| وب سایت تخصصی نماز | آغاز شد این دفتر برای کسانی که میخواهند محبوب خدا شوند ....قربه الی الله .... برای محبوب شدن نزد خدا چند قدم بیشتر فاصله نداریم .... یاعلی « ارزنـــده تـرین گــوهر مصـود نـــماز است / زیبنــده تـرین هــدیه معبـود نـــماز است / ای دوست بگـو تـا همـه ی خـلق بداننـد / مقصود حق از خلقت موجود نـماز است. »
 

بسم الله الرحمن الرحيم

نام کتاب: آداب باطنى و اسرار معنوى نماز«گزيده‏اى از كتاب آداب الصلوة امام خمينى و اسرار الصلوة ملكى تبريزى قدس سرهما»


تهيه و تنظيم: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‏ها، معاونت فرهنگى - ستاد اقامه نماز

-------------------------------------------------------------------------

فصل اول : آداب مشترك در همه عبادات - پیشگفتار

1-1 : توجه به عزت ربوبيت و ذلت عبوديت

1-2 : آداب مشترك در همه عبادات - خشوع

1-3 : آداب مشترك در همه عبادات - طمأنينه

1-4 : محافظت عبادت از تصرف شيطان

1-5 : نشاط و بهجت

1-6 : مراعات

1-7 : تفهيم

1-8 : حضور قلب

1-9 : ذكر چند حديث راجع به حضور قلب

1-10 : دعوت به تحصيل حضور قلب

1-11 : دواى هرزه گردى خيال

1-12 : حب دنيا باعث تشتت خيال است

1-13 : اعراض دادن نفس از دنيا

فصل دوم : آداب مقدمات نماز (آيه الله ملكى تبريزى قدس سره)

2-1 : تحصيل طهارت

2-2 : عبرت‏هاى قضاى حاجت

2-3 : اهميت دعا هنگام وضو

2-4 : عبرت‏هاى ديدن آب

2-5 : عبرت‏هاى ناخن گرفتن

2-6 : عبرت‏هاى نتراشيدن صورت

2-7 : عبرت‏هاى عطر زدن

2-8 : عبرت‏هاى لباس پوشيدن

2-9 : اوقات

2-10 : مكان نماز گزار

2-11 : رو به قبله ايستادن به هنگام نماز

2-12 : عبرت‏هاى اذان و اقامه

فصل سوم : آداب نماز (امام خمينى قدس سره)

1-3 : سر نيت و آداب آن

3-2 : مراتب اخلاص

3-3 : هر علمى خواهان عملى است

3-4 : آداب قرائت و پاره‏اى از اسرار آن

3-5 : هر علمى خواهان علمى است

3-6 : آداب قرائت و پاره‏اى از اسرار آن

3-7 : موانع استفاده از قرآن

3-8 : ادب تفكر در قرائت قرآن

3-9 : ادب سنجش خود با قرآن

3-10 : آداب قرائت در نماز

3-11 : آداب استعاذه

3-12 : شرط حصول حقيقت استعاذه

3-13 : بيان حقيقت شيطان

3-14 : آداب تسميه

3-15 : شرط حقيقى بودن عبادات و اذكار

3-16 : معناى عبادت

3-17 : سوره حمد، جامع همه مراتب سلوك

3-18 : سوره توحيد جامع شئون الهيه

3-19 : آداب و اسرار ركوع

3-20 : روايتى از امام صادق (عليه السلام) در باره اسرار ركوع

3-21 : رفع سر از ركوع

3-22 : اسرار و آداب سجود

3-23 : معناى هيئت و حال و ذكر سجود

3-24 : احوال ساجد در وقت سجود

3-25 : آداب تشهد

3-26 : آداب سلام

3-27 : آداب قلبيه قنوت

3-28 : تعقيب

3-29 : ختم و دعا

«««««««««««««««« پی نوشت ها »»»»»»»»»»»



:: ادامه مطلب
پی نوشت های کتاب « آداب باطنى و اسرار معنوى نماز »
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : جمعه 27 بهمن 1391 

