشور اوست، مقیّد باشد و در جمع آوری و به كار بردن آنها در حین گفتار یا حتی در نوشتن دریغ نكند، وگرنه با این سرعتی كه فرهنگ جدید ما پیش می رود، بیم آن است كه قسمت اعظم این آثار كه محققاً اكثریت آنها زاییده ی فكر بلند حكیمان و دانشمندان و پدران تجربت اندوخته گذشته ی ماست و به دست عوام چون گنج شایگانی محفوظ مانده است از دست برود و گنجینه ی زبان شیرین پارسی، این قسمت از مهمترین ذخایر خود را از دست بدهد.» مثل های میان مردم كه از گذشتگان و پیشینیان ما به ارث رسیده، نشانگر طرز نگرش نیاكان ما به دنیای خود، به اطراف خود و طرز تلقی شان از اخلاق و تعلیم و تربیت و ... است. افراد زیادی اقدام به ضبط و جمع آوری این امثال و آداب و رسوم كرده اند و تا حدودی سعی در حفظ و نگهداری و در امان نگه داشتن این امثال از دستبرد و فراموشی بوده اند. در دنیای امروز با مطالعه و بررسی همین اصطلاحات، معتقدات، امثال و افسانه ها و ... و به عبارت ساده تر مجموعه ی سنن گذشتگان است كه به پستی و بلندی روح یك ملت و طرز تفكر و نوع زندگی او و نیاكان آنها پی می برند.»

ارزش دیگری كه جمع آوری امثال و اصطلاحات دارد این است كه «بسیاری از امثال و اصطلاحات متداول امروز ممكن است با تحولات فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی تا نیم قرن دیگر در زبان عامه، متروك شوند و معانی خود را از دست دهند و برای اخلاف ما مجهول بمانند؛ چنان كه بسیاری اصطلاحات و امثال در ادبیات قدیم ما وجود دارد كه امروزه برای ما غیرقابل فهم اند، یا دست كم تا به كتاب های فرهنگ مراجعه نكنیم، فهم معانی اكثر آنها برای ما مقدور نیست و علت این كه برخی از اشعار شاهنامه یا اشعار مثنوی مولوی یا خمسه ی نظامی و حتی برخی اشعار حافظ و سعدی برای ما قابل فهم نیستند همین است كه اشعار مزبور آمیخته با امثال و اصطلاحاتی اند كه در بین معاصران و سرایندگان آنها متداول بوده و بعداً متروك شده اند؛ یا اشعار مزبور اشاره و كنایه ای به مثلی دارد كه امروزه از صورت متداول در بین مردم عوام معاصر ما افتاده و به همین علت، فهم این اشعار را، برای ما مشكل و در برخی موارد لاینحل ساخته است. اما اگر این روش ضبط و جمع آوری امثال هر عصر و قرنی در بین نویسندگان قدیم متداول بود، امروزه زبان مادری ما از این حیث محققاً یكی از غنی ترین زبان های زنده ی دنیا به شمار می رفت.»(2)

با مطالعه و بررسی ضرب المثل های موجود در باره  نماز نیز می توان این نكته را به دست آورد كه افرادی تیزبین و آگاه در مورد مسائل و امور عبادی برای بیان مقصود و مقصد و منظور خود، گاه متوسل به سخنی كوتاه و نغز (مثل) می شوند.فی المثل وقتی شخصی ریاكار را می بینند كه با اعمال عبادی اش سعی در فریب مردم دارد این مثل را یادآور می شوند كه «جا نماز آب نكش» در واقع با گفتن این مثل، شخص را متوجه می كنند كه متوجه و آگاه به رفتار آن شخص هستند؛ یعنی شخص خودش را می فریبد نه دیگران را. و كلاً ویژگی ها و ماهیت های ضرب المثل، بیان واقعیت به صورت فصیح و بلیغ است كه در موقعیتی مناسب از ذهن افراد می تراود و در جامعه رواج می یابد.

اگر از بُعدی دیگر به ضرب المثل ها بنگریم یكی از ویژگی هایش سادگی و قابل فهم بودن آن برای همگان است. و چون زاییده ی افكار افراد گوناگونی در جامعه در شرایط معینی بوده است؛ لذا افراد هر موقعی كه با شرایط مشابه روبه رو می شوند این امثال را به كار می برند.

هم چنین (بسیاری از امثال، ریشه در داستان هایی دارد در واقع برخی امثال تراشیده شده ی این حكایات است) لذا پرداختن به ضرب المثل ها از جنبه ی تاریخی برای بیان ریشه ی تاریخی این امثال می باشد.

