| وب سایت تخصصی نماز | آغاز شد این دفتر برای کسانی که میخواهند محبوب خدا شوند ....قربه الی الله .... برای محبوب شدن نزد خدا چند قدم بیشتر فاصله نداریم .... یاعلی « ارزنـــده تـرین گــوهر مصـود نـــماز است / زیبنــده تـرین هــدیه معبـود نـــماز است / ای دوست بگـو تـا همـه ی خـلق بداننـد / مقصود حق از خلقت موجود نـماز است. »
 
داستان آيه 84 : خداوند كوثر عطا مى كند
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 29 بهمن 1391 

خداوند متعال ؛ اين سوره كوثر خطاب به نبى اكرم (ص ) فرمود: ((انا اعطيناك الكوثر)) ((اى رسول حق ما به تو كوثر عطا كرديم . (503)
در كتب تفسير از چند چيز به عنوان ((كوثر)) ياد شده است از جمله 1- خير كثير 2- نهرى در بهشت 3 - نبوت 4 - فرزندان بسيار از نسل زهراى اطهر عليه اسلام 5 - قرآن 6 - شفاعت 7 - اسلام 8 - علماى دين و اصحاب و ياران وفادار و... هر يك از موارد مذكور مصداقى براى ((كوثر)) است و ممكن است كوثر شامل همه اينها باشد.
آنچه مسلم است ، خداوند مهربان خير كثير و نعمتهاى فراوانى در دنيا و آخرت به پيامبر عزيز اسلام عليه السلام عطا كرده و خواهد كرد و او بايد در برابر اين همه نعمت ، شكر گزارى كند. خداوند به او فرمان مى دهد: ((فصل لربك و انحر)) (504) براى شكر اين نعمتها نماز بخوان و قربانى كن (505)
در سوره مباركه كوثر يكى از معانى آن (فرزندان بسيار از نسل زهراى اطهر عليه السلام مى باشد، پس كوثر از وجود مبارك فاطمه زهرا عليهاالسلام سرچشمه مى گيرد. رسول خدا(ص ) مى باشد. تا اينكه فرمود: زمانى كه در محرابش در مقابل پروردگار جل جلاله مى ايستد، نورش براى ملائك پرتو افكنى مى كند، آنچنان كه ستارگان آسمان براى اهل زمين نوز مى افكنند. و خداوند متعال به ملائكه مى فرمايد: اى ملائكه من بنگريد به كنيز من ،
فاطمه سيده كنيزانم ، كه در مقابل من به عبادت ايستاد، به طورى كه بدنش از ترس مقام من مى لرزد و با تمام وجود و قلبش ‍ بر عبادت و اطاعتم رو آورده ، شما فرشتگان را شاهد مى گيرم كه شيعيان فاطمه عليهاالسلام را از آتش جهنم ايمن گردانم .

از حسن بصرى نقل شده كه مى گفت : حضرت فاطمه عليها السلامّ عابدترين امت بود و در عبادت حق تعالى آن قدر بر پا مى ايستاد كه پاهاى مباركش ورم مى كرد. (506)



:: ادامه مطلب
آيه 84 : نماز بهترين راه ،براى شكر
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 29 بهمن 1391 