1) مادر بتهايت نفس شماست.
2) همانا رستگار شدند مؤمنانى كه رد نمازشان خاشع اند. سوره مؤمنون (23): آيات 1 و 2.
3) مرا از آتش و او را از گل آفريده‏اى. سوره اعرف (7)، آيه 12.
4) مرا تا روزى كه برانگيخته شوند مهلت ده. سوره اعراف (7): آيه 14.
5) قلب خود را قبله زبانت قرار ده؛ جز با اشاره قلب و موافقت قل و رضاى ايمان زبان مجنبان. مصباح الشريعه، باب 5 (فى الذكر). مستدرك الوسائل، كتاب الصلوه تابواب الذكر، باب النوادر، حديث 2.
6) اصول كافى، ج 4، ص 405، كتاب فضل القرآن، باب فضل حامل القرآن، حديث 4.
7) اصول كافى، ج 3، ص 137، كتاب الايمان و الكفر، باب الاقتصاد فى العباده، حديث 2.
8) آنان كه بر نمازهايشان محافظت دارند. سوره معارج (70): آيه 34؛ سوره مومنون (23)، آيه 9.
9) نفس نفس كردن، سبقت گرفتن.
10) خود را به اكراه به عبادت وادار مسازيد. اصول كافى، ج 3، ص 129، كتاب الايمان و الكفر، باب استواء العمل و المداومه عليه، حديث 3.
11) اى على! اين دين متين و استوار است؛ با رفق و مدارا در آن گام نه و پرستش پروردگارت را مبغوض خود مكن. اصول كافى، ج‏3، ص 138، كتاب الايمان و الكفر، باب الاقتصاد فى العباده، حديث 6.
12) هنگامى كه قلوب نشاط و بهجت دارند به آنها امانت بسپاريد؛ و وقتى كه گريزان‏اند آنها را واگذاريد. بحار الانوار، ج 75، ص 377، كتاب الروضه، باب 29، حديث 3.
13) بحار الانوار، ج 100، ص 220، كتاب العقود و الايقاعات ابواب النكاح باب 1، حديث 14. به نقل از امالى شيخ طوسى، ج 2، ص 132.
14) همان، حديث 18 و 35. به نقل از روضه الواعظين، ص 373؛ و نوادر راوندى، ص 12.
15) وسائل الشيعه، ص 15، كتاب النكاح، باب 2، حديث 6.
16) آنچه را كه خدا بر شما حلال فرموده حرام مكنيد و ستم مكنيد كه خدا ستمكاران را دوست نمى‏دارد. و بخوريد از آنچه خدا روزى شما كرده حلال و پاكيزه و از خدا بپرهيزيد، خدايى كه شما به او ايمان آورده‏ايد. سوره مائده (5)، آيه 87. وسائل الشيعه، ص 15، كتاب النكاح، باب 2، حديث 8.
17) اصول كفاى، ج 3، ص 138، كتاب الايمان و الكفر، باب الاقتصاد فى العابده، حديث 5.
18) همان، حديث 4.
19) همان، حديث 1.
20) همان، حديث 2.
21) بگو هر كس به سرشت خود عمل مى‏كند. سوره اسراء (17): آيه 84.
22) از حى قيومى كه نمى‏ميرد به سوى حى قيومى كه نمى‏ميرد. اما بعد، من چون به هر چيز گويم باش، پس (موجود) مى‏شود. تو را (نيز) چنان قار دادم كه به (هر) چيز بگويى باش موجود شود. آن گاه رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: احدى از اهل بهشت به چيزى نمى‏گويد باش مگر آنكه (موجود) شود. علم اليقين، ج 2، ص 1061 (با اندكى اختلاف
23) بحار الانوار، ج 74، كتاب الروضه، باب 4، حديث 3، مكارم الاخلاق، ص 459.
24) وسائل الشيعه، ج 4، ص 688، كتاب الصلوه، ابواب افعال الصلوه، باب 3، حديث 6.
25) بحار الانوار، ج 81، ص 249، كتاب الصلوه، باب 16، حديث 41.
26) مستدرك الوسائل، كتاب الصلوه، ابواب افعال الصلوه، باب 2، حديث 20.
27) همان، حديث 13.
28) بحار الانوار، ج 81، ص 260، كتاب الصلوه، باب 16، حديث 59.
29) مستدرك الوسائل، كتاب الصلوه، ابواب افعال الصلوه، باب 2، حديث 22.
 30) وسائل الشيعه، ج 4، ص 687، كتاب الصلوه، ابواب افعال الصلوه، باب 3، حديث 3.
 31) همان، حديث 1.
32) علل الشرايع، ج 2، ص 327، باب 24، حديث 2.
33) مستدرك الوسائل، كتاب الصلوه، ابواب افعال الصلوه، باب 3، حديث 7.
 34) بحارالانوار، ج 74، ص 82، كتاب الروضه، باب مواعظ النبى، حديث 2.
 35) مسدود
36) چيزى را نديدم مگر آنكه خدا را در آن و با آن ديدم. منقول از امير المؤمنين (عليه السلام). علم اليقين، ج 1ت ص 49.
 37) گاهى بر دلم غبارى مى‏نشيند و من هر روز هفتاد بار از خدا آمرزش مى‏طلبم. منقول از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم)، مستدرك الوسائل، كتاب الصلوه، ابواب الذكر، باب 22، حديث 1.
 38) آينه.

