| وب سایت تخصصی نماز | آغاز شد این دفتر برای کسانی که میخواهند محبوب خدا شوند ....قربه الی الله .... برای محبوب شدن نزد خدا چند قدم بیشتر فاصله نداریم .... یاعلی « ارزنـــده تـرین گــوهر مصـود نـــماز است / زیبنــده تـرین هــدیه معبـود نـــماز است / ای دوست بگـو تـا همـه ی خـلق بداننـد / مقصود حق از خلقت موجود نـماز است. »
 
32 - عبادت نمونه
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : پنج شنبه 8 فروردین 1392 

عبادت حضرت فاطمه زهرا عليها السلام يك عبادت نمونه است. حسن بصرى كه يكى از عباد و زهاد دنياى اسلام است درباره فاطمه زهرا عليها السلام مىگويد: به قدرى دختر پيغمبر صلّى الله عليه و آله عبادت كرد و در محراب عبادت ايستاد كه تورمت قدماها پاهاى آن بزرگوار از ايستادن در محراب عبادت ورم كرد.

    شب ميلاد زهراى بتول است /   ز يمن او دعا امشب قبول است

شب فيض و شب قرآن، شب نور /  شب اعطاى كوثر بر رسول است



:: ادامه مطلب
نماز فرشته ها
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391 
نماز

 آیا فرشتگان هم نماز مى‌خوانند؟

در این كه فرشتگان خداوند متعال را تسبیح و تقدیس مى‌كنند جاى هیچ تردید نیست؛ برخى آیات قرآن كه به تسبیح فرشتگان اشاره فرموده، عبارت است:

1- «وَ‌إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـئِكَةِ... وَ‌نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ‌نُقَدِّسُ لَكَ...؛ به خاطر بیاور، هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: ... ما تسبیح و حمد تو را به جا مى‌آوریم و تو را تقدیس مى‌كنیم.» (بقره/30)

2- « لاَ‌یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلاَ‌یَسْتَحْسِرُونَ * یُسَبِّحُونَ الَّیْلَ وَ‌النَّهَارَ لاَ‌یَفْتُرُونَ؛ فرشتگان، هیچ گاه از عبادتش استكبار نمى ورزند و هرگز خسته نمى‌شوند، شب و روز را تسبیح مى‌گویند و سست نمى‌گردند.» (انبیاء/19و20)

3- « وَالْمَلَـئِكَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ و...؛ فرشتگان، پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا مى‌آورند.» (شوری/5)

از ابن عباس و ابن مسعود نقل شده است كه «تسبیح» فرشتگان، به معناى نماز خواندن آنهاست.

رسول‌اكرم صلى الله علیه وآله به ابوذر فرمود:

«اى ابوذر، هر گاه بنده‌اى وضو بسازد یا تیمم كند، سپس اذان و اقامه بگوید و نماز بخواند، خدا فرشتگان را امر مى‌كند كه پشت سر او صفى تشكیل دهند كه دو طرف آن دیده نشود و به نماز او اقتدا نمایند و به دعاى او آمین گویند.» (وسایل الشیعة، ج5، ص381)


منبع: کتاب پرسمان قرآنی، بااندکی تصرف.

منبع : تبیان

 



:: ادامه مطلب
"تکتف"، بدعتی دیگر در نماز
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 
تکتف

اشاره:

گرفتن دست چپ با دست راست (تکتف) ، چیزی است كه استحباب آن میان فقهای اهل سنت مشهور است .

اما مشهور از شیعه امامیه آن است كه حرام است و نماز را باطل می كند و گروه اندكی از جمله حلبی در كافی گفته اند كه مكروه است.1

با آنكه غیر از مالكیه، مذاهب دیگر خیلی بالا و پایین رفته اند، ولی هیچ دلیلی قانع كننده بر جواز آن در نماز ندارند ، تا چه رسد به اینكه مستحب باشد . بلكه می توان گفت دلیل بر خلاف آنان است و روایاتی كه چگونگی نماز پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را تبیین می كند چه از شیعه چه از اهل سنت، از این نكته خالی است و ممكن نیست پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) در طول زندگی یا اغلب دوران عمر، انجام این مستحب را ترك كرده باشد.