فصل لربك و انحر (496)
ترجمه : پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن .
تفسير آيه  
آرى بخشنده نعمت او است ،بنابراين نماز و عبادت و قربانى كه آن هم نوعى عبادت است براى غير او معنى ندارد، مخصوصا با توجه به مفهوم (( رب )) كه حكايت است از تداوم نعمتها و تدبير و ربوبيت پروردگار مى كند.
اما بايد در يك سخن كوتاه بگوئيم (( عبادت )) خواه به صورت نماز باشد يا قربانى كردن مخصوص (( رب )) و ولى نعمت است ، و او منحصرا ذات پاك خداست اين نعمتهاى خود از خدا مى دانستند و به هر حال تعبير ((لربك )) دليل روشنى است بر مساله لزوم قصد و قربت در عبادات .
بسيار از مفسران معتقدند كه منظور روز عيد قربان ، و قربانى كردن در همان روز است ،ولى ظاهرا مفهوم آيه عام و گسترده اى است هر چندت نماز و قربانى روز عيد يكى از مصداقهاى روشن آن است .
اما تعبير كلمه ((وانحر )) در آيه از ماده (( نحر )) كه مخصوص كشتن شتر است ،شايد به خاطر اين است كه در ميان قربانيها شتر از اهميت بيشترى برخوردار بود،و هر مسلمانان نخستين علاقه بسيار به آن داشتند، و قربانى كردن شتر بدون ايثار و گذشت ممكن نبود. (497)
در اينجا دو تفسير ديگر براى آيه فوق بيان كردند:
1- منظور از جمله (( وانحر ))رو به قبله ايستادن به هنگام نماز است چرا كه ماده ((نحر )) به معنى گلوگاه مى باشد.
2- منظور بلند كردن دستها به هنگام تكبير و آوردن آن در مقابل گلوگاه و صورت است در حديثى از پيامبر صلى الله عليه مى خوانيم هنگاميكه اين سوره كوثر نازل شد پيامبر اكرم صل الله عليه و آله از جبرئيل سوال كرد فرمود منظور از كلمه ((وانحر )) در آيه چيست ؟ كه پروردگار مرا به آن مامور ساخته است ؟جبرئيل عرض كرد كه خداوند به تو دستور مى دهد هنگامى كه وارد نماز مى شوى موضع تكبير ،دستها را بلند كن ،و همچنين هنگامى كه ركوع مى كنى يا سر از ركوع بر مى دارى ،و يا سجده مى كنى ، چرا كه نماز ما و نماز فرشتگان در هفت آسمان همين گونه است و براى هر چيزى زينتى است و زينت نماز بلند كردن دستها در هر تكبير است .(498)
و در حديثى از امام صادق عليه السلام مى خوانيم كه در تفسير اين آيه با دست مباركش اشاره كرده و فرمود:منظور اين است كه دستها را اينگونه در آغاز بلند كنى به طور كه كف آنها رو به قبله باشد. (499)
شأن نزول  
((عاص بن وائل )) كه از سران مشركان بود،پيغمبر اكرم صل الله عليه و آله را به هنگام خارج شدن از مسجد الحرام ملاقات كرد،و مدتى با حضرت گفتگو نمود،گروهى از سران قريش در مسجد نشسته بود و اين منظره را از دور مشاهده كردند ،هنگامى كه (( عاص بن وائل ))وارد مسجد شد به او گفتند به كه صحبت مى كردى ؟ گفت :با اين مرد ((ابتر ))! اين تعبير را به خاطر اين انتخاب كرد كه (( عبدالله )) پسر پيغمبر اكرم صل الله عليه و آله از دنيا رفته بود، و عرب كسى را كه پسر نداشت (( ابتر )) ((يعنى بلا عقب )) مى ناميد،و لذا قريش اين نام را بعد از فوت پسر پيغمبر براى حضرت انتخاب كرده بود و بعد ( سوره كوثر نازل شد و پيامبر اكرم صل الله عليه و آله را به نعمتهاى بسيار و كوثر بشارت داد،و دشمنان او را ابتر خواند .(500)
توضيح مطلب  
پيغمبر اكرم صل الله عليه و آله دو فرزند پسر از حضرت خديجه داشت يكى ((قاسم ))و ديگرى ((طاهر )) كه او را نيز ((عبدالله مى ناميدند ،و هر دو در مكه از دنيا رفتند و پيامبر اكرم صل الله عليه و آله فاقد فرزند پسر شد،اين موضوع زبان بد خواهان قريش را گشود و كلمه ،((ابتر )) را براى حضرت انتخاب كردند (501)
فضيلت تلاوت اين آيه  
پيامبر اكرم صل الله عليه و آله فرمودند:(( من قراها الله من انهار الجنة ، و اعطى من الاجر بعدد كل قربان قربه العباد فى يوم عيد،و يقربون من اهل الكتاب و المشركين )) هر كس آن را تلاوت كند خداوند او را از نهرهاى بهشتى سيراب خواهد كرد و به عدد هر قربانى كه بندگان در روز عيد ( قربانى مى كنند،و همچنين قربانى هائى كه اهل كتاب و مشركان دارند و به عدد هر يك از آنان اجرى به او مى دهد. (502)



:: ادامه مطلب
داستان آيه 83 : غفلت معاويه در نماز و ابليس
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 29 بهمن 1391 