39) قسمتى از سخن موسى (عليه السلام) با خانواه‏اش. اذ را ناراً فقال لاهله امكثوا انى آنست ناراً... سوره طه (20): آيه 10؛ سوره نمل (27): آيه 7.
 40) شعر از حافظ است.
41) سوره مائده (5): آيه 6.
 42) سوره توبه (9)، آيه 108.
 43) وسائل الشيعه، باب وضو.
44) ديه جراحت اندك و خراش ناچيز.
45) سوره اعراف (7): آيه 26.
 46) موجودات قابل مشاهده.
47) سوره نمل (28): آيه 62.
 48) سوره نمل (28): آيه 62.
 49) سوره نمل (28): آيه 62.
 50) سوره نمل (28): آيه 62.
 51) مقصود ملا محسن فيض كاشانى است.
52) بحارالانوار، ج 82، ص 193، باب 1 (قسمت اول حديث).
53) آگاه باشيد كه دين خالص فقط از آن خدا است. سوره زمر (38): آيه 3.
54) بجا آوردن، انجام دادن.
55) از جمله وسائل الشيعه، ج 1، ص 45، ابواب مقدمه العبادات، روايات باب 9، و نيز اصول كافى، ج 3، ص 131، كتاب الايمان و الكفر، باب العباده، روايت 5.
56) اندكى. 57) مصباح المتهجد، ص 778؛ مفاتيح الجنان، دعاى كميل.
58) سوره يس (36): آيه 83.
59) سوره فاطر (35): آيه 13؛ سوره زمر (39): آيه 6.
60) سوره ملك (67): آيه 1.
61) بخشى از آت 82 و 83 سوره ص: قال فبعزتك لاغوينهم أجمعين الا عبادك منهم المخلصين ؛ پس به عزت تو قسم همه آنها مگر بندگان مخلص تو را گمراه خواهم كرد.
62) مصباح المتهجد، ص 778؛ مفاتيح الجنان، دعاى كميل.
63) سوره يس (36): آيه 83
64) سوره فاطر (35): آيه 13؛ سوره زمر (39): آيه 6.
 65) سوره ملك (67): آيه 1.
66) بخشى از آت 82 و 83 سوره ص: قال فبعزتك لاغوينهم أجمعين الا عبادك منهم المخلصين ؛ پس به عزت تو قسم همه آنها مگر بندگان مخلص تو را گمراه خواهم كرد.
67) آيا در قرآن تدبر نمى‏كنند، يا دلهايشان قفل است. سوره محمد (47): آيه 24.
68) اصول كافى، ج 3، ص 26، كتاب الايمان و الكفر، باب الاخلاص، ح 5.
69) من بهتر از اويم، مرا از آتش و او را از گل آفريدى، سوره اعراف (7): آيه 12.
70) مؤمنان كسانى اند كه چون نام خدا در ميان آيد دلهايشان بيمناك گردد و چون آيات خدا بر آنان تلاوت شود بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگارشان توكل دارند. سوره انفال (8): آيه 2.
 71) من نماز را بين خود و بنده‏ام تقسيم كرده‏ام؛ نيمى از آن من است و نيمش از آن بنده‏ام. پس چون بنده گفت: بسم الله الرحمن الرحيم ، خدا گويد: بنده‏ام مرا ياد كرد. و چون بنده گفت: الحمدلله، خدا فرمايد: بنده‏ام مرا سپاس گزارد و ستايش گفت. و اين است معنى سمع الله لمن حمده. و چون گفت: الرحمن الرحيم، خداوند گويد: بنده‏ام مرا تعظيم كرد و چون گفت: مالك يوم الدين، خدا گويد: بنده‏ام مرا تمجد كرد. (و در روايتى ديگر: كار خود را به من واگذار كرد.) و چون گفت: اياك نعبد و اياك نستعين، خدا مى‏فرمايد: اين بين من و بنده من است. و چون گفت: اهدنا الصراط المستقيم خداوند مى‏فرمايد: اين از آن بنده من است و بنده‏ام آنچه بخواهد از آن اوست. المحجه البيضاء، ج 1، ص 388. بحار الانوار، ج 92، ص 226. و صحيح مسلم، ج 2، ص 92. با تفاوت در عبارات.
72) وفا كنيد به عهد من تا به عهد شما وفا كنم. سوره بقره (2): آيه 40.
73) و خدا همه معانى (اسماء) را به آدم آموخت. سوره بقره (2): آيه 31.
74) چون خواستى قرآن بخوانى از شيطان به خدا پناه ببر. همانا او را بر كسانى كه ايمان آورده‏اند و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند چيرگى و سلطه نيست. شيطان بر كسانى فرمانروايى دارد كه او را دوست خود گرفته‏اند و كسانى كه به خدا شرك ورزيده‏اند سوره نحل (16): آيات 98 - 100.
 75) نردبان.
76) چون مرا گمراه كردى بر سر راه راست تو در كمينشان خواهم نشست. سوره اعراف (7): آيه 16.
 77) 1. ذكر بسم الله الرحمن الرحيم
78) 2. در كتاب توحيد از امام رضا (عليه السلام) روايت شده است كه وقتى تفسير بسمله (بسم الله) از حضرتش سؤال شد، فرمود: معناى اينكه گوينده مى‏گويد بسم الله اين است كه من بر خود سمه (نشانه‏اى) از سمات خدا مى‏نهم؛ و آن نشانه، عبادت است. راوى گفت پرسيدم: سمه يعنى چه؟ فرمود: نشانه. التوحيد، ص‏229، باب 31، حديث 1، معانى الاخبار، ص‏3.
79) 1. به سوى فرعون برويد كه همانا سركشى كرده، پس با او سخن نرم بگوييد شايد متذكر شود يا بترسد. سوره طه(20): آيه 43 و 44.