دست به روی دست گرفتن در نماز، بدعتی است كه پس از رحلت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) پدید آمده است . در این مسأله به دو حدیث صحیح، یكی از طرق اهل سنت و دیگری از طرق شیعه تكیه می كنیم:

 

الف: حدیث ابوحمید ساعدی

ابوحمید ساعدی گفت: آیا شما را از كیفیت نماز پیامبر آگاه كنم؟ گفتند: برای چه؟ تو كه بیش از ما و پیش از ما از آن حضرت تبعیت و همراهی نداشته ای؟! گفت: آری . گفتند: پس بیان كن . گفت :

وقتی رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به نماز می ایستاد، دست ها را تا برابر دوش خود بالا می آورد، سپس تكبیر می گفت تا همه اعضایش قرار و آرام می گرفت، قرائت حمد می كرد. تكبیر می گفت و دست ها را تا برابر دوش ها بالا می آورد، سپس به ركوع می رفت، كف دست ها را بر زانوها می گذاشت و سرش را متعادل نگه می داشت، سر بلند می كرد و می گفت: سَمِعَ الله لِمَن حَمِده، دست ها را تا محاذی دوش ها بالا می آورد و كاملاً می ایستاد. الله اكبر می گفت و به سجود می رفت، دست ها را از پهلوهایش فاصله می داد، سر از سجده بلند می كرد، متمایل به روی پای چپ می نشست و هنگام سجود انگشتان پاها را از هم باز می كرد ، دوباره به سجده می رفت و از سجده بر می خاست و الله اكبر می گفت، باز هم متمایل به روی پای چپ قرار می گرفت، ركعت دیگر هم همین گونه عمل می كرد. پس از دو ركعت، تكبیر می گفت و دست ها را تا برابر دوش ها بالا می آورد مثل آنگونه كه در آغاز نماز داشت، بقیه نماز را نیز همین گونه انجام می داد، در سجده آخر كه سلام در آن است، پای چپ را عقب می كشید و خمیده به روی پای چپ می نشست .

همه گفتند: راست می گوید، پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) اینگونه نماز می خواند.2

اگر دست روی دست گذاشتن سنت مؤكّد یا مستحب بود حتماً پیامبر (صلّی الله علیه و آله) آن را می گفت، چون استحباب آن در نظر معتقدانش كمتر از گذاشتن پای راست روی پای چپ نیست. این روایات تبیین كننده كیفیت نماز، بهترین دلیل است كه دست روی دست نهادن سنت مؤكّد نیست

اما آنچه شیعه روایت كرده است :

ب: حدیث حمّاد بن عیسی

حماد بن عیسی از امام صادق (علیه‌السلام) روایت كرده كه فرمود : «چه زشت است كه شصت یا هفتاد سال از عمر كسی بگذرد و یك نماز كامل با همه حدودش نخواند.»

تکتف

حماد گوید: پیش خودم احساس حقارت كردم، گفتم: فدایت شوم پس نماز را به من بیاموز. امام صادق (علیه‌السلام) رو به قبله ایستاد ، دست هایش را روی ران هایش آویخت ، انگشتانش را به هم جسبانده و قدم هایش را به اندازه سه انگشت باز از هم باز كرده و همه انگشتان پایش رو به قبله بود، با خشوع و فروتنی ایستاد و الله اكبر گفت، حمد را با ترتیل خواند، قل هو الله احد خواند، ایستاده به اندازه یك نفس صبر كرد، ایستاده الله اكبر گفت و به ركوع رفت، پنجه دست را روی زانوها نهاد، زانوها را به طرف عقب فشار داد ، تا آنكه پشتش صاف شد به نحوی كه اگر قطره آب یا روغنی می ریختی به خاطر صافی پشت نمی ریخت . گردنش را كشیده داشت، چشمانش را بست و سه بار با ترتیل سبحان الله گفت و پس از گفتنِ «سبحان ربی العظیم و بحمده» ایستاد ، چون آرام گرفت ، «سمع الله لمن حمده» گفت و پس از گفتنِ الله اكبر در حال ایستاده و بالا بردن دست ها تا كنار صورت، به سجده رفت . پیش از زانوها، دستانش را روی زمین نهاد و سه بار گفت: «سبحان ربی الأعلی و بحمده» و جایی از بدن را بر جای دیگر قرار نداد، سجده اش بر هشت موضع بود: پیشانی ، دو كف دست ، دو سر زانو ، دو انگشت ابهامِ پاها و بینی . هفت عضو واجب است و نهادن بینی بر زمین سنت است و نوعی خاكساری است . سپس سر از سجده برداشت و كاملاً نشست و الله اكبر گفت . سپس متمایل به طرف چپ نشست، روی پای راست را بر كف پای چپ نهاد و گفت: استغفرُ الله ربی و اتوب الیه، سپس در حال نشسته تكبیر گفت و به سجده دوم رفت و مثل سجده اول ذكر گفت و در ركوع و سجود از هیچ عضوی از بدنش كمك نگرفت و در سجده دست ها را از بدن فاصله داده بود و ساعدش را بر زمین نگذاشت. دو ركعت اینگونه خواند . سپس فرمود: « ای حمّاد ، اینگونه نماز بخوان و به این طرف و آن طرف نگاه نكن ، با دست ها و انگشتانت بازی نكن ، به طرف چپ و راست یا جلو آب دهان نینداز.»3