 آش «معاویه» را می خورد و پشت سر «علی» نماز می خواند.


كاربرد:برای كسی به كار می برند كه دو رو و منافق است؛ نظیرِ :هم طبال یزید است هم علمدار حسین.

«در این جهان ناپایدار چه بسیار افرادی هستند كه به مقتضای زمان و مكان، كار می كنند و در همه حال مصالح شخصی را از نظر دور نمی دارند. برای این دسته از مردم فرقی نمی كند علی(ع) مصدر كار باشد یا معاویه. حقیقت و مجاز در نظر مصلحت بینِ این گونه افراد ابن الوقت، علی السّویه است. خلاصه هر چه را با منافع و مصالح آنها تطبیق كند مباح و متبع خواهند بود. عبارت مثلی بالا در مورد این گونه افراد و آحاد، صادق است؛ و چون ضرب المثل ها از پیشینیان ما به ارث می رسد بیانگر این حقیقت است كه از گذشته ی  دور این امر و موضوع در جامعه ی ما حاكم بوده است.

ریشه ی تاریخی این مثل، بدین شرح است: «عبدالرحمن بن صخرازدی» معروف به «ابوهُریره» از فقیرترین اصحاب پیامبر(ص) و از عشیره ی «سلیم بن فهم» بود. نامش به عهد جاهلیت «عبدقیس »یا «عبد شمس» بود و به سال «غزوه ی خیبر» كه مسلمان شد نامش به «عبدالرحمن» تبدیل شد. گویند در خلافت «عمربن خطاب» ولایت بحرین را داشت. به روزگار عثمان، قضای مكه به او محول گردید. و به زمان معاویه چند روزی والی مدینه شد. مشهور است كه ابوهریره در محاربات صفین حاضر و ناظر بود ولی در جنگ شركت نداشت. كارش این بود كه موقع صرف طعام نزد معاویه می رفت و در كنار سفره ی چرب و نرمش می نشست؛ هنگام نماز و صلوة در پشت سر علی(ع) نماز می خواند. ولی هنگام مصاف از معركه ی جنگ دور می شد و در گوشه ای مبارزه ی دلاوران را تماشا می كرد. وقتی علت این سه حالت را از او سؤال كردند در پاسخ گفت: «الصلوة خلف علی (ع) اتم، مضیرة معاویه ادسم، ترك القتال اسلم»!

یعنی «نماز در پشت سر علی(ع) كامل ترین نمازاست و غذای معاویه چرب ترین غذاها و احتراز از جنگ و كشتار سالم ترین كارهاست.»

وقتی به ابوهریره گفتند: این چگونه رفتاری است؟ او جواب داد: خداوند فرموده است:  «ولا تنس نصیبك من الدنیا». من به این سبب از هر چیز بهترین آن را انتخاب می كنم. «نماز، نماز علی(ع)، غذا، غذای معاویه، و سایه، سایه ی نخل»!(3)

ای كبك خوش خرام! كجا می روی، بایست

غرّه مشو، كه گربه ی زاهد نماز كرد

 

كاربرد:فریب ظاهرالصلاح ها را نباید خورد.

طبق مشهور، گربه ی زاهد در این بیت حافظ، تلمیح دارد به زاهد نمایی عماد فقیه كرمانی و گربه ی دست آموزش كه همراه با او نماز می خواند یا داستان موش و گربه ی عبید زاكانی و از همه محتمل تر به داستان كبك نخجیر و خرگوش و گربه ی عابدی كه با زاهدی و زاهد نمایی حیوانات را فریب می دادند.

«گربه ی عابد و زاهد» به كسانی اطلاق می شود كه در لباس زهد و تقوا اعمال ریاكارانه از آنان سربزند و در كسوت خدمتگزاری و نوع دوستی مردم را فریب دهند و خود را امین و صادق و منزه و متقی جلوه دهند ولی از هر عمل و حقه باز ی كه متضمن منافع و مصالح شخصی باشد خودداری نورزند. این گونه افراد گندم نما و جو فروش را اهل اصطلاح «گربه ی عابد» می خوانند و مردم ظاهربین را از زهد فروشی آنان بر حذر می دارند. البته از نظر استاد جلال الدین همایی «گربه ی عابد» در شعر حافظ، تركیب وصفی است و این جمله در استعمالات ادبی، كنایه است از مردم ریاكار كه زهد و عبادت را دام تزویر و وسیله ی فریب و صید عوام قرار داده اند.

 

 اگر نماز نباشد، گیوه باشد!