80) بحار الانوار، ج‏92، ص‏238، سه حديث در اين باب آورده است.
81) قولنا نقطه تحت الباء و اگر اشكال شود كه در رسم الخط كوفى كه در وقت نزول قرآن كريم متعارف بوده نقطه وجود نداشته است مى‏توان گفت كه اين به حقيقت و واقعيت ضرر نرساند گر چه نقش در ظهور متأخر باشد كه آن را تأثيرى در حقايق نيست بلكه در صحت اين ادعا به طور مطلق نيز دليلى قانع كننده نيست و مجرد تعرف دليل بر عدم مطلق نيست، تامل.
82) انا النقطة تحت الباء. اسرار الحكم، ص‏559.
 83) تفسير صافى، ج‏2، ص‏779، ذيل آيه شريفه عن النبأ العظيم.
84) مقابل.
85) نماز وسيله تقرب هر پرهيزكار (به خدا) است. فروع كافى، ج‏3، ص‏265، كتاب الصلوة، باب فضل الصلوة، حديث‏6. 86) هيچ شكى در اين كتاب نيست و آن هدايت براى پرهيزكاران است.سوره بقره(2) آيه 2.
87) هيچ بنده‏اى براى خدا به حقيقت ركوع نكند مگر آنكه خداوند تعالى او را به نور جمال خود يبارايد و در سايه كبريايش جاى دهد و جامه برگزيدگانش بپوشاند. ركوع اول است، و سجود دوم. هر كس حقيقت اول را به جاى آورد، شايستگى دومى را يافته است. در ركوع ادب (عبوديت) است و در سجود قرب (به معبود)؛ و كسى كه به نيكى ادب نگزارد، قرب را نشايد. پس ركوع كسى را به جاى آر كه با دل خاضع براى خدا و تحت سلطه او ذليل و بيمناك است و اعضاى خود را از اندوه و ترس آنكه از بهره ركوع كنندگان بى نصيب گرديده فرود مى‏آورد. و حكايت شده كه ربيع بن خثيم با يك ركوع شب را به صبح مى‏رساندو چون بامداد مى‏شد قامت راست مى‏كرد (خ ل: ناله مى‏كرد) و مى‏گفت: آه، مخلصان پيشى گرفتند و ما از راه مانديم. و ركوعت را كامل كن به اينكه پشت خود را راست نگه دارى؛ و از سر اينكه به همت خويش قيام به خدمت او كنى در گذر كه جز به يارى او (اين تو را ميسر نگردد). وقلباً از وساوس شيطان و خدعه‏ها و نيرنگ هايش بگريز كه خداوند تعالى مرتبه بندگان خود را به قدر تواضع ايشان بلند مى‏دارد؛ و بدان اندازه كه عظمت او بر باطن بندگان خود را به قدر تواضع ايشان بلند مى‏دارد؛ و بدان اندازه كه عضمت او كه بر بر باطن بندگان آشكار گردد به راه هيا فروتنى و كرنش (در برابر خود) هدايتشان مى‏فرمايد. مصباح الشريعه، ص‏12، بحارالانوار، ج‏82، ص‏108. 88) آنان كه در راه ما جهاد كنند هر آينه ايشان را به راههاى خود هدايت مى‏كنيم. سوره عنكبوت (29): آيه 69.
89) بينى را بر خاك نهادن.
90) به همان گونه كه در آغاز آفريدتان باز مى‏گرديد. سوره اعراف (7): آيه 29.
91) بحار الانوار، ج 15، ص 15: فتحن الاولون و نحن الاولون و نحن الاخرون صحيح مسلم، ج 2، ص 585 و صحيح بخارى، ج 1، ص 36. نحن الاخرون و نحن السابقون نقل كرده‏اند.
92) لا اله الله الحليم الكريم .... وسائل الشيعه، ج 4، ص 906، كتاب الصلوه، ابواب القنوت، باب 7، حديث 4. مستدرك وسائل الشيعه، كتاب الصلوه، ابواب القنوت، باب 6 حديث 4 و 9.
93) روايات متعددى - در حد استفاضه - وارد شده است كه اگر به كسى خبر برسد (بشنود يا در جايى بخواند) كه انجام عملى ثواب و پاداش دارد و او آن عمل را انجام بدهد. بدان عمل مثاب و ماجور خواهد بود اگر چه آن خبر صحيح نباشد. اين روايات به اخبار من بلغ معروف است؛ و مفاد مضمون آنها را تسامح در ادله سنن گويند. رجوع شود به بحار الانوار، ج 2، ص 256، كتاب العلم، باب 30، اصول كافى، ج 3، ص 139، كتاب الايمان و الكفر، باب من بلغه ثواب من الله على عمل.
94) التوحيد، باب اسماء الله تعالى باب 29، حديث 14.
95) از عادت او نيكويى كردن است و از خوى او تفصل
96) بارالها، كمال بريدگى (از متعلقات دنيوى) براى توجه به خودت ارزانيم فرما... بحار الانوار، ج 91، ص 99، مفاتيح الجنان، مناجات شعبانيه.
97) فروع كافى، ج 3، ص 343، كتاب الصلوه، باب التعقيب بعد الصلوه و الدعات حديث 14.
98) بحار الانوار، ج 83، ص 332. ثواب الاعمال، ص 149 وسائل الشيعه، ج 4، ص 1024 كتاب الصلوه ابواب التعقيب، باب 9، حديث 2.
 99) بحار الانوار، ج 24، ص 239؛ الخصال، ج 2، ص 394، باب 7.
 100) خداى من! اگر من شايسته رحمت تو نيستم تو اهل آن هستى كه با فضل شاملت بر من كرم نمايى. خداى من! در دنيا گناهانى از من پوشانيدى و من نيازمندترم به اينكه در آخرت آن گناهان را بپوشانى.... (قسمتى از مناجات شعبانيه)
101) مطابق با 30 فروردين 1321 هجرى شمسى.