هر دو روایت در صدد بیان كیفیت نماز واجب بر مردم است و هیچ اشاره ای در آنها به دست روی دست گذاشتن با همه انواعش نشده است . اگر سنت بود ، امام در بیان خویش آن را ترك نمی كرد . پس دست روی دست نهادن بدعت است، زیرا وارد ساختن چیزی در شریعت است كه از آن نیست .

به نقل مسلم از عایشه، پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) نماز را با تكبیر و قرائت سوره حمد آغاز می كرد و چون ركوع می رفت، سرش را نه بیرون می آورد و نه تو می كشید، بلكه میان این دو حالت بود و چون از ركوع بر می خاست، قبل از سجده كاملاً می ایستاد و چون از سجده بر می خاست، قبل از سجده دوم كاملاً می‌نشست و در هر دو ركعت تحیّت می گفت، پای چپ را می گسترد و پای راست را بر آن می نهاد و از نشستن روی دو پاشنه پا و این كه كسی ساعدهایش را مثل درندگان بر زمین بگسترد نهی می كرد و نمازش را با سلام به پایان می برد.4

اگر دست روی دست گذاشتن سنت مؤكّد یا مستحب بود حتماً پیامبر(صلّی الله علیه و آله) آن را می گفت، چون استحباب آن در نظر معتقدانش كمتر از گذاشتن پای راست روی پای چپ نیست. این روایات تبیین كننده كیفیت نماز، بهترین دلیل است كه دست روی دست نهادن سنت مؤكّد نیست .

محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام) نقل می كند كه پرسیدم: كسی در نماز ، دست راست را روی دست چپ می گذارد . فرمود: «این تكفیر است، انجام نشود.»

ج ـ روایت قاضی ابوحنیفه

قاضی ابوحنیفه نعمان تمیمی از امام صادق(علیه السلام) نقل می كند: «هرگاه در نماز ایستاده بودی، دست راست را روی دست چپ یا دست چپ را روی دست راست نگذار، این شیوه اهل كتاب است، بلكه دست‌ها را آزاد و رها كن، كه این سزاوارتر است كه تو را از فكر نماز باز ندارد.»5

 

روایات أئمه اهل بیت (علیهم‌السلام)

روایات بسیاری از ائمه اهل بیت نقل شده كه آویختن دست واجب است و دست روی دست گذاشتن (تكفیر) بدعت است . به چند حدیث اكتفا می كنیم.