اصل حكایت از عبید زاكانی است: «درویشی گیوه در پا نماز می گذاشت، دزدی طمع در گیوه ی او بست، گفت: با گیوه نماز نباشد. درویش دریافت و گفت: اگر نماز نباشد، گیوه باشد!» (لطایف فارسی، از رساله ی دلگشا)

البته در این پاره متنی كه «كمال الدین مرتضویان» در تألیف خود «داستان های امثال»، آورده سؤال و جوابی اضافه بر متن عبید زاكانی دارد، كه مؤلف مرجع آن را ذكر نكرده است. و سؤال و جواب این روایت چنین است:

- دزد گفت: نماز با گیوه كه نماز نباشد.

- مرد گفت: اگر نماز نباشد، گیوه باشد!

گفت: دوباره نماز كن؛ در این نماز اجر نداری.

گفت: اگر اجر ندارم، گیوه دارم!

 

 برای یك بی نماز، در مسجد را نمی بندند. نظیر: برای خری لنگ، كاروان بار نیفكند.

كاربرد: این مثل، نشانگر آن است كه چون اقشار مختلفی در جامعه وجود دارد مطمئنا افرادی خواهند بود كه دارای اعتقادات دیگری باشند و بنا به دلایلی اهل نماز نیستند؛ لذا نمی توان عمومیت داد كه مثلاً به خاطر فلان كس نتوان كاری را انجام داد و یا در مسجد را برای نمازگزاران بست. در واقع عمل و فكر یك شخص نمی تواند مقدم و مؤثر در آرای عمومی و افكار جمعی باشد.

 به یك روی، در دو محراب بودن(4)

كاربرد: برای كسی به كار می برند كه جسمش در آن مكان حاضر است، ولی حضور قلب ندارد و حواسش در مكان های دیگر می باشد.

افراد زیادی هستند كه در حین انجام فریضه ی نماز با وجودی كه رو به قبله و در جایگاه محراب هستند ولی حضور قلب ندارند و در این مورد چه بسا قصه ها و مثل ها و اشعاری كه گفته نشده است.

تو درون نماز و، دل بیرون! 

گشت ها می كنی به مهمانی

 

این چنین حالتی پریشان را

شرم ناید، نماز می خوانی؟!

 

 

پی نوشتها

1. مبانی مردم شناسی، محمود روح الامینی، ص 70.

2. فرهنگ عوام . 11 و 13.

3. ریشه های تاریخی امثال و الحكم . 1311 – 1313.

4. ضرب المثل های انگلیسی، فارسی و عربی، محمد فخر، ص 223.

منبع: تصویر نماز در فرهنگ عامیانه- فرح دباغ صادقی

منبع : تبیان



:: ادامه مطلب
ضرب المثل " روزه ی بی نماز، عروس بی جهاز، قورمه ی بی پیاز! "
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 22 بهمن 1391 

روزه ی بی نماز، عروس بی جهاز، قورمه ی بی پیاز!

کاربرد : درواقع نشانگر چیزی ناقص و ناتمام است.

توضیح آن که: کسانی هستند که در عین حال که روزه اند خود را از از انجام فرضیه ی نماز معاف می دانند. روزه ی بی نماز به اعمال این گونه افراد اطلاق می شود.

اگر دقیق بنگریم در بین خویشان و آشنایان و بیگانه افرادی هستند که اصلاً نمازگزار نیستند و فقط در ماه مبارک رمضان به روزه گرفتن اکتفا می کنند و به یاد نیایش و دعا و روزه و در اثر حرمت این ماه سعی می کنند خود را با افراد جامعه  تطبیق دهند و با گفتن روزه (نخوردن و نیاشامیدن) خود را به رنج و تعب بیاندازند تا بلکه ثواب اُخروی کسب نمایند؛

و تنها در شبهای احیا، آن زمان که به اصطلاح بازار منابر، گرم تر است، کم و بیش با نماز و روزه، با مساجد و مجالس وعظ و خطابه، سروکار یافته و به محض پایان این شب ها، نه از نمازشان خبری است و نه از خدا جویی شان اثری است، در حالی که سراسر این گونه اعمال بدون شناخت مایه گرفته است!
 



:: ادامه مطلب
ضرب المثل " برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند. "
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : شنبه 21 بهمن 1391 

نظیــر : برای خری لنگ، کاروان بار نیفکند.

کابرد : این مثل، نشانگر آن است که چون اقشار مختلفی در جامعه وجود دارند، مطمئناً افرادی خواهند بود که دارای اعتقادات دیگری باشند و بنا به دلیلی نمازگزار نیستند؛
لذا نمی توان عمومیت داد، که به خاطر فلان کس، نتوان کاری را انجام داد و یا در مسجد را برای نمازگزاران بست.
در واقع عمل و فکر یک شخص نمی تواند مقدم و موثر در آرای عمومی و افکار جمعی باشد.
 