:: ادامه مطلب
3-29 : ختم و دعا
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : جمعه 27 بهمن 1391 

بار خداوند كه ما بندگان ضعيف را بى سابقه خدمت و طاعتى به احتياج به بندگى و عبادتى با تفضل و عنايت و محض رحمت و كرامت لباس هستى پوشانيدى، و به انواع نعمت‏هاى روحانى و جسمانى و اصناف رحمت‏هاى باطنى و ظاهرى مفتخر فرمودى، بى آن كه از نبود ما خللى در قدرت و قوت تو راه يابد، يا از بود ما به عظمت و حشمت تو چيزى افزايد، اكنون كه سرچشمه رحمانيت تو جوشيد و چشم خورشيد جمال جميل تو درخشيد و ما را به بحار رحمت مستغرق و به انوار جمال منور فرمود، نقايص و خطيئات و گناهان و تقصيرات ما را نيز به نور توفيق باطنى و دستگيرى و هدايت سرى جبران فرما، و دل سر تا پا تعلق ما را از تعلقات دنياويه برهان و به تعلق به عز قدس خود آراسته نما.
با الها! از طاعت ما ناچيزان بسطى در ملك تو حاصل نشود، و از سرپيچى ما نقصى در مملكتت راه نيابد، و از عذاب و شكنجه گناهكاران نفعى به تو عايد نگردد، و از بخشش و رحمت افتادگان نقصانى در قدرت تو حاصل نشود، عين ثابت خطاكاران طالب رحمت است و فطرت ناقصان طلبكار تماميت، تو خود با لطف عميم با ما رفتار فرما به سوء استعداد ما نظر فرما.
الهى، ان كنت غير مستاهل لر حمتك، فانت اهل ان نجود على بفضل سعتك. الهى، قد ستزت على ذنوبا فى الدنيا، وانا احواج الى سترها على منك فى الاخرى. اهلى هب لى كمال الانقطاع اليك، وانز ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتى تخرق ابصار القلوب حجب النور، فتصل الى معدن العظمه(100)
تا اينجا به تقدير الهى - جل و علا - كلام ما ختم شد، حامداً شاكراً على نعمائه، مصلياً علبى محمد و آله الطاهرين.
به تاريخ روز دوشنبه دوم ربيع الثانى هزار و سيصد و شصت و يك (1361) قمرى.(101)