1 . محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام) نقل می كند كه پرسیدم: كسی در نماز ، دست راست را روی دست چپ می گذارد . فرمود:«این تكفیر است، انجام نشود.»6

2 . زراره از امام باقر (علیه السلام) روایت كرده كه فرمود : «در نمازت اقبال داشته باش، دست روی دست نگذار ، كه این كارِ مجوس بوده است.»7

3 . صدوق با سند خود از علی (علیه السلام) نقل می كند كه فرمود : «مسلمان در نمازش در برابر خدای متعال دستهایش را روی هم نگذارد و شبیه اهل كفر یعنی مجوس نشود.»8

شیعه چه گناهی كرده اگر اجتهاد و بررسی كتاب و سنت ، آنان را به این نتیجه رسانده كه دست روی دست گذاشتن در نماز ، امری است كه پس از پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله) به وجود آمده و مردم در روزگار خلفا به آن امر می شدند؟ پس هر كه به واجب یا مستحب بودن آن معتقد باشد در دین بدعت نهاده است. آیا پاداش كسی كه در دین اجتهاد كند، آن است كه به تعصب مذهبی یا اختلاف افكنی متهم شود؟

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


1 . جواهر الكلام : ج11 ، ص15 ـ

2 . سنن بیهقی : ج2 ، ص72 ، 73 ، 101 ، 102 ؛ سنن ابی داود : ج1 ، ص194 ؛ سنن ترمذی : ج2 ، ص98 ؛ مسند احمد : ج5 ، ص424

3 . وسائل الشیعه : ج4 ، باب اول از افعال نماز ، حدیث 1 ، نیز باب 17 ، حدیث 1 و 2

4 . بلوغ المرام : 99 ، شماره 8 / 257

5 . دعائم الاسلام : ج1 ، ص161 ، شماره 472 ( چاپ قاهره ) .

6. وسائل الشیعه : ج4 ، باب 15 از ابواب قواطع الصلاة ، حدیث 1

7 . همان ، حدیث 2

8. همان ، حدیث 7

 



:: ادامه مطلب
آیا نماز شیعه بدعت است؟
نويسنده : محبوب خدا
تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 
نماز

یکی از ایراداتی که عده ای از روی ناآگاهی نسبت به سنت فعلی پیامبر(ص) مطرح می کنند این است که چرا شیعیان همچون اهل تسنن برخی نمازهای پنجگانه را در وقت فضیلت خویش اقامه نمی کنند بلکه به عکس میان آنها قایل به جمع هستند و مثلا نمازهای ظهر و عصر یا مغرب و عشاء را با هم به جای می آورند؟ برخی حتی پا را از این فراتر گذارده و به شیعه نسبت بدعتگذاری در دین داده اند؟

پاسخ اجمالی به مساله فوق این است که اولا باید دانست که نماز جزء فروع دین است و در مسائل فرعی نیز همواره میان دانشمندان، نحله ها و مذاهب اسلامی اختلاف وجود داشته و دارد اما صرف این اختلاف دلیل بر حقانیت گروهی نسبت به گروه دیگر نمی باشد همانطور که پیشوایان و علمای اربعه اهل سنت نیز با هم اختلاف زیادی در این مسائل دارند بلکه آنچه مهم است ادله طرفین است، پس باید ادله را بررسی کرد، ثانیا: چنانکه مذکور خواهد افتاد شیعه در این مساله از هر اهل تسننی سنی تر است؛ چه آنکه روایاتی که خود علمای بزرگ اهل تسنن در معتبرترین کتابهای خویش آورده اند گواه بر آن است که سنت حضرت ختمی مرتبت (ص) نیز چنین بوده که میان نمازهای یاد شده جمع می کردند.

به هر روی، جمع خواندن پاره ای از نماز های یومیه و نیز عدم جمع میان آنها سنت جاری رسول الله در صدر اسلام و نیز ائمه هدی علیهم السلام بوده و نمی توان چشم را بر واقعیات تاریخ بست و به کثیری از مسلمانان چنین نسبتی ناروا روا داشت، نه شیعیان و نه حتی اهل تسنن هیچ کدام در این مساله بدعت گذار نبوده و نیستند جز اینکه اهل تسنن به دلایلی خاص قایل به تفکیک و اقامه نمازهای یاد شده در وقت فضیلت خویشند وشیعه به دلایلی دیگر از جمله رفع حرج، توسعه و تسهیل امت به سنت جمع خوانی پیامبر تمسک جسته است

اما پاسخ مستوفی وادله نقلی:

چنانکه گفته شد "علاوه بر منابع شیعیان، در منابع معروف اهل تسنن مانند صحیح بخارى و صحیح مسلم، سنن ترمذى، موطأ مالك، مسند احمد، سنن نسائى، مصنف عبدالرّزّاق و...، حدود سى روایت درباره جمع میان نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء، نقل شده است كه در آن ها حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) در حالى كه در شهر بودند و هیچ خوف و ضرورتى نیز وجود نداشت جمع بین دو نماز كرد.