:: ادامه مطلب
نم نم باران، به مِي خوران، خوش است ...
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 18 بهمن 1391 

ضرب المثل نماز : نم نم باران، به مِي خوران، خوش است(1)
کاربرد: معروف است که وقتي خشکسالي روي داد و مدتي دراز، باران نباريد، مردم به مصلا رفتند تا نماز استسقا بخوانند و از خداوند طلب باران کنند. در همان زمان مطربي که به سبب شغلش منفور مردم بود تنها به صحرا آمد و با صدق و اخلاص با خداي خود راز و نياز کرد و با خواندن اين بيت از خداوند ، طلب رحمت و باران نمود.
نم نم باران، به مي خوارن، خوش است      ***     رحمت حق، بر گنهکاران، خوش است 
از آن جا که دعاي او از روي اخلاص بود در پيشگاه حق مستجاب شد و در آن هنگام باران باريدن گرفت.
آنچه در ايران به نام دعاي باران يا نماز باران، مشهور است عرب زبانان «صلوة الاستسقاء» و ترک زبانان «يوغمور دو آسي» (دعاي باران» مي نامند. و انجامش در همه ي کشورهها با دو رکعت نماز همراه است که در خارج از شهر يا روستا به صورت گروهي اجرا مي شود، و بعد از نماز خطبه مي خوانند، و شرکت کنندگان در طول مراسم لباس خود را پشت و رو مي پوشند ،در ايران در پايان مراسم برحسب معول گاو يا گوسفندي قرباني مي شود و کسي به درگاه خدا استغفار مي کند و از او رحمت و باران مي طلبد.(2)

________________________________________
1. ده هزار مثل فارسي و ... / 678.
2. کتاب کوچه، دفتر اول، حرف ب ، ص 261.

 



:: ادامه مطلب
ضرب المثل هایی درباره نماز
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 18 بهمن 1391 

- اگر نمازت مقبول شود، ساير اعمالت نيز قبول مي شود.
در واقع نمازي مقبول است که انسان را در جهت صحيح زندگاني، هدايت نمايد و اگر واقعاً انسان با نماز رابطه ي قلبي و آگاهانه خود را با خداوند متعال برقرار کند، سعي خواهد کرد که اعمالش نيک و خداپسند باشد؛ لذا اگر اين گونه نمازي باشد ساير اعمال نيز مقبول خواهد افتاد، وگرنه اگر اداي نماز باشد، ساير اعمال نيز در تزلزل خواهد بود.

- اول نماز، سپس نياز.

- بي نمازي، بدتر است از صد بار مردم کشي!

- تنها، نماز و روزه، عبادت نيست، اگر به مردم در کارهاي شان خدمت نمايي عبادت است.(1) در واقع اين اعتقاد، نشانگر اين حقيقت است که برخي از افراد در جامعه اکتفا به نماز و روزه، مي کنند و مسائل و مشکلات ديگران براي شان مهم نيست.

- روز محشر، امان به نماز است.(2)

- فسق پنهاني، به از زُهد و عبادت ريايي است.(3)

- کفري بدتر از کفر ترک نماز نيست؛ که کافر آن مانند کافر دين است.(4)

- نماز و نياز هر دو به خاطر خود انسان است و خداوند از هر کاري بي نياز است(5) (الله الصمد)

- هر کس بيند ديگري را که نماز بد گزارد و بدان خاموش باشد، شريک او بُوَد.(6)

------------------------------------

1. عبادت به جز خدمت خلق نيست به تسبيح و سجاده و دلق نيست (سعدي)
2. روز محشر که جانگداز بود اولين پرسش از نماز بود (سعدي)
3. صُراحي مي ناب، (ارسال المثل در ديوان حافظ) / 108.
4. مکن قصد ترک نماز، اي پسر! که کافر شوي، از جهودان بتر
5. بير قوري بوش نمازينن، قويما خدا به منتي ( با يک نماز خشک و خالي به خدا منت مگذار)
6. احياي علوم الدين، ترجمه ي مؤيد الدين محمد خوارزمي. ص 724.
لينک :ضرب المثل ها (1) : آش «معاويه» را مي خورد و پشت سر «علي» نماز مي خواند!

عبدلي، سعيد



:: ادامه مطلب
 
» تعداد مطالب : 2884
» کل نظرات : 135
» بازديد کل : 2325180
» تاريخ ايجاد وبلاگ :
شنبه 30 دی 1391 
» آخرين بروز رساني :
سه شنبه 19 دی 1396