:: ادامه مطلب
3-28 : تعقيب
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : جمعه 27 بهمن 1391 

از جمله تعقيبات شريفه، تسيبحات صديقه طاهره (عليه السلام) است كه رسول خدا (صلى‏الله‏عليه‏وآله) و آن معظمه تعليم فرمود. و آن افضل تعقيبات است. در حديث است كه اگر چيزى افضل از آن بود، رسول خدا (صلى‏ الله ‏عليه ‏وآله) آن را به فاطمه (عليه السلام) عطا مى‏فرمود(97) و از حضرت صادق (عليه السلام) مروى است كه اين تسبيحات در هر روز در تعقيب هر نمازى پيش من محبوبتر است از هزار ركعت نماز در روز.(98).
عبد سالك بايد در تعقيب نماز قدرى تفكر كند در نقص خود و عبادت خويش و غفلت‏هاى در حال حضور، كه خود گناهى است در مذهب عشق و محبت؛ و حرمان خود را از حظوظ حضور و محضر مقدس حق - جل جلاله - به نظر آورد، و در تعقيبات، كه خود فتح باب ديگرى است از رحمت - تبارك و تعالى - به اندازه ميسور جبران كند، و اين اذكار شريفه را به قلب برساند و دل را به آنها زنده كند؛ شايد خاتمه‏اش به حسن و سعادت مختوم شود.
و چون صبح افتتاح اشتغال به كثرات و ورود در دنيا است و با مخاطره اشتغال به خلق و غلفت از حق انسان مواجه است. خوب است انسان سالك بيدار در اين موقع باريك براى ورود در اين ظلمتكده تاريك به حق تعالى متوسل شود و به حضرتش منقطع گردد.
و چون خود را در آن محضر شريف آبرومند نيم بيند، به اولياء امر و خفراى زمان و شفعاء انس و جان، يعنى رسول ختمى (صلى‏الله‏عليه‏وآله) و ائمه معصومين (عليه السلام)، متوسل گردد و آن ذوات شريفه را شفيع و واسطه قرار دهد.
و چون براى هر روزى خفير و مجيرى است، پس روز شنبه به وجود مبارك رسول خدا (صلى‏الله‏عليه‏وآله)، و روز يك شنبه به حضرت امير المومنين (عليه السلام)، و روز دوشنبه به امامان همامان سبطان (عليه السلام)، و روز سه شنبه به حضرات سجاد و باقر و صادق (عليه السلام) و روز چهارشنبه به حضرات كاظم و رضا و تقى و نقى (عليه السلام)، و روز پنجشنبه به حضرت عسكرى (عليه السلام)، و روز جمعه به ولى امر عجل الله فرجه الشريف، متلعق است(99) مناسب آن است كه در تعقيب نماز صبح براى ورود در اين بحر مهلك ظلمانى و دامگاه مهيب شيطانى، متوسل به خفراى آن روز شود و با شفاعت آنها، كه مقربان بارگاه قدس و محرمان سراپرده انسند، از حق تعالى رفع از حق تعالى رفع شر شيطان و نفس اماره بالسوء راطلب كند، و در اتمام و قبول عبادات ناقصه و مناسك غير لايقه، آن بزرگان را واسطه قرار دهد.
البته حق تعالى شانه چنانچه محمد (صلى‏الله‏عليه‏وآله) و دودمان او را وسايط هدايت و راه ناهاى ما مقرر فرموده و به بركات آنها امت را از ظلالت و جهل نجات مرحمت فرموده، به وسيله و شفاعت آنها قصور ما را ترميم و نقص ما را تتميم فرمايد و اطاعات و عبادات ناقابل ما را قبول مى‏فرمايد. انه ولى الفضل و الانعام و تعقيبات ماثوره در كتب ادعيه مذكور، و هر كس مناسب با حال خود انتخابى كند و اين سفر شريف را به خير و سعادت به اتمام رساند.