اكنون به برخى از روایت هایى كه اهل تسنن در مورد جمع بین دو نماز واجب آورده اند به اختصار اشاره مى كنیم تا معلوم شود كه همه مسلمانان به صحت این عمل معتقدند و این كار از بدعت هاى شیعیان محسوب نمى شود:

1. احمد بن حنبل در مسندش از ابن عباس نقل مى كند كه گفت: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در مدینه مقیم بود و مسافر نبود، با این حال هم نماز ظهر و عصر (8 ركعت) و هم نماز مغرب و عشاء (7 ركعت) را با هم خواندند.1

2. مالك در موطأ از ابن عباس روایت كرده كه گفت: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء را به صورت جمع (با هم) به جاى آوردند در حالى كه نه خوفى وجود داشت و نه سفرى در كار بود.2

3. مسلم در صحیحش در باب جمع بین دو نماز در حضر مى گوید: ابن عباس گفت: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نماز ظهر و عصر را با هم و نماز مغرب و عشاء را با هم به جاى آورد بى آن كه خوفى باشد یا در حال مسافرت باشد.3

4. و همچنین ابن عباس مى گوید: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در مدینه جمع بین دو نماز ظهر و عصر و دو نماز مغرب و عشاء كرد بدون خوف و باران. مى گوید: به ابن عباس گفتم: چرا چنین كرد؟ گفت: براى این كه امتش در مشقت نیفتند.4

روایات در این زمینه حتى در منابع اهل تسنن زیاد است ولى ما به جهت رعایت اختصار به همین مقدار بسنده مى كنیم.

تقریباً در تمام احادیث بالا كه در كتب معروف و منابع درجه اول اهل تسنن نقل شده و سند آن ها به جمعى از بزرگان صحابه مى رسد، روى دو نكته تأكید شده است:

نخست این كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) جمع میان دو نماز را در حالى انجام داد كه مشكل خاصّى مانند باران یا سفر، یا ترس از دشمن، وجود نداشت.

دیگر این كه هدف آن حضرت «توسعه بر امّت» و «رفع عسر و حرج» بوده است. "5

هر چند اخبار و روایات بسیاری در این باب نقل شده، لیکن همین که بابی به نام «جمع بین الصلاتین» اختصاص یافته و احادیث مربوطه در این باب نقل گردیده، محکم ترین دلیل و برهان بر جواز جمع خواندن نماز است. زیرا اگر غیر از این می بود باید باب مخصوصی به نام «جمع بین الصلاتین فی السفر» یا «جمع بین الصلاتین فی الحضر» اختصاص می دادند تا احادیث مربوطه را تفکیک نمایند.

نماز

از طرفی دیگر، بخاری همین احادیث را در صحیح خود آورده، لیکن به دلایل نامعلومی و با زبردستی آن ها را از محل «جمع بین الصلاتین» به محل دیگری مثل «باب تأخیر الظهر إلی العصر من کتاب مواقیت الصلاة» و «باب ذکر العشاء والعتمة» و «باب وقت المغرب» انتقال داده است.6

اصولا جواز جمع میان دو نماز در برخى از موارد، مورد اتفاق همه فقهاى اسلام قرار دارد. در عرفه و مزدلفه همه فقها جمع میان نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء را جایز مى‏دانند، همچنانكه گروه زیادى از فقهاى اهل سنت جمع بین دو نماز را در سفر مجاز مى‏شمرند. تمایز شیعه از دیگران آن است كه گام فراتر نهاده و با استناد به ادله فوق (در عین قبول افضلیت انجام نمازها در وقت فضیلت‏ خویش) جمع میان دو نماز را مطلقا جایز مى‏داند. حكمت این امر نیز، همان‏گونه كه در احادیث ‏بیان شده است، تسهیل امر بر مسلمانان است، و خود پیامبر گرامى در موارد زیادى بدون عذر (مانند سفر، بیمارى و غیره) بین دو نماز جمع مى‏كرده تا كار را براى امت آسان سازد، كه هر كس بخواهد بین نمازها جمع كند و هر كس بخواهد آنها را جدا از یكدیگر انجام دهد.7