غفلت معاويه در نماز و ابليس  
معاويه در كاخ خود خوابيده بود. ناگهان مردى او را بيدار كرد. وقتى كه معاويه را ديد، به پشت كاخ رفت و در آنجا پنهان شد. معاويه فرياد زد: تو كيستى كه اين گونه گستاخى كرده و بى اجازه من وارد كاخ شده اى ؟ او گفت : من ابليس هستم ! معاويه گفت : چرا مرا بيدار كردى ؟ شيطان گفت : هنگام نماز است تو را بيدار كردم كه سر وقت به مسجد براى نماز بروى .
معاويه گفت : تو شيطان هستى ، و شيطان خير بندگان را نمى خواهد. آيا ادعاى دزد بر اين كه براى پاسبانى خانه آمده ام درست است ؟! پاسخ داد: تو را از خواب بيدار كردم كه مبادا بخوابى و نمازت قضا شود و با دل شكسته ، آه سوزان بكشى ، كه نمازم قضا شد و به مسجد نرفتم . ارزش اين آه از، از صدها نماز معمولى كه عادت انسان شده ، بالاتر است . خواستم چنين آه و ناله نصيب تو نشود كه مشمول رحمت حق تعالى گردى ! (495)



:: ادامه مطلب
آيه 83 : غافلان نماز
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 29 بهمن 1391 

الذين هم عن صلاتهم ساهون . (493)
ترجمه : آنان كه از نماز غافلند.
تفسير آيه  
منظور آيه آن نمازگزارانى است كه نه ارزشى براى آن قائلند، و نه به اوقاتش اهميتى مى دهند، و نه اركان و شرايط و آدابش را رعايت مى كنند.
((ساهون )) از ماده ((سهو)) در اصل به معنى خطائى كه از روى غفلت سر زند، خواه در فراهم كردن مقدماتيش مقصر باشد يا نه ، البته در صورت اول معذور نيست و در صورت دوم معذور است ، ولى در اينجا منظور سهو توام با تقصير است . بايد توجه داشت كه نمى فرمايد (در نمازش سهو مى كنند) چون سهو در نماز به هر حال براى هر كس واقع مى شود، بلكه مى فرمايد. (از اصل نماز سهو مى كنند) و كل آن را به دست فراموشى مى سپرند.
در اين كه منظور از (( ساهون )) در اينجا چيست ؟ علاوه بر تفسيرى كه در فوق بيان كرديم تفسير ديگرى نيز بيان كردند، از جمله آنكه : منظور تاخير انداختن نماز از وقت فضيلت است . و يا اينكه اشاره به منافقانى است كه نه براى نماز ثوابى معتقد بودند و نه براى ترك آن عقاب .
يا اينكه منظور از ((ساهون )) كسانى است كه در نمازهاى خود ريا مى كنند. البته جمع ميان اين معانى ممكن است هر چند تفسير اول مناسبتر به نظر مى رسد. به هر حال وقتى فراموشى كنندگان شايسته هستند پس آنها كه به كلى ترك نماز گفته و تارك الصلوة هستند چه حالى خواهند داشت ؟ (494)



:: ادامه مطلب
داستان آيه 82 : آخرين پيام امام صادق عليه السلام
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : یک شنبه 29 بهمن 1391 

آخرين پيام امام صادق عليه السلام  
تا چشم ام حميده (مادر امام كاظم عليه السلام ) به ابوبصير - كه براى تسليت گفتن به او به مناسبت شهادت شوهر بزرگوارش امام صادق عليه السلام آمده بود افتاد اشكهايش ‍ جارى شد.
ابوبصير نيز مقدارى گريست همين كه گريه ام حميده ايستاد به ابوبصير
گفت : تو در ساعت احتضار امام حاضر نبودى ، قضيه عجيبى اتفاق افتاد! ابوبصير پرسيد چه قضيه اى ؟ گفت : لحظات آخر زندگى امام بود، امام دقائق آخر عمر خود را طى مى كرد، پلكها روى هم افتاده بود، ناگهان امام عليه السلام پلكها را از روى هم برداشت و فرمود: همين الان جميع افراد خويشاوندان مرا حاضر كنيد.
مطلب عجيبى بود در اين وقت امام دستور داده بود ما هم همت كرديم و همه را جمع كرديم كسى از خويشان و نزديكان امام باقى نماند كه آنجا حاضر نشده باشد همه منتظر و آماده كه امام در اين لحظه حساس ، مى خواهد چه بكند و چه بگويد؟ امام عليه السلام همين كه همه را حاضر ديد، جمعيت را مخاطب قرار داده فرمود: ((شفاعت ما هرگز نصيب كسانى كه نماز را سبك مى شمارند نخواهد شد.)) (492)



:: ادامه مطلب
 

 


 
» تعداد مطالب : 2884
» کل نظرات : 135
» بازديد کل : 2422395
» تاريخ ايجاد وبلاگ :
شنبه 30 دی 1391 
» آخرين بروز رساني :
سه شنبه 19 دی 1396