:: ادامه مطلب
3-27 : آداب قلبيه قنوت
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : جمعه 27 بهمن 1391 

و آن به همين كيفيت خاصه كه بين اماميه رضوان الله عليهم متعارف است مى‏باشد؛ يعنى، متقوم است به بلند نموده دست را در حذاء وجه، و بسط باطن كفها را طرف آسمان و خواندن ادعيه ماثوره يا غير ماثوره و جايز است دعا نمودن به هر زبان عربى يا غير آن. و عربى احوط و افضل است.
و فقها فرموده‏اند افضل ادعيه در آن، دعا فرج است(92) و دليل فقهى معتدبهى به نظر نويسنده نرسيده بر افضليت؛ ولى مضمون دعا دال بر فضيلت تامه آن است. زيرا كه مشتمل بر تهليل و تسبيح و تحميد است كه روح توحيد است؛ چنانچه بيان آن شد. و نيز مشتمل بر اسماء بزرگ الهى است از قبيل: الله، الحكيم، الكريم، العلى، العظيم، الرب و نيز مشتقل بر ذكر ركوع و سجود است؛ و نيز مشتمل بر اسماء ذات و صفات و افعال است؛ و نيز مشتمل است بر مراتب تجليات حق - جل و علا - و نيز مشتمل است بر سلام بر مرسلين، گرچه احتياط ترك آن است، ولى اقوى جواز است؛ و نيز مشتمل است بر صلوات بر پيغمبر و آل او عليهم السلام.
گويى اين دعاى شريف با اين اختصار مشتمل به تمام وظايف ذكريه صلوه است.
و از گفته فقها رضوان الله عليهم نيز اثبات افضليت توان كرد، يا به واسطه تسامح در ادله سنن(93) گر چه نويسنده كه مبناى اجماع در نظر متاخرين است.
و از ادعيه شريفه كه بسيار فضيلت دارد و نيز مشتمل بر آداب مناجات نبده با حق است و مشتمل بر تعداد عطاياى كامله الهيه است كه به حال قنوت كه حال مناجات و انقطاع به حق است تناسبى تام دارد و بعضى از مشايخ بزرگ رحمه الله بر آن تقريباً مواظبت داشت. دعاى يا من اظهر الجميل است كه از كنوز عرش است. و تحفه حق براى رسول خداست؛ و براى هر يك از فقرات آن فضايل و ثواب‏هاى بسيار است؛ چنانچه در توحيد شيخ صدوق رحمه الله است.(94)
مى‏خواهد از سنخ معارف الهيه و طلب فتح باب مناجات و انس و خلوت و انقطاع به سوى او باشد؛ و از طلب دنيا و امور خسيسه حيوانيه و شهوات نفسانيه احتراز كند، و خود را در محضر پاكان شرمسار ننمايد و در محفل ابرار بى مقدار نكند.
اى عزير! قنوت دست شستن از غير حق و اقبال تام به عز ربوبيت پيدا كردن است، و كف خالى و سوال به جانب غنى مطلق در از نمودن است؛ و در اين حال انقطاع؛ از بطن و فرج سخن راندن و از دنيا ياد كردن كمال نقصان و تمام خسران است.
جانا! اكنون كه از وطن خود دور افتادى و از مجاورت احرار محجور شدى و گرفتار اين ظلمتكده پر رنج و محن گرديدى، خود چون كرم ابريشم بر خود متن.
عزيزا! خداى رحمن فطرت تو را به نور معرفت و نار عشق تخمير نموده، و به انوارى چون انبياء و عشاقى مانند اولياء مويد فرموده اين نار را به خاك و خاكستر دنياى دنى منطفى نكن، و آن نور را به كدورت و ظلمت توجه به دنيا كه دار غربت است مكدر ننما؛ باشد كه اگر توجهى به وطن اصلى كنى و انقطاع به حق با از حق طلب كنى و حالت هجران و حرمان خود را با دلى دردناك به عرضش برسانى و احوال بيچارگى و بينوايى و گرفتارى خويش را اظهار كنى، مددى غيبى رسد و دستگيرى باطنى شود و جبران نقايص گردد، اذ من عادته الاحسان و من شيمته التفصل(95)
اگر از فقرات مناجات شعبانيه امام متقين و امير مومنين و اولاد معصومين او (عليه السلام) كه امامان اهل معارف و حقايقند، در قنوت بخوانى، خصوصاً آنجا كه عرض مى‏كنند: الهى هب لى كمال الانقطاع اليك ....(96) ولى با حال اضطرار و تبتل و تضرع نه با دل مرده چون دل نويسنده، بسيار مناسب اين حال است.