گاهى تصور مى‏شود مقصود از جمع این است كه نماز اول را در آخرین وقت(فضیلت) آن (مثلا هنگام رسیدن سایه شاخص به اندازه خود)، و نماز دوم را در اولین وقت عصر بخواند. با این كار، فرد نمازگزار در حقیقت هر دو نماز را در وقت ‏خود خوانده است، گرچه یكى در پایان وقت و دیگرى در آغاز آن انجام گرفته است.

این پندار با ظاهر روایات مخالف است. زیرا همان‏طور كه گفته شد، كیفیت جمع میان دو نماز همان است كه همه مسلمانان در عرفه و مزدلفه انجام مى‏دهند، بدین‏گونه كه در عرفه هر دو نماز را در وقت ظهر، و در مزدلفه هر دو را در وقت عشاء مى‏خوانند. بنابراین، جمعى كه در لسان رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آمده است ‏باید ناظر به چنین جمعى باشد، نه جمعى كه یكى از نمازها در آخر وقت و دیگرى در اول وقت صورت پذیرد.8

نماز جزء فروع دین است و در مسائل فرعی نیزهمواره میان دانشمندان، نحله ها و مذاهب اسلامی اختلاف وجود داشته و دارد اما صرف این اختلاف دلیل بر حقانیت گروهی نسبت به گروه دیگر نمی باشد همانطور که پیشوایان و علمای اربعه اهل سنت نیز با هم اختلاف زیادی در این مسائل دارند بلکه آنچه مهم است ادله طرفین است، پس باید ادله را بررسی کرد

به هر حال جمع خواندن پاره ای از نماز های یومیه و نیز عدم جمع میان آنها سنت جاری رسول الله در صدر اسلام و نیز ائمه هدی علیهم السلام بوده و نمی توان چشم را بر واقعیات تاریخ بست و به کثیری از مسلمانان چنین نسبتی ناروا روا داشت، نه شیعیان و نه حتی اهل تسنن هیچ کدام در این مساله بدعت گزار نبوده و نیستند جز اینکه اهل تسنن به دلایلی خاص قایل به تفکیک و اقامه نمازهای یاد شده در وقت فضیلت خویشند و شیعه به دلایلی دیگر از جمله رفع حرج، توسعه و تسهیل امت به سنت جمع خوانی پیامبر تمسک جسته است چنانکه در پاره ای  از روایات منقول از پیامبر(ص) به حکمت این عمل نیز اشاره شده است از جمله:

در روایتی آمده است: «جمع النبی‏صلى الله علیه و آله و سلم بین الظهر و العصر وبین المغرب والعشاء فقیل له فی ذلك فقال صنعت هذا لئلا تحرج امتی‏»: پیامبر(ص) نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشاء را به جمع خواند. از ایشان حکمت این کار پرسیده شد، فرمودند: چنین كردم تا مبادا امتم به رنج و تعب بیفتد.9


شکوری_ کارشناس گروه دین و اندیشه تبیان

مآخذ:

1-مسند احمد بن حنبل، جلد 1، صفحه 221.

2-موطأ مالك، جلد 1، صفحه 144، حدیث 4.

3-صحیح مسلم، جلد 1، صفحه 489، حدیث 49.

4-صحیح مسلم، جلد 1، صفحه 490، حدیث 51.

5-همراه با راستگویان، صفحه 379.

6- ر.ک: شبهای پیشاور، سلطان الواعظین

7- منشور عقاید امامیه صفحه 273

8-همان

9- شرح زرقانى بر موطا مالك، ج 1، باب الجمع بین الصلاتین فى الحضر و السفر، ص 294.



:: ادامه مطلب
 
» تعداد مطالب : 2884
» کل نظرات : 135
» بازديد کل : 2084201
» تاريخ ايجاد وبلاگ :
شنبه 30 دی 1391 
» آخرين بروز رساني :
سه شنبه 19 دی 1396