:: ادامه مطلب
3-26 : آداب سلام
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : جمعه 27 بهمن 1391 

بدان كه عبد سالك چون از مقام سجود، كه سر او فنا است. به خود آمد و حالت صحو و هشيارى براى او دست داد و از حال غيبت از خلق به حال حضور رجوع كرد، سلام دهد به موجودات، سلام كسى كه از سفر و غيبت مراجعت نموده. پس در اول رجوع از سفر، سلام به نبى اكرم دهد؛ زيرا كه پس از رجوع از وحدت به كثرت، اول حقيقت تجلى حقيقت ولايت است نحن الاولون السابقون(91) و پس از آن، به اعيان ديگر موجودات به طريق تفصيل و جمع توجه كند.
و كسى كه در نماز، غايب از خلق نبوده و مسافر الى الله نشده، براى او سلام حقيقت ندارد و جز لقلقه لسان نيست. پس، ادب قبلى سلام به ادب جميع صلوه است؛ و اگر در اين نماز، كه حقيقت معراج است، عروجى حاصل نشده و از بيت نفس خارج نشده، سلام براى او نيست. و نيز در اين سفر اگر سلامت از تصرفات شيطان و نفس اماره بود، و در تمام اين معراج حقيقى قلب را علتى نبود، سلام او حقيقت دارد والا لا سلام له.
آرى، سلام بر نبى (صلى‏ الله‏ عليه ‏وآله) بنابراين، سلام با حقيقت است؛ زيرا كه او در اين سفر معراجى و در اين سير الى الله صعوداً و نزولاً متصف به سلامت است و در تمام سير از تصرفات غير حق عارى و برى است.



:: ادامه مطلب
3-25 : آداب تشهد
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : جمعه 27 بهمن 1391 

بدان كه شهادت به وحدانيت و رسالت در اذان و اقامه، كه از متعلقات نماز و مهيئات ورود در آن است، و در تشهد كه خرج از فناء به بقاء و از وحدت به كثرت و در آخر نماز است. عبد سالك را متذكر كند كه حقيقت صلوه حصول توحيد حقيقى، و شهادت به وحدانيت از مقامات شامله است، كه با سالك از اول صلوه تا آخر آن است.
و نيز در آن، سر اوليت و آخريت حق - جل وعلا - است. و نيز در آن سر عظميى است كه سفر سالك من الله ولى الله است كما بداكم تعودون(90)
پس سالك بايد همه مقامات توجه اين مقصد باشد و حقيقت و حدانيت و الوهيت حق را به قلب برساند؛ و قلب را در اين سفر معراجى الهى كند تا شهادتش حقيقت پيدا كند و از نفاق و شرك منزه گردد.
و در شهادت به رسالت نيز اشاره به آن شايد باشد كه دستگيرى ولى مطلق و نبى ختمى در اين معراج سلوكى از مقامات شامله است، كه بايد سالك در تمام مقامات متوجه آن باشد و سر ظهور اوليت و آخريت كه از مقامات ولايت است، از براى اهلش واضح گردد.
و بايد دانست كه فرق است شهادت در اول نماز، و شهادت در تشهد؛ زيرا كه آن، شهادت قبل از سلوك است و شهادت تعبدى يا تعقلى است، و اين شهادت پس از رجوع است و آن شهادت تحققى يا تمكنى است. پس شهادت تشهد را خطر عظيم است. زيرا كه در آن دعوى تحقق و تمكن است و دعوى رجوع به كثرت است بى احتجاب.
و چون اين مقام شامخ براى امثال ما حاصل نيست، بلكه با اين حال كه اكنون داريم متوقع نيز نيست، ادب در حضرت بارى آن است كه قصور خود و ذلت و نقص و عجز و بيچارگى خويش را در نظر آريم و با حال شرمسارى به بارگاه قدس متوجه شده عرضه داريم:
با الها! ما از مقامات اولياء و مدارج اصفياء و كمال مخلصين و سلوك سالكين، حظى جز الفاظى چند نداريم؛ و از جميع مقامات به قيل و قال قناعت نموديم كه نه از آن كيفيتى حاصل شود نه حال.
بار خدايا! حب دنيا و تعلقات آن ما را از بارگاه قدس محفل انس تو محجوب نموده؛ مگر تو با لطف خفى خود از ما افتادگان دستگيرى فرمايى و جبران ماسبق را فرمايى، تا بلكه از خواب غفلت انگيخته شده راهى به محضر قدس پيدا كنيم.



:: ادامه مطلب
 

 


 
» تعداد مطالب : 2884
» کل نظرات : 135
» بازديد کل : 2324023
» تاريخ ايجاد وبلاگ :
شنبه 30 دی 1391 
» آخرين بروز رساني :
سه شنبه 19 دی